دختر صاحبخانه قسمت ۲۱۳ از ۳۴۵۳۵ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵
تتویی که روی
زخمت زدی
دوست دارم
بهت دلداری بدم
قسمت 213
ههههه
چی؟‌چیکار
میکنی احمق؟
چرا داری
تتوشُ لیس میزنی؟
تو چته؟
چیکار میکنی
منحرف؟
بهتره کصمُ
لیس بزنی!
دختر صاحبخانه
چیکار میکنی احمق؟
دیگه خیلی مسخره شده
میشنوی
چی‌میگم؟
هوومم
نونا نمیدونست
که همیشه دلم میخواست
اینجاشُ لیس بزنم
بازم داره
گریه میکنه!
چرا همش گریه میکنی؟
عجب منحرف حال بهم زنی هستی
وقتی به تتوش دست
میزنه دیوونه میشه
همینجوری هم اعصابش خورد
میشه، چه برسه که
یه روانی لیس بزنتش
بس کن!
گمشو!
میخوای بمیری؟
گردنتُ میشکونم
پشتت به کی گرمه
تائه!؟ حرومزاده!
بس کن روانی
بکن توش
پدرخونده‌ش با
چاقو پاشُ بریده
مراقب باش نکشتت
پس اون شایعه
حقیقت داشت
تائه ، لطفاً
اون داستانُ
تکرار نکن
عینکی، یادت رفته
اگه ارضاشون
نکنی، تیکه
تیکه‌ت میکنم
اینجوری نمیتونی
ارضاشون کنی!
زود باش و مثل
یه سگ وحشی
بکنش
باشه
ببخشید
میکنمش توت نونا
هاع؟
کیرش بزرگ
نیست ولی...
قشنگ فیت کصمه!
هیوجون! چی شد؟
کیرش بهتر از چیزیه
که انتظار داشتی؟
میدونم عاشقش شدی
ولی به زور داری
تحمل میکنی!
چس؟ کسشر نگو!
تو آخرین کسی هستی
که میتونه همچین
چیزی بگه
خفه شو جنده
یکم پیش گفتی
منُ میشناسی، نه؟
فکر کردی من
نمیشناسمت؟
خفه شو جنده
من هیچی
حس نمیکنم!
خفه شین!
عینکی، اگه واقعاً میتونی
بکنیشون، چرا اینقدر
غر میزنن؟
کاری کن
خفه شن!
ها!؟
بوسم نکن!
تائه گفت خفه‌ت کنم
هممم!
همم!
هاهاها
قرار نیست فقط
من زجر بکشم
هممم
لطفاً تکون
نخور نونا!
عمم
همم
تائه رو
عصبانی نکن!
لطفاً
عووم
عمم
عووم
همینه
عینکی
هاهاهاها
هیوجون، چه حسی
داری عینکی بکنتت!؟
تائه حرومزاده
بابات بگا رفته
چرا سر ما حرصتُ
خالی میکنی مادرجنده!
ولی این به کنار...
هااه
هاع
عینکی کارش خوبه‌ها
لعنتی!
تائه
خسته نشدی؟
بیا با من
بازی کن
جنده! این سگ وحشی
رو دیدی حشرت زد بالا؟
واقعاً میخوای کنار
خواهرت کص بدی؟
آره
زودباش
هه هه
عینکی، باید
نوبتی بکنیشون
ببین، اون یکی
منتظر کیره
چی!
با من بود!؟
حرومزاده
مینی، یکم دیگه
صبر کن، میام سراغت
کی گفت میخوام
تو منُ بکنی؟
خوک‌کثیف!
تائه
فعلاً انگشتت میکنم
وایسا
عینکی
هااا...
آاه
حواسم به
هردوتاتون هست
مینی! هیوجون نونا!
نگران نباشین
من هردوتاتونُ به
یه اندازه دوست دارم!
چی!؟
این خوک
همش داره از خط
قرمز میگذره!؟
فکر کردی کی هستی
که بتونی عاشق ما باشی؟
خیلی باحاله
خوشم اومد عینکی
واقعاً بلدی چجوری
انصافُ رعایت کنی
هاهاهاها
آفرین عینکی
خیلی وقت بود
اینجوری نخندیده بودم
به لطف تو
پدرمُ یه لحظه
فراموش کردم
مرسی، استرسمُ
کم کردی
تائه ازم تعریف کرد
همیشه منو پشم خودشم حساب نمیکرد
اینُ ببین
وقتی تائه رو میبینه
ما رو یادش میره!
عینکی
به ما نگاه کن
ما عاشقت
نیستیم
عینکی تحت تاثیر
حرفای تائه بود
و هیچ‌چیز دیگه‌ای
رو نمیشنید
هی!
عینکی!
چون بابات چاقو خورده و کشته
شده تو باید ذهنتُ آزاد کنی
باورم نمیشه با اینهمه
غصه ای که داری از من تعریف کردی
این کارو برای تسلیت
به تو میکنم تائه!
واسه کشی مثل آن
کیونگ تائه، تعریف‌های
تائه یه چیز عادی نبود
اون از همه بیشتر
تحقیرش میکرد ولی...
حتی بعد از فارق‌التحصیلی
بازم درگیرش بود
واسه اون تائه یه
مرد آلفا بود و کسی
بهتر از اون وجود نداشت
لازم به گفتن نیست که...
چی!؟ میخوای
من لیدر بعدی
باشم؟
منم دوم باشم؟
بعد از اینکه خوب
شدین برگردین
مدرسه
میتونین جایگاهتونُ
داشته باشین
واسه من مهم نیست
جانی! تو
میخوای چیکار کنی؟
مشکوک میزنی
میخوام بدون
دردسر زندگی کنم
ولی شما میخواین
گنگستر شین
نقشه‌ای
ندارم
فقط میگم بیاین
با هم همکاری کنیم
جدی!؟
حله
رویای ماست که
گنگستر بشیم
جانی که میترسید
هدف گنگسترا بشه
جایگاهشُ به سم و
رفیقش داد
اون پشتشون قایم شد
و به نقاشی کشیدنش
رسید
البته عینکی حواسش
به سم بود
من شجاعت پیدا کردم
و با آجر به تائه ضربه زدم
چون میگفتم جانی رهبر
بعدی میشه
چرا جایگاهتُ
به این حرومزاده دادی جانی؟
اون موقع، عینکی حس
میکرد شاه کشه و
همزمان هم افتخار میکرد
یه خودش، هم ناامید شده بود
مینی، هیوجون
تائه بخاطر ما سه تا
داره بهش خوش میگذره
گفت تونست مرگ
پدرشُ فراموش کنه
ببینین، چاقو رو
کنار گذاشته و
میخنده
عجب چیزی هستی
عینکی، عاشقت شدم
مینی و هیوجونم
مطمئنم دارن حال میکنن
جرشون بده
من میخوام بخاطر پدرشم
که شده، اوقات خوبی رو
براش رقم بزنم
هدف اصلی اینه که
شما به وسیله‌ی من
تحقیر شین
لازم نیست کاری کنین
بسپارینش به من
شما فقط
حالشُ ببرین
پس بیاین رو
سکس تمرکز کنیم
تو فکر کردی
کی هستی؟
میدونم این خوک
چه نقشه‌ای داره!
منحرف عوضی
کجا کردیش؟
میخوای بمیری؟
با اینکه یه منحرف مازوخیستم
ولی دیگه نمیتونم
تحمل کنم
این جنده‌ها
چشون شده؟
بس کنین
جنده‌ها!
فکر کردین شما
خیلی خوشگل و
با کلاسین؟
هی میگین
از سکس با من
حس حقارت میکنین
وقتی تائه نبود
خوب به جانی
سرویس میدادین
هرکاری میگفت
براش میکردین
حتی باهاش
تریسام زدین
چی میگی
احمق!؟
ها...؟
شما به جانی
کص دادین؟
تریسامم زدین؟
ادامه دارد...
پایان

قسمت 213 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 214

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی دختر صاحبخانه
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت