تائه...
جیسون، کی
زده کیریت کرده؟
گفت دزدا بعد از اینکه
جانی رو رسونده ریختن
سرش و کتکش زدن!
باید یه چیزی
بهت بگم...
دختر صاحبخانه
13
تائه...
من...
خب...
یعنی...
چی شده احمق؟
بنال دیگه!
ببخشید
گفتنش یکم
سخته
کسایی که این بلا
رو سرم آوردن
اگه دوباره باهاشون
روبرو شدم میتونم
بهت زنگ بزنم؟
میخوام ازشون
انتقام بگیرم
درسته نباید ازت
همچین چیزی بخوام
ولی لطفاً
این چیزی بود
که میخواستی بگی؟
خاک بر سرت
میخواستم بیخیال این
بشم که باعث خجالتزدگی
ما شدی، یعنی آخه
صورتشُ ببینین
تائه
فااک!
عوووع!
اووع
بهت اجازه دادم
دور و برم بچرخی
فکر کردی رفیقمی!؟
خاک بر سر
ترسوی بزدل
مادرجنده!
همش یا ازت دزدی میکنن
یا کتکت میزنن، آبروی
ما رو بردی
بهتر بود دهنتُ
میبستی...
بچه کونی
چرا باید از ترسویی
مثل تو دفاع کنم؟
برو کون بده تا نزننت
وایسا تائه
اشتباه کردم
ببخشید
روشون اسید بپاش!
با چاقو بزنشون! هر غلطی
میخوای بکن! خودت برو
انتقام بگیر احمق مفتخور!
جیسون یه احمق کامله
فکر کرده چون میذاریم
دور و برمون بچرخه یکی
از ماست، تازه میخواد بریم
واسش انتقام بگیریم! هاهاها!
ولی کدوم حرومزادهای همچین
احمقی رو میزنه؟
گفت سه نفر کشیدنش
یه جای خلوت و تا میخورده
زدنش... گفت تا حالا ندیده
بودشون، میگه همسن ما بودن!
امکان نداره...
فقط بچههای مدرسهی
ما همچین قدرتی دارن
شاید جانی زدتش
دیشب اومده بود دنبالش
تنها بودن با هم!
هاهاهاها
نه بابا... هاهاها!
اگه همچین چیزی بود
از خجالت خودشُ حلقآویز
میکرد... هاهاهاها!
فاک!
فااک!
گمشین
جیسون؟
پشتت
خونه!
چی شده
جیسون؟
برین کنار!
چطور جرات
میکنی به من
دست بزنی!؟
من عضو گروه
تائه هستم! فکر کردین
هنوز با هم دوستیم؟
گمشین
ها...؟
تائه!
مادرجندهی
عوضی...
اگه بدونه از جانی کتک
خوردم صددرصد منُ میکشه!
روانیه!
یه حرف زدم
با صندلی منُ زد
جلوی همه
تحقیرم کرد!
وایسا و
تماشا کن
۲۰ دقیقه قبل...
لعنتی!
گوه توش!
پس جانی و دارلا
مخفیانه با همن؟
شکتائه درست بود!
باید منتظر خشم
تائه باشن!
وایسا ببینم
این یه فرصته!
با این آتو
میتونم دارلا
رو بکنم!
همیشه آرزو داشتم
یه بار کص و ممههاشُ
لمس کنم!
جندهای که حتی
جرات نگاه کردنشم
نداشتم!
اگه چیزی که دیدم
رو از تائه مخفی کنم
میتونم باهاش دارلا
رو تهدید کنم
از ترس تائه لنگاشُ
جلوم میده هوا!
بعداز فارغالتحصیلی
هم که همه میرن سی خودشون!
کردن دارلا مهمتر از
جایگاهم تو گروه تائهست!
دوستدخترتُ
مثل سگ میکنم
آااخ!
مادرجنده...
اگه نمیزدی فقط خودم
تنهایی میکردمش
با اینکارت میذارم همه
یه دور باهاش عشق کنن
دوست دخترتُ
جندهی دوعالم میکنم!
هاهاهاها...
چند روز قبل..
چی!؟
جدی!؟
آره
جانی و دارلا خارج
از مدرسه رفتارشون خیلی
فرق داره
سه بار دیدمشون
مطمئنم!
بیا بریم تو
اتاقم بازی کنیم!
یه کار خاص
برات انجام میدم
دارلا کسیه که
همش لمسش میکنه
هرکی نمیدونست
میگفت با همن
جدی؟
معمولاً اونقدر ازم میترسی
یه کلمه هم جلوم حرف نمیزنی
چی شده به حرف اومدی؟
میخوای تحسینت کنم؟
یه درخواستی
ازت دارم
میشه منُ از
گروه بازندهها
کنار بذاری؟
بووووم
اووخ
ببخشید تائه
گمشو،احمق ترسو
باید ازم ممنون باشی
که گذاشتم باهام حرف بزنی
ولی گوه زیادی خوردی
باید گردنتُ بشکنم
من و تو تنها کسایی هستیم
که میدونیم تو چی دیدی
اگه به کس دیگهای بگی میکشمت
باشه، به هیچکس
نمیگم
جنده
باید به این
موضوع رسیدگی کنم
چی!؟
نتونستم امروز
بیان سر کار!؟
هردوتاشون جوون
و پرانرژین، اگه از پس
یه پیرمرد برنمیان پس
به چه دردی میخورن؟
میدونستن هیچکس
مثل تو نمیشه عزیزم
فقط میخواستم
تو یکم استراحت کنی
واسه همین به اونا
گفتم بیان
فهمیدم چقدر
برام خاصی گلم!
خوب استراحت
کردی؟
نه، بیشتر کار کردم
کلی مشتری داشتم
یه سرباز منحرف
اگه با من نباشه
استراحت حساب میشه
مهم نیست چندتا مشتری داشتی
کص تو تنها
کص دنیاست که از
پس این کیر برمیاد!
هاه؟
چرا ناراحتی ؟
چرا مثل یه تیکه
گوشت افتادی رو تخت؟
بیخیال! هردوتامون میدونیم
چرا به اونا گفتی بیان! از من خسته
شده بودی! لازم نیست بهونه بیاری!
چی؟ از دستم
عصبانی هستی؟
چرا یه پیرمرد۶۰
ساله باید باعث شه
حسودیم شه؟
چرت و
پرت نگو!
بذار اینُ بکشم
بیرون! حالا حرف میزنیم!
دلیلش اون نبود!
هرچی!
نمیخواستم حرفی بهت
بزنم چون خجالت میکشم
بگم تو این سن حسودیم شده
راستش، بخاطر یه
چیزی ازت عصبانی شدم
تو منو گذاشتی رفتی
و به جانی زنگ زدی
بیاد اناقت تا بکنتت؟
دخترم همه چیزو
دیده! سعی نکن
بهم دروغ بگی!
چی!؟
ادامه دارد...