دختر صاحبخانه قسمت ۱۹۵ از ۳۴۵۱۴ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴
قسمت 195
دیگه تو اتاق
تو نمیخوابم
جانی
اگه میخوای
با من بخوابی
از الان به بعد
خودت میای پایین
هاه؟!
از حالا وقتی میخوای
بکنمت، بهم زنگ نزن
خودت بیا اتاقم
چی گفتی؟
دختر صاحبخانه
اتاق من ۲۰۱
درسته؟
نمیخوام کلاً
تو اتاق تو زندگی
کنم
حیفه این همه
پول بدیم بی استفاده
بمونه
چه حیفی؟
پدر من داره
پول اتاقتُ میده
پول خودت نیست
که ناراحت میشی
چیه، طوری
رفتار میکنی انگار
مال من نیست؟
تو هم میخوای بگی
این اتاق متعلق به من نیست
دقیقاً مثل پدرت
که باهامون مثل برده
رفتار میکنه
تو هیچ فری
با بابات نداری
میخوای بکشمت؟
چطوری منُ با اون
آشغال یکی میکنی؟
دارلا وقتی با
پدرش مقایسه میشد
خیلی عصبانی میشد
ولی من خیلی از
این بابت خوشحال بودم
اونا داشتن...
تو‌ پول
غرق میشدن
من طبقه‌ی دومم
و تو طبقه‌ی سوم
فکر کنم هدف
پدرت کاملاً مشخصه
بیخیال جانی
بیا تو اتاق
من بازی کن
باشه
تا حالا هر بار
که زنگ‌میزدی من
میومدم بالا
حوصله‌م سر رفته
بیا اتاقم
باشه
ولی تا اونموقع
دوست بودیم
و من از وقت گذروندن
باهات لذت میبردم چون
مثل خواهرم بودی
جانی!
ولی وقتی رفتیم
دبیرستان خودتم
میدونی رفتارت باهام
چجوری شد
میشه بجنبی
بیای اینجا
این روزا خیلی رومخی
ببخشید
خیلی نازی
مثل یه پاپی
کوچولویی
وقتی صدات میکنم
باید زودبیای، باشه؟
این روزا سریع نمیای
پیشم و خیلی ناراحتم میکنه
چندبارم وقتی صدام
کردی و اومدم پیشت
موهامُ نوازش میکردی
انگار سگ خونگیتم
همیشه من
بودم که میومدم
بالا
حالا نوبت
توئه بیای
پایین پیشم
پس بیا امروز
بریم اتاق من سکس کنیم
وقتی اون اینجاست که نمیتونیم
تو اتاق تو سکس کنیم
پس بمونه
واسه فردا
من الان
کیر میخوام
میخوای
بریم هتل!؟
نمیشه، اون
مهمونمه
نمیتونم تنهاش بذارم
بمونه واسه فردا
نمیتونم تا فردا
صبر کنم
باید همین الان
سکس کنم وگرنه
دیوونه میشم
باشه؟
زمان تخمک گذاریش
خیلی حشری میشد
من نمیتونم بذارم
دیوونه شی
هی جانی
کجا میبریم؟
میریم
دستشویی
دیوونه شدی؟
دختره اینجاست!
بیا بریم
اتاق من
فقط همین امشب
جانی!
برام سخت بود
با وجود هایمین
اینکارو بکنم
ولی میخواستم به
دارلا نشون بدم چقدر
عزمم جدیه
دارلا کشوندم
تو دستشویی اتاقم
آبُ باز کردم
تا هایمین صدامونُ
نشنوه
هاا..
آاه
هاا...
آاه
هااع
هااع
هاا...
آاه
هاا...
آه...آااه
هاا...
هاا...
هاا...
آاه
هی!
داری میری؟
حتی فکرشم نکن
که‌میتونی با جانی باشی
اون موقع بچه بودی
و گفتی از سام ترسیدی
و چیزی نگفتی، جانی هم
باورش شد
مطمئنم اینجوری
خرش کرد
ولی من هنوز
یادم نرفته
اون بخاطر تو
داشت میفتاد زندان
یادت نمیاد؟
من مجبور شدم
بیام مدرسه‌ت و
خواهش کردم که
بری واقعیتُ بگی
اگه نمیومدم سراغت
تو هم حرفی نمیزدی
و الان همه چی متفاوت بود
درسته؟
خیلی بی شرم‌ و حیایی
جنده خانوم
فکر کردی میتونی
بازم بیای سراغش؟
هنوزم با بچه‌های
دبیرستان در ارتباطم
میخوای کاری کنم
که نتونی دیگه بری
مدرسه؟
ادامه دارد...
پایان

قسمت 195 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 196

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی دختر صاحبخانه
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت