دختر صاحبخانه قسمت ۱۶۳ از ۳۴۵۱۵ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵
قسمت163
خوشحالم خوشت
اومد نونا
آره! عاشقش شدم!
بیا سکس کنیم
دختر صاحبخانه
اینا روانی شدن!
مامان! منم
میخوام ببینم!
فاک!
اونا ما رو
یه مشت حیوون
میبینن
اون جنده حتی
خجالتم نمیکشه
حتی با ما مثل
انسان برخورد نمیکنن
عووه
هااه
هاهاها
آه
آره!
آه
آه
کثافتای
بی ناموس!
فکر کردی میتونی
با ما مثل خوک
رفتار کنی؟
دیوونه شدی!؟
من تو رو میکشم
و خودم ارباب میشم!
گمشو بیرون!
بمیر!
هاه!
هاه
هاه
هاه
لعنتی! این
چی بود؟
عجب کابوس
کسشری بود!
هااا
هاا
هااا
هااا
هاااه
نمیدونم بخاطر اینکه
ازم بزرگتره اینقدر
حال میده
یا کلاً حرفه‌ایه
نونا، بسه
میخوام بکنمش
تو کصت
بریم تو تخت
باشه
آره
لطفاً بکنش
توم جانی
معلومه خیلی
هیجان‌زده شدی؟
زودباش
دیوونه‌م کردی
میدونی چقدر
منتظر این لحظه بودم
پیرمرد، زیاد
تکون نخور
کار جانی
رو سخت میکنی
این بچه
خیلی با استعداده
کارش
فوق‌العاده‌ست
آقای پارک
مدل نباید تکون بخوره
مشکلی نیست
از اولین باری که
تو بیمارستان دیدمت
میخواستم مختُ بزنم
این پسر
تیپ خودمه
چون گفتن از دبیرستان
چئونگبونگ میاد اولش
ازش میترسیدم ولی
خیلی خوشتیپ و نازه!
من یه بچه مدرسه‌ای
بودم، واقعاً میخواستی
با من سکس کنی؟
آره
پس زود
بکن توم
نونات داره
دیوونه میشه
هاع..عاه
هاا
هااا
هااا
هاااا
هااا
عالیه!
هاااع
راستشُ بگم
آااه
منم روت
کراش زده بودم
جدی؟
با اینکه
بچه بودی؟
خب من همیشه دیوونه بودم
همین الانم قبل از سکس ازت
نقاشی کردم
احمقانه‌ست، نه؟
نه، اتفاقاً بنظرم
جذابتر میشی
هاااه
آااه
هااا
هاااا
آااه
خوبه نونا؟
عالیه!
تو چطور؟
داری حال میکنی؟
هنوز مطمئن نیستم
یکم دیگه تلمبه بزنم
بهت میگم
چی؟ خیلی
بدجنسی جانی
پارک داجون از
وقتی دبیرستانی بودم
تو نخم بوده
هااا..
آااه
خیلی خوشمزه‌ای نونا
باید اینهمه طولش
میدادی تا بفهمی
خیلی آشغالی
از همه‌ی حرفا و
رفتارامون خوشم میومد
عاااع
عاشقشم جانی
با هر نفسش
حس میکردم دارم
ارضا میشم
هاااه
هاااه
لعنتی!
هااع
داره میاد نونا
باشه
عوووع
عاااح
اونشب پنج بار
پشت سر هم کردمش
هاه
هاه
هااا...
جانی...
بدجور عاشقم شده بود
خیلی خوب
بود جانی
خوشحالم تونستم
ارضات کنم
خوش به حال
دخترای دانشگاه
بازم میای منُ
ببینی، درسته؟
لطفاً یه لطفی
در حقم بکن
منم قول میدم
بازم بیام پیشت
چه لطفی؟
اینجوری شد که نقشه‌ی
سقوط خاندان یو آغاز شد
ادامه دارد...
پایان

قسمت 163 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 164

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی دختر صاحبخانه
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت