قسمت 90
این اثر شامل داستانهایی
از تجربههای «واقعی»
آشنایان نویسنده،
خوانندگان ناشناس، و غیره است.
درست یا غلط
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
🐺Geralt🐺
خیلی مست بودم
سرم گیج میرفت
هااه!
چجوری انقد خوبی
اوپا؟!
هاااع!
صدای ناله شیش
تا آدم بالغ اتاقو پر کرده بود
حس میکردم
مستقیم رفتیم
تو یه فیلم پورن.
همه چیز خیلی
داغ بود
و بیا روراست باشیم،
واقعاً فکر میکنی
من تنها کسی بودم
که تحریک شدم؟ اصلاً نه،
چشمهای همه
کمی
دیوونه به نظر میرسید.
کلمهی «دیوانگی»
به ذهنم رسید.
لباسها و
لباسزیرمون شروع کردن
به تلنبار شدن روی زمین و صندلیهای
اتاق کارائوکه.
و اونقدر
بخار پس میدادیم که
عملاً اونجا شده بود سونا.
اپا! هاععع!
ما نباید اینکارو کنیم!
دستات رو هم
شستی؟
معلومه! دیدی که
رفتم دستشویی!
عاااح!
عاااه!
اما اینطور نبود
که فکر کنیم
اوضاع همین الان
اینقدر داغ و بخارآلود
میشه.
فکر میکردیم حداکثر، جفتجفت
میشیم و یه جورایی
هر کی میره کار خودش رو
میکنه، میدونی؟
اههه!
عااح!!
اوممم!
هیچکدوممون
نمیتونست تصور کنه
که اوضاع به
این دیوانگی تبدیل بشه
به هر حال،
ما شش نفر، انگار
هیپنوتیزم شده بودیم
یا یه چیزی...
...همه
لباسهامون رو پرت کردیم...
عاااه!!
هااععع...
...و شروع کردیم
به لذت بردن از بدن
همدیگه
بدون هیچ محدودیتی.
بعد...
حتی شروع کردیم
به عوض کردن شریکمون.
عاااح! تو خیلی
بزرگیی!
اااههه!
اون موقع بود که
کارهای واقعاً دیوونهوار
شروع شد.