دختر صاحبخانه قسمت ۱۲۴ از ۳۴۵۱۲ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲
دختر صاحبخانه
مثل یه
پاپی شدی
این اولین رابطه‌مون بود
نمیتونستم درست فکر کنم
وقتی دیدم داره
انگشتمُ لیس میزنه
حس کردم
۱۰ ثانیه‌ای آبم میاد
جانی مال منه؟
آره دارلا
هااا...
هااا...
هااا...
هااا...
هااا...
هااا...
عاااع
هااا...
عااه
هاه
آااه
عااه
هااا...
آی
باید آرومتر باشم ولی اونقدر
هیجان‌زده‌ام که نمیتونم خودمُ
کنترل کنم!
جانی..!
آرومتر..!
یکم آرومتر!
دردم گرفت
درد میگیره
جانی..!
هااا...
درد میکنه
هااا...
درد دارم
حالم بد شده بود
که اونجوری میدیدم
دارلا داره درد میکشه
هااا...
میدونستم باید
آرومتر پیش برم
ولی فکر کنم
بعد از اتفاقی که
بین مادرم و اون خوک
پیر افتاد، یه شیطانی
درونم بیدار شده بود
درد دارم
یهویی یه فکری
اومد تو سرم
آرومتر باش
بابات اتاق بغلیه
بخاطر اینکه تو مدرسه
ازم سواستفاده کردی
هم!
همم!
میخوام با این درد
کشیدن تنبیهت کنم
عمم
عووم
هوم
هااع
هووع
هااع
هااع
آبم داره میاد
نتونستم ازش بپرسم
میتونم بریزم توت یا نه
ولی بخاطر خونی که
داشت از کصش میومد
نریختم توش
هااه!
هااا...
حرومزاده
بهت گفتم درد دارم
چرا محکمتر
تلمبه زدی؟
ببخشید دارلا
خیلی هیجان‌زده
شده بودم
جدی؟
خیلی رومخی
جانی
هاااع
ببینم...
داشتی واسه دارلا...
میخوردی؟
ادامه دارد...
پایان

قسمت 124 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 125

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی دختر صاحبخانه
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت