ممههای هر زنی
رو میتونی بخوری
ولی...
هر ممهای شیر نداره
ولی اینا دارن
من تنها کسی هستم
که میتونه همچین چیزی
رو بهت بده، نه؟
این واقعاً خاصه
آره، میخوامش
هممم
آااه!
بابا...!
خیلی شیرینه
واسه مینجائه
هم بذار
هااا
هاا
همشُ
نخور بابا...!
دختر صاحبخانه
واو، ماه امشب
چقدر خوشگله
حیفه که همینجوری
وایستم و تماشاش کنم
باید دعا کنم
من آدم مذهبیای نیستم
پس نمیدونم باید چیکار
کنم ولی...
لطفاً به این بندهی گناهکارت
که فقط چند روز از زندگیش
باقی مونده رحمت عطا کن
ماه، یهوه، بودا
هرکسی که اونجایی
لطفاً دعای منُ
بشنو
میتونی حتی زودتر
عمرمُ بگیری ولی فقط
بهم گوش بده
اول از همه
کمک کن جانی از
دستاش تو راه درست
استفاده کنه
لطفاً نذار بیفته
دنبال انتقام و
کینه ورزی
میدونی که نقاش
خیلی خوبیه
میتونه یه نقاش
بزرگ و چیره دست بشه
با اون دستاش
دستاش
فقط بذار نقاشی کنه
دستتُ بده
دستمُ...؟
قول بده...
هیچوقت با این دست
دعوا نکنی یا دنبال
انتقام نباشی
دوست ندارم اینکارو بکنی
من فقط میخوام با این
دستات نقاشیای قشنگ بکشی!
مطمئنم یه نقاش
معروف میشی
این دستا واسه جنگیدن
و انتقام گرفتن نیست
این دستایی که باید
باعث خوشحالی مردم بشه
بهم قول
میدی؟
قول بده با این دستا
فقط نقاشیای قشنگ بکشی!
باشه
و آخرین آرزوم
خودتون میدونین...
هاکیون یو مرد خبیثیه
آدمای زیادی بخاطر
اون زجر کشیدن
اگه اون پیرمرد ناپدید شه
همه خوشحال میشن
هر چقدر لازم بود
زندگی کرده
این بنده گنهکارت میخواد
یه آدم بد دیگه رو با
خودش ببره
آااخ!
آاایی
خودتون بهتر
از من میدونین
من زمان
زیادی ندارم
اون پیرمرد با
من میمیره
لطفاً کاری کنین
بیاد اینجا
میخوام دوباره آرزوی
اولمُ تکرار کنم
هااا
هااا
لطفاً جانی فقط
از دستاش واسه...
نقاشی
استفاده کنه
فقط نقاشیای
قشنگ بکشه
لطفاً
آقای چانبا
هنوز بیداری؟
رییس، چطوری؟
خوبم
نگران نباش
مامان مینجائه
بهم رسیدگی میکنه
بابا...
شیرت خیلی
شیرینه
هر بار که مشکلی برام
پیش میاد، بهم خوب
رسیدگی میکنه
شیرش خیلی
خوشمزه بود
شیر...؟ حتماً
تو راه برات خریده
این شیرا رو نمیشه خرید
شیر میخوری؟
اون خودش
درستش کرده بود
جدی!؟ عجب زن
با استعدادیه
زنگ نزدم راجبه
اون حرف بزنیم
یادته قرار بود
بریم چاپادو واسه
استراحت؟
آره
واسه آخر هفته
ماشینُ آماده کن
تو که هنوز خوب نشدی رییس
بهتر نیست یکم عقب
بندازیش!؟
من خوبم
با یه بیماری از
پا در نمیام!
درضمن ، هوای تازه
خودش داروئه
مخصوصاً وقتی
هانا باشه
نمیخواستم منُ
اونجوری بیینه
باید نشونش بدم
هنوز سر پام
آره رییس
زودباش بیا اینجا
میخوام یکم لذت ببرم
نمیتونم واسه گاییده شدن
با کیرت صبر کنم
جوونای این دور و زمونه
سکس کردن بلد نیستن
خود هانا بهم گفت
دلتنگ کیر منه
تو پارک خیلی
تحقیر شدم
بای بهش نشون بدم...
هنوزکیرم
بهترین کیر دنیاست
باشه رییس، فهمیدم
مادر مینجائه یکم
دیگه میره
اون تازه عروسُ یادته؟
بفرستش اینجا
هانای جنده
فکر کنم تو
همین اتاق بود
بیا اینجا
جنده
ولم کن
کصتُ
پاره میکنم
ولم کن
آره جنده
این چیزیه
که لایقشی
عالیه
چه کص
تنگی داری
از آخرین
بار خیلی بهتر شدی
هاایی!
آاع
چطور جرات کردی
این حرفا رو
بهم بزنی!؟
هااع
هااه
حتی بعد از اون
اتفاق بازم دلتنگ
کیرمه
جنده زیاد دیدم
ولی این یکی یه
چیز دیگهست
بخاطر این کیره
همهی زنا جلوی
این کیر ضعیف میشن
باشه، بازم کصتُ
گشاد میکنم
منتظرم باش
باشه آقا
استراحت کن
سفر!؟
جمعهی هفتهی دیگه
بعد از ناهار میریم!
هانا؟
اون جنده ازش
چی میخواد!؟
شنیده بودم
بخاطر پیرمرد
فرار کرده
چرا یهویی خواسته
اونُ ببینه؟
یه جای کار میلنگه
بابا
عالیه
هاااه
هااع
از کیر دالهو
بهتره
هااه
هااه
هااع
کدومُ بیشتر
دوست داری؟
بگو
کیر تو
عاه
هاا...
هااع
فاک!
عــــه
محکم بغلم کردی
که ولت نکنم!؟
عه عه عه
عممم
عه
عهعه
عهعه
عهعه
ععع
این روزا...
مثل خزون پاییز گذشت
سرپرستار
رییس خواست بخاطر
زحماتت ازت تشکر کنه
باشه، ممنون
هاع
آاه
عمم
هاه
هااع
هااع
عممم
لعنتی، پوستتم
شیرین و خوشمزه ست
چرا یه تازه عروس
هر بار که من میخوام بکنمش
اینقدر ناراحت میشه!؟
عووم
عممم
عمم
عمم
گریه نکن
اگه میخوای شب برگردی خونه
گریه کردنُ تموم کن
چون حتی اگه
گریه کنی...
عووم
همم
فقط باعث میشی
من حشریتر شم
اونجوری دیگه
نمیتونم ازت دست بکشم
هاکیون یو فقط چند
روز دیگه میرفت چاپادو
ولی تو همین چند روز
به جای استراحت فقط
داشت کص میکرد
و...
حالا شروع
میکنیم کشیش
راحت باش
فکر کن دوربینس
در کار نیست
تو همون زمان
کشیش پارک نقش اصلی
مستند پنج قسمتی...
رو داشت
بازی میکرد
و وقتی که تموم شد
صبح روز بعدش...
مستند در کل
کشور پخش شد
ولی یکی بود که
این مستند رو با
بی صبری تماشا میکرد
تائه!
ادامه
دارد...