دختر صاحبخانه قسمت ۲۲۲ از ۳۴۵۱۷ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷
قسمت 222
عایی
هاع
مرحله‌ی آخر
سرطان رحمه
همین الانشم
خیلی پخش شده
اگه یکم زودتر
میفهمیدم...
همم
عمم
ببخشید...
آاه
دختر صاحبخانه
اون کلاه
چیه سرته؟
چرا تو خونه
پوشیدیش؟
نمیدونستم
هنوز بیداری!
اگه بفهمن کشیش
تهدیدم کرده خیلی
نگران میشن!
باید مخفیش کنم!
حواسم نبود
درش بیار
میرم تو اتاق
عوضش میکنم
چرا میری
اتاق جانی؟
بازم میخوای جدا
از من بخوابی؟
نه، فقط...
فقط وقت زیادی تا
منتشر شدن نقاشیام نمونده
باید تا صبح کار کنم
فعلاً
عه
هه
عععع
ععااع
دستای جانی رو
قطع کنم؟
هاااع
دوباره فرزند
خدا میشی؟
عاااع
حاضری دستایی
که با معجزه درست شدن
رو از دست بدی؟
هر جور شده از
دستای جانی محافظت میکنم!
نباید مثل من شه!
چولوو خیلی
نگران بود و میترسید
هاع
هااا
حاضر بود واسه محافظت
از جانی هر کاری کنه
نباید اینقدر حساس باشی
نیومدم دارلا
رو بکنم
چی؟
کار داشتم
گفتم یه سری
به شما بزنم
حتی اگه لنگاشُ
برام وا کنه هم
نمیگامش
چی گفتی؟
مگه کری؟
گفتم حتی اگه خودش
لنگاشُ برام وا کنه، نمیگامش!
حالا خیالت
راحت شد؟
حرومزاده
تو...
بگیرش، فقط ما
به این خط زنگ میزنیم
همیشه همراهت باشه
فوراً جواب میدی
سلام
بله
من با دوستام
اومدم داجون
چی؟!
میخوای الان بیام؟
ما الان داجونیم
چجوری یه ساعته برگردم؟
یه تاکسی بگیر
من پولشُ میدم
اگه ضروری نیست
فردا بیام
الان خیلی مستم
خیلی هم ضروریه
الان مستی؟
خوبه! بار اول
مست باشی بهتره
یه بطری دیگه
تو تاکسی بخور
هشیار بودن
کار رو سختتر میکنه
اون آشغالی که
گرفته بودیش
از یکی دیگه
دستور می‌گرفت
یه شانس بزرگ
دارم بهت میدم
میتونی با دستای
خودت دخلشونُ بیاری
این یه آزمون نیست
یه شانسه برای گنگستر شدن
زودباش بیا
فاک
عه؟
چی گفتی؟
کی گفته که
من میخوام
گنگستر شم؟
فقط سر قولت بمون
کمک کن اونایی که پدرمُ
کشتن، بکشم
بعدش منُ
بفرست چین
تو واقعاً مستی
فکر میکنی نمیدونم
تو کار مواد مخدرین؟
بعدشم با همون موادا
آدماتونُ بگا میدین
مرتیکه‌ی آشغال
بفهم داری با کی
حرف میزنی
اگه با یه ماهی بزرگ
در بیفتی، تبدیل به
یه جنگ میشه
میدونی گنگ خورشید
چقدر بزرگ و قدرتمنده؟
گنگی که پدر
تائه رو کشته
اگه به اسم ما
وارد جنگ شی
و ببازی
تصویر کشیشه
که بگا میره
من قصد دارم
بهت کمک کنم
تو هم باید
تاوانشُ بدی!
مادرتم که تو
بیمارستان بستریه
نباید حواست به
سلامتش باشه؟
یا شاید دوست
داری یتیم شی؟
بهت یه
شانس میدم
کسشر بازی رو
بذار کنار و لش بیار اینجا!
عووم
عمم
عمم
عووم
اون چشه؟
تاکسی!
چی شد؟
ادامه دارد...
پایان

قسمت 222 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 223

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی دختر صاحبخانه
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت