دختر صاحبخانه
ببخشید خانم
نوشیدنی بیشتری نیاز دارم
چرا از دیدن بدنم
خجالت میکشی؟
معذرت میخوام خانم
برام آسون نیست
بخاطر زنته؟
فکر میکنی گناهه؟
آره ... شاید
ببخشید
ابی، اگه بخوای
اینجوری ادامه بدی...
منم احساس بدی
پیدا میکنم
معذرت میخوام
حالا چیکار کنیم؟
تو قبول کردی
پورتره منو بکشی
و منم لخت بشم
یساله برای اینکه بدنم
خوب بشه هر روز
ورزش میکنم
چرا احساس گناه میکنی؟
مگه واسه پول نقاشی نمیکشی؟
سه ماه کرایه کافی نیست؟
دیگه چی میخوای؟
نه!
هیچی، من
نمیتونم ادامه بدم
عاع
ببخشید، باید
به فکر زنم باشم
من میرم
ابی!
ابی!
فکر کردی
شوخی میکنم؟
من جلوت
لخت شدم؟
فکر کردی
فاحشهام!؟
نه ... اصلا خانم
اشتباه برداشت کردین!
من فقط ...
میخوای اینجوری
لخت مادرزاد ولم
کنی و بری!
نکنه از بدنم
خوشت نیومده
نکنه فقط بدن
یه مادر میانسال
رو میبینی!؟
نه، سوءتفاهم
شده خانوم
من... فقط...!!
پس همینجوری
از این اتاق میام بیرون!
ببینیم چی
میشه؟
لطفاً برگرد و ادامه بده
وااو .. حقیقتاً...
عاشقش شدم
حتی وقتی
مستی...
نقاشیت
حرف نداره
خیلی حیفه...
همچین استعدادی بخواد
با کشیدن بیلبورد ازبین بره
نگران نباش
این راز کوچیک
بین خودمون میمونه
این نقاشیها رو
جایی میذارم که
هیچکس نبینه
مرسی ابی
استراحت کن
مشکلی نیست
این یه رازه
نگران نباش
باشه؟
اووه
چیکار میکنی ابی؟
نباید همچین کاری کنیم!
ابی!
ادامه دارد...