دختر صاحبخانه
بهت گفتم
بس کن!
فااااک!
مگه مریضی؟
بیمار روانی!
جندهبازی درنیار
دخترهی بی تربیت!
مراقب حرف
زدنت باش
دارلا... درست
صحبت کن
مگه تو
حیوونی؟؟
فکر کردی
هرکاری بخوای
میتونی بکنی!؟
بابای جانی با چاقو
اومده بود سراغت!
مگه بهت هشدار ندادم!
ولی بازم
کردیش!؟
برو بیرون
باشه
تو اصلن
آدمی بابا؟
آروم باش
راجبه چی
حرف میزنن؟
این حرومزاده
مادرجانی رو
گاییده!
اووخ
بمیر!
بمیر!
جنده
من باباتم!
بمیرم!؟
آدم به باباش
همچین حرفی میزنه؟
ببین چجوری
ترکیدم
نزن!
بابا...
کی قراره
بزرگ شی؟
ها...؟
بس کن
لطفاً
بهت گفتم
بس کن
چرا اینکارا
رو میکنی؟
فاک
همیشه خجالت
زدم میکنی
حالا چجوری تو
صورت جانی نگاه کنم؟
تو نگران اونی؟
من کتک خوردم
بعد تو از...
جانی خجالت
میکشی؟
اون پسر چطور
تونست به اربابش
خیانت کنه؟
درست مثل باباش...
اونم افلیج میکنم
جرات داری
بهش دست بزن!
بابا، حقت
بود کتک بخوری
چی!؟
خجالت نمیکشی؟
تنبیهی که شدی رو
قبول کن و ازش
یاد بگیر!
چی میگی؟
چرا ؟
این بابای جانی بود
که این ماجرا رو شروع کرد
کافیه!
تو انگشتاشُ
بریدی!
حتی زنشم
گاییدی!
پسرشُ وارد زندگیت
کردی و مثل یه برده
باهاش رفتار کردی
این انتقامیه که دنبالشی؟
تو میدونی
جانی متعلق
به منه
بازم میخوای
فلجش کنی؟
من صاحب
جانی هستم!
حالا باید
چیکار کنم؟
نمیتونم اینُ
قبول کنم!
تو اصلن
میشنوی بابات
چی میگه؟
انتظار داری
هیچکاری نکنم؟
از دستت
خسته شدم!
تا کی میخوای
زندگی منو بگا بدی؟
دارلا هم عجب
جندهایهها
سریع عصبانی
میشه
خب...
قابل درکه
فقط دستت
به جانی بخوره
رگمُ میزنم!
چی!؟ چی
میگی دختر!؟
بیا اینجا!
دارلا
هی!
لعنتی
حتی پشت سرشم
نگاه نکرد!
حرومزاده
جانی... یعنی
تو منم...
مثل بابام میدونی؟
چطور تونستی
بهم بگی جنده؟
هق
هق
هق
هق
آااه
اووه
آره!
جانی!
فکر میکنی
پدرت زن
منو نگاییده؟
جانی
فاااک
فاک!
میدونستم اینجا
پیدات میکنم
نمیخوای بری
پیش مامانت؟
بلند شو!
میتونی امشب
پیش من بخوابی!
خانوم...
خونه رو
تمیز کردیم
چیز دیگهای
نیاز ندارین؟
نه، برین خونه
دیروقته
تو آینده بهتون
حال میدم
واسه خودتون
سیگار بخرین
مرسی
شب بخیر
خدافظ
آه
آاااه
اوپا، تلفن!
بیخیالش
پسر دوم آقای یو
دالهو یو
۲۸ ساله
اگه مهم باشه
چی!؟ جواب بده!
عروس خانوادهی یو
چو سوجان
۲۴ ساله
وقتی دارم سکس
میکنم جواب تلفن
نمیدم
بله؟ تویی دارلا؟
دارلا؟
داداش!
ادامه دارد...