کتی که بهت داده
بودم خیلی بهت میومد
آره، ممنون
بگیرش
پسفردا بپوشش
و با من بیا واسه
سخنرانی
دختر صاحبخانه
خیلی خوب شد
عالیه
به تو بیشتر
میاد آقای آن
نه بابا
پسفردا اینُ بپوش
و باهام بیا سخنرانی
و چند کلمه حرف بزن
من؟
چی باید بگم؟
چیمیخواد
جلوتُ بگیره؟
این دستت نشونهی
معجزهی خداست
ها؟
هنوزم میترسی؟
نکنه هنوز منُ
به چشم یه کشیش
نمیبینی؟
نه، اینطور
نیست
فقط از گناهی
که مرتکب شدم
خجالت میکشم
وقتی یهویی دستکشمُ
درآوردین یه لحظه
سوپرایز شدم
کشیش!
با این شروع کن
دیگه دستتُ
مخفی نکن
باید دستکشُ کنار بذاری
و به معجزهی خدا
ایمان داشته باشی
یه معجزهی زنده نمیتونه
خجالت بکشه و مخفی شه
باید به حکمت
خدا باور داشته باشه
حالا، اینُ
حفظ کن
گردهمایی پاییز ۲۰۰۰
دستان خدا
مراسم شهادت آقای چولوو آن
بچهی بزرگم که از
دپارتمان ادبیات کرهای
فارقالتحصیل شده این
متن رو نوشته
لازم نیست چیزیشُ
تغییر بدی
این کت و شلوار چی؟
واقعاً باید بپوشمش؟
فقط واسه گردهمایی
تو دست خدایی
باید تیپ بزنی
تو این گردهمایی
همهی چشما روی تو
خواهد بود
وقتی تصور میکنم تو
با عزیزترین کت و شلوارم
رفتی روی صحنه و از حقیقت
خدا حرف میزنی...
گریهم میگیره
خیلی دراماتیک میشه
مگه نه؟
آره
وقت زیادی نداریم
پس تمرین کن
وقتی حفظش کردی
بلند بخونش
این متن واسه
معجزهی دستاته
نمیتونم به کشیش
نه بگم... چیکار کنم
خیلی هم زیاده
هااا
هااا
آااه
آاع
هااع
هااه
هااع
هاااع
آاه
آاه
هاااه
هااع
هااع
لعنتی، خیلی خوبن
با اون جندههای دبیرستان
اصلن قابل مقایسه نیستن
هاااع
هااع
آااه
داداش، بهترین
هدیهی دنیا رو
بهم دادی
بگیرینش
جندهها
این آب مقدس
گنگستر شهره!
آای
اوپا!
یه قطره هم نباید
هدر بره، بخورینش!
بعداً آرزو
به دل میمونین
باشه اوپا
بسه
هاهاهاهاها
بس کن
برات میخورمش
شب بعد
ساعت ۱۰ شبه
کمتر از هفت ساعت
دیگه کشیشپارک
با دنیا خداحافظی میکنه
کارشُ تموم میکنم
راهی جز موفقیت
نداری، درسته؟
آره داداش
بیا، بگیرش
این همون قمهایه
که راجبش گفته بودم
باعث افتخارمه
وقتی نزدیکش
شدی، بکشش بیرون
شیش ساعت دیگه
صاحب این قمه فقط
خود تویی!
باشه داداش
خیلی خوشگله
ادامه دارد...