دختر صاحبخانه قسمت ۵۸ از ۳۴۵۲۱ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱
میبینم که
غش کردی
آقای آن
همینجا بمون
و استراحت کن
من میرم خونه
عالی شد
پسر تو بیمارستانه
و پدر تو جنده‌خونه
دختر صاحبخانه
لیواناتونُ
بیارین بالا
بسلامتی
لیوانت خالیه
دیوید
حواسم بهت هست
بچه کونی
باشه
این اولین
جلسه‌ی رسمیمونه
بعد از بیرون
کردن تائه از گروه
بیرون
کردنش!؟
جنده
بهتره همدیگه
رو بشناسیم
و به عضو جدیدمون
خوش آمد بگیم
مرسی
عضو جدید؟ واو
چه پیشرفتی کردی
واسه یه باکره
بد نیست، نه؟
هاها
به کی میگی
باکره!؟
من کلی
کص کردم
تو هستی که واسه
کص پول میدی
ها
حرومزاده!
نکنه مخت رد داده؟
چرا باید واسه
کص پول بدم؟
تنها چیزی که دورم
زیاده کصه!
کسشر نگو!
بچه‌ها دیدنت که
رفتی جنده‌خونه!
گوه نخور کونی!
هیون داره تو
روی سم وامیسته
بدون تائه عجب
گوه در گوهی شده
دهنتونُ
ببندین!
بیخشید
داشتیم
شوخی
میکردیم
هیون
سم دیگه رییس
مدرسه‌ست، زیاد
سر به سرش نذار
باشه... ببخشید
سم رییسه؟
پس جانی چی؟
جانی این چیزا
واسش مهم نیست!
اون فقط به من
و نقاشی اهمیت میده!
کاری به کارش نداشته باشین!
از بچگی فقط
میخواست نقاشی
کنه
و مراقب من باشه
همین!
کارت درسته پسر
پیکاسوی
کره‌ایه
از تو مخت
براش کت و شلوار
کشیدی
از کجا یاد گرفتی؟
کلاس میرفتم
ولی استعداد ذاتی هم دارم
فکر کنم از بابام
به ارث بردم
میشه منم
بکشی؟ بهت
پول میدم
منم میخوام
چقدر میشه؟
لازم نیست
پول بدین
بذار اینُ تموم کنم
شما رو هم میکشم
دستام خیلی سفت شدن
اینجوری برام تمرین هم میشه
باید ازتون تشکر کنم
که مدل من شدین
اول فکر میکردم یه
دزد بی سر و پایی ولی
انگار بچه‌ی خوبی هستی
آره، کلی دختر
شبا میان پیشت
فکر میکردم
لات باشی
خب، من بخاطر
دعوا اومدم بیمارستان
پس همچین پسر خوبی
هم نیستم
ولی دیگه هیچوقت
دعوت نمیکنم
فقط رو نقاشی
تمرکز میکنم
نگران جانی
نباشین
اون هرکاری که
من بگم میکنه
اون روز که
دیدینش، آره؟
من مراقبشم
شما به حرفای
سم گوش بدین
به هر حال بعد از تائه
نفر دوم گروه بود
وایستین بچه‌ها
صبر کن سم
چی؟
باشه مینی
اینبار میبخشمت
امیدوارم درستُ
یاد گرفته باشی
مرسی دارلا
شوخیت
گرفته؟
آروم باشین
بچه‌ها
مینی عضو مهمی از
این گروهه، شما میتونین
دخترای دیگه رو بکنین
ببینین، چطور رو
زانوهاش التماس میکنه
مگه میشه نبخشمش؟
کیرم
دهنت
دارلا!
فاااک
شوخیت
گرفته!؟
باعث شدی
مثل چی حشری شم
چرا نذاشتی
بکنمش!؟
مگه نمیخواستی
ازش انتقام
بگیری!؟
فاک
چراا!؟
دیوث ...
چقدر ترسناکه
نباید جلوش
ضعف نشون بدم
آروم باش
سم
چی!؟
فاک!
بنظرت
میتونم
آروم
باشم!؟؟
اگه نتونی خشمتُ
کنترل کنی
نمیتونی رییس
بعدی گروه باشی!
چی!؟
من؟
آره
تو بعد تائه
قویترین پسر
مدرسه‌ای...
نمیخوای رییس باشی؟
جانی چی میشه؟
بنظرت جانی همچین
چیزی میخواد؟ اون به این
چیزا اهمیت نمیده!
فقط دیگه باهاش
مثل یه بازنده
رفتار نکن
اونم سرشُ میندازه
پایین و نقاشیشُ میکشه
من... رییس شم؟
آره
مگه کری؟
من!؟
هاهاها
البته به یه شرط
باید همه با من مثل
ملکه‌ها رفتار کنن
باشه! حله!
خیلی وقت بود
میخواست رییس
شه
خر کردنش
راحت بود
بسلامتی
رییس و
عضو جدیدمون
بسلامتی!
عینکی کجاست؟
دوباره بگایی
بالا نیاره!؟
بهش یه وظیفه دادم
چی!؟
اون جنده‌هایی که
تو راه دیدیمشونُ
یادتونه؟
جنده‌ها!؟
همونی که کیرت کرد!؟
هی
داری چه
غلطی میکنی؟
بهم گفت
چه غلطی میکنی
چرا بهم
دست زدی
میخوای بکنیش؟
آره
بامزه بود دیگه
اینطور فکر نمیکنی؟
بدون اینکه بترسه
تو روم وایستاد
بهش گفتی اگه
پیداش کنه میتونه
عضو گروه شه
مگه نه؟
بینگو
اون عینکی هم
خیلی خره
سم خیلی
حرومزاده‌ست
واسه اینکه
عضو شه هر
کاری بگی میکنه
خودشه!
مطمئنم
خودشه!
آره
بالاخره عضو
گروه میشم!
فکر کنم سم
اینبار حرفش
حرف باشه
به هرحال تو
یه نگاه عاشقش شده
خیلی حرومزاده ست
ولی وقتی پای
عشق بیاد وسط
همه دل نازک میشن
دیگه عضو
گروه شدم!
به قدرت عشق
باور دارم!
این آکادمی هنر نیست؟
جانی هم همینجا
میرفت، نه؟
پسر تو
بیمارستان
پدر تو
جنده‌خونه
بهتر از این نمیشه!
امشب...
میخوام تو تخت
خودت بکنمت
ادامه دارد...
پایان

قسمت 58 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 59

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی دختر صاحبخانه
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت