این داستان بر مبنای واقعیت است
درست یا غلط
ترجمه اختصاصی سرراست
🐺 Geralt 🐺
خونش تمیز بود
شاید چون بچه نداره
ولی خیلی تر و تمیز و مرتب دکور شده
بود
بهم گفت که سه ساله
ازدواج کرده
راحت میشد تشخیص داد
که یه اختلاف سنی بین خودشو
شوهرشه
نمیدونم ولی یادمه
شوهرش صاحب یه شرکت کوچیک
بود
لطفا بشین
اون روز فهمیدم فقط
خوشگل نیست
واااو
چقدر خوشمزست
واقعا؟
لطفا زیاد بخور
پس
بلکه دستپختشم
عالیه
داشتم مث سگ به شوهرش
حسودی میکردم
که یه چیز عجیب
بهم گفت
مشروب میخوری؟
چطوره یکم
بعد غذا بخوریم
گفت بعد غذا مشروب
بزنیم
من عاشق مشروبم
واسه همین رد نکردم پیشنهادو
چی میخوری؟
همه چی اوکیه
خوردیم یه عالمه
همزمان بیشتر هم حرف میزدیم
تو یه نویسنده ای؟
پس این حس
پیچیده رو واسه همین
ازت میگیرم
نه بابا
یه نویسنده
بودن اینقدرم خفن نیست
معلوم شد شخصیت
محشری داره
بزنیم بسلامتی ؟
زیاد میخندید و فضا
عالی بود
قبل از اینکه بدونم
خیلی ازش خوشم اومده بود
بطریا همینطوری جمع شدن
فک کنم سه تا بطری خوردیم
همون تایما
راستی دوست دختر
داری؟
با قیافت فک کنم
حتما داری
قد بلند و ...
شونه های پهن
نه بابا
همیشه داخل خونم من
خوب میخوای
من دوست دخترت بشم
اوضاع یکم داغ شد
میدونی چی میگم؟
صحبت یجورایی...
ولی ازدواج کردی
خوب
یه عالمه ادم
مزدوج پارتنر میگیرن
ها؟
قطعا خودت میدونی
پس به اون راه نزن خودتو
نمیخوای!؟
سمت عجیبی رفته بود
انگاری گیر کرده بودیم توش
و قبل از اینکه بدونم...
شروع کردیم به
بوسیدن هم...