دختر صاحبخانه قسمت ۱۱۴ از ۳۴۵۱۳ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳
دختر صاحبخانه
هااا
هااا
هاااه
آاه
هااع
هاااه
آااع
هااا
خواهرت بدجور‌نگام میکنه
زود برمیگردم پیشت
بیخیال!
تو مثلاً خواهر
یزرگتری!؟
از صبح کیر
اون پسره توت بود
برات کافی نبود؟
گوه نخور
جنده خانوم!
هااه!
آاه!
آاه
آااه
عاشق کیرت شدم جانی!
نونا
چیه...؟
فکر کنم آبم
داره میاد
امروز نمیتونی
بریزی توم
اگه میخوای
بریزی تو...
بریز تو کص
مینی!
باشه!
مینی !
بیا اینجا عشقم!
هااه!
آاه
هااع
آه آه آه آه آه
آه آه آه
آروم بچه‌ها!
تخت
شکست!
فاک!
داره میاد!
هاه
هاه
هاه
هاه
عالی بود عشقم
هااا
عااه
مینی! ای جنده!
جانی عشق
منم هست!
آه... جانی
میشه بلند شی!
سنگینی، گردنم شکست!
بلند شو جنده
هاه
هاه
ایستگاه بعدی
پارک وی
اگه میخواین پیاده شین
زودتر زنگ رو بزنین
چند روز قبل...
امی!
از مصاحبه
برگشتی؟
چه لباس خوشگلی پوشیدی
چی شده؟ یهویی
کار زیاد شد تو مملکت؟
هر روز میری
مصاحبه
ببینم! بخاطر منه؟
میخوای قرضتُ
بدی؟
بیخیال! لازم
نیست!
مطمئنم حرفی که
اون روز پیش خونواده‌م
زدم رو شنیدی!
جانی! تو تنها
کسی هستی که
دانشگاه هنر قبول شدی
این یه اتفاق بزرگ
واسه خونواده‌ته!
من کمکت میکنم
از ماه دیگه
مالیات کار باباتُ کم نمیکنیم
و همشُ میدیدم
به خودش
خب؟ برنامه‌ی خوبی
داری ولی بدون پول نمیشه!
شنیدم دانشگاه هنر
خیلی گرونه
خرج ترم اولت
با من!
درسته نمیتونین
یه جا باشین
ولی من خیلی میترسم
دارلا باید تنها زندگی کردن
رو یاد بگیره
کل زندگیم با
دخترم تو این دنیای
نامرد زندگی کردیم
و پیشش بودم
حالا باید به
کی اعتماد کنم؟
معلومه! تو!
جانی، تو بادیگارد
خوبی واسه دخترم
میشی، مگه نه؟
میخوای تو دانشگاهم
مراقب دخترت باشم؟
اون طبقه‌ی بالا
میمونه و تو پایین!
تو یه ساختمون با
هم میمونین و من
کرایه‌ی اتاقتُ میدم!
لطفاً مراقب
دخترم باش
نگران کرایه
اتاقتم نباش
جانی
جانی
آقا! خیلی ممنون!
نگران دارلا نباش!
به من اعتماد کن!
ازش مراقبت
میکنم!
جانی ۹۰ درجه خم
شد تا از من تشکر کنه
نگران نباش
لازم نیست چیزی
بهم پس بدی!
بزودی جانی یه آدم
مستقل میشه، یه
هنرمند...
مطمئنم اونم تو روز
تعطیلش میاد بهت سر میزنه
پس چرا خودتُ
عذاب میدی؟
بیا بریم مشروب بزنیم
چی!؟
دیگه اینکارو نکن
پیرمرد!
قرضتُ خودم
بهت میدم
بیخیال
در رو باز کن امی
امی
در رو باز کن
امی!
آه
باید هر چه زودتر
از اون خونه بریم!
بخاطر جانی!
ایستگاه پارک وی
ادامه دارد.‌..
پایان

قسمت 114 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 115

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی دختر صاحبخانه
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت