قسمت 193
چرا سوار نمیشی هایمین؟
الان راه بیفتیم تا شب نمیرسیم
هایمین!
استاد
تو برو
دختر صاحبخانه
الو؟
آره، کجایی؟
گشنمه، بیا یه
چیزی سفارش بدیم
فکر نکنم تا آخرشب
بتونن برگردم
توسفارش بده
خیلی رومخی
گفته بودی آخرهفته
با من وقت میگذرونی
با کیمیخوای
بری بیرون؟
همون دخترای
دانشگاهت؟
نه، نقاشه ولی
همکلاسیم نیست
یه دختر
دبیرستانیه
چی؟
دبیرستانی؟
مگه مسئول برگذاری
مسابقه نبودی؟
داری دخترای مدرسهای
رو مخ میکنی؟
تو خیلی
کثافتی پسر
چیمیگی دارلا؟
تو خودت میشناسیش
چا هایمینه!
واسه مسابقه
اومده بود
ها؟
چرا میخوای
باهاش بری بیرون؟
بخاطر اون دختره
منُ تو خونه تنها ول
میکنی؟
اینهمه راه اومده
و خیلی زحمت کشیده
میخوام شهرُ نشونش
بدم و یه غذایی براش بخرم
بعدش میفرستمش بره خونه
دیوونه شدی؟
یادت رفته
باهات چیکار کرد؟
داشت میفرستادتت
زندان
باهاش چیکار
میتونی داشته باشی؟
من کسی هستم که
مجبورش کردم بره
واقعیت رو بگه و تو
رو نجات دادم!
به جای اینکه با
من وقت بگذرونی
میخوای وقتتُ با
اون هدر بدی؟
به خودت
بیا جانی!
بعداً حرف میزنیم
منتظرمه، قطع میکنم
تق
چی؟ دیوونه شدی؟
گوشی رو روی من
قطع میکنی؟
هاه!
شوخیت
گرفته؟
ببخشید
منتظرت گذاشتم
مشکلی نیست
بریم شهر
رو نشونت بدم
باشه
اوپا
چیه؟
وقتی داشتی با
گوشی حرف میزدی
و بهم لبخند زدی...
میدونستی چقدر
خوشگل شده بودی
چی؟
دختری که هیچوقت نمیتونست
احساساتشُ مخفی کنه و همه
چی رو به زبون میاورد عاشق من شده بود
قطار ساعت
۸:۲۰ دقیقه راه میفتاد، آره؟
آره
ده دقیقه مونده
دیگه برو
خیلی خسته شدی
هم مسابقه دادی
هم با من وقت گذروندی
خیلی خوش گذشت
بازم میبینمت
چیه؟ چرا ناراحتی؟
بازم همدیگه رو میبینیم
بوس
گفتی اگه استاد
نبود بوسم میکردی
نمیخوای
بوسم کنی؟
تو خیلی
نازی، میدونستی؟
ولی کلی آدم اینجاست
چطور اینجا
بوست کنم؟
اگه تو دبیرستان
بودیم مطمئنم به
پلیس گزارش میدادی
ما فقط دو سال
اختلاف سنی داریم
من ۱۸ سالمه
و تو ۲۰ سالته
چه اشکالی داره
همدیگه رو ببوسیم
نباید اینجا
اینکارو بکنن
از دست این جوونا
حالا چشماتُ
باز کن
حالا شد؟
دیرت میسه
زودباش برو
هایمین
هایمین؟
بوسش کردم
ولی بازم همونجا
وایستاده بود
چیه؟ من که
بوست کردم
زودباش برو
قطار میرهها
هایمین، نمیخوای
بری خونه؟
پدر و مادرت از
دستت شاکی میشن
نگران اونا نباش
باشه
فهمیدم
بیا پیش من
اتاقمُ نشونت میدم
ادامه دارد...