دختر صاحبخانه قسمت ۲۲۵ از ۳۴۵۳۲ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲
قسمت 225
هاها
عااا
عاام
دختر صاحبخانه
عووم
آااع
عممم
فاک، واقعاً
میخواد بکشتش
عووم
ساکت
خوب نبود
هاهاها
عووم
عوع
آاع
عینکی
حرومزاده
محکمتر میزدی!
گفتم بزن تو
سرش!
این آشغال به عینکی
گفت با آجر به من
حمله کنه!
سم
عجله داری؟
تو به این آشغال
گفتی اونکارو بکنه؟
باید یکی بهترو
انتخاب میکردی
این بهترین
انتخابت بود؟
منتظرم باش
مفز پوکتُ
میترکونم
اوه..عم
عووم
عووم
هی! صبر کن!
هنوز با اون
کار داریم!
فقط ناقصش کن
فعلاً همین
براش کافیه
عاع
عام
آاااع
هاااع
این حرومزاده
زود یاد میگیره
هه هه
آره، واقعاً
تازه کاری!؟
هه هه
عاام
عاااع
هاااع
کارت خوب بود
عووم
عممم
خیلی با استعداده
آره، استعداد
ذاتی داره
فاک
هاا...
هاا...
هاا...
هاا...
من و دارلا بدون اینکه
خودمونُ خشک کنیم
از حموم رفتیم بیرون
و به سکسمون ادامه دادیم
هااع
قبول میکنم
هاا...
هاا...
من به دارلا
حسادت کردم
حالا چه بخاطر
تائه یا هر چیز دیگه‌ای...
دارلا خیلی آسون تونست
احساساتمُ برانگیخته کنه
نمیدونم بخاطر
همین بود یا نه
ولی کصش خوشمزه‌تر
از همیشه بود
هاا...
هاا...
عالیه!
وسط سکس
قیافه‌ی حق به جانبش
اومد تو فکرم
هاا...
هاا...
تائه فهمیده بود
دارم ازش استفاده میکنم
تا حرص تو رو دربیارم
با اینکه خیلی
دیوونه و مسته
بازم تونست احساساتشُ
کنترل کنه
مردا باید
اینجوری باشن
هی...!
مردای آلفا با رفتار
زنا تحت تاثیر قرار نمیگیرن
اینجوریه که یه زن
به یه مرد اعتماد میکنه
و دنبالش میفته
پس اینقدر حساس نباش
وگرنه از دستم میدی
پس از دارلا
مستقیماً سوال کردم
دارلا ، ازت
یه سوالی دارم
هاا...
هاا...
چیه؟
جلوی دستشویی بار
خودت نبودی
یکی دیگه شده بودی
اون حرفا راجبه زنا
و مردای آلفا
این چیزا رو از کجا
یاد گرفتی؟
تو کتاب که
نخوندی
هاا...
هاا...
تلویزیون؟
شایدم اینترنت؟
نه
پس از کجا؟
چون تویی بهت
میگم جانی،باشه؟
از کی
یاد گرفتی؟
زودباش، قول
بده به کسی
نمیگی!
باشه، قول
میدم!
از اون جنده
داجون
نظرت چیه عینکی؟
هوا خیلی خوبه!
همینجا
بکنیمشون؟
اگه بریم وسط جنگل
زمین میشه تخت خوابمون
قبلاً رفتی
تو جنگل؟
آره، دو سه باری
با سم اومده بودم
اینجا کلی
کص کردیم
بزن بریم
تو هیوجونُ بیار
من مینی رو
واقعاً دوست دارم
مینی جنده رو
بگام
اون رابطه‌ش با تائه رو بگا داد
فکر میکردم من بشم
بکنش ولی رفت سراغ جانی
سالهاست تو
کف کصشم
میخوام بدونم
کص یه جنده
چه مزه‌ای میده
عینکی، باورم
نمیشه تو قبل از
من گاییدیش
ظرفاشونُ
میشستی ولی..
چیکار کنم؟
چیکار کنم؟
چیکار کنم؟
باید از مینی و
هیوجون محافظت کنم
سوجو
سوجو
سوجو
این حرومزاده
واقعاً میخواد بهشون
تجاوز کنه
باید چیکار کنم؟
دارم دیوونه میشم...
اینجا زمینش صافه
بذارشون همینجا
لعنتی، سنگین
بودنا
امیدوارم ارزش اینهمه
سختی رو داشته باشن
ادامه دارد...
پایان

قسمت 225 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 226

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی دختر صاحبخانه
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت