این اثر شامل داستانهایی از
تجربههای «واقعی» آشناهای نویسنده،
خوانندههای ناشناس و غیره است.
درست یا غلط؟
ترجمه اختصاصی
سایت سرراست
🐺Geralt🐺
و اینطوری شد که بعد از
سالها، برای اولین بار…
خِخ! خِخ، خِخ!
…یه مرد کاملاً منو تحت
سلطهی خودش گرفته بود.
بهتره بگی «ممنون،
ارباب»، مگه نه؟
خِخ! هُخ!
خِخ! خِخ، خِخ! (م-ممنون، ارباب!)
لذتی که از این
همه تحت سلطه بودن
میبردم دیوونهکننده بود.
حس میکردم اندورفین
داره تو کل بدنم
جریان پیدا میکنه.
انگار دوپامین تو کل
بدنم مثل یه عالمه ترقه
کوچیک منفجر میشد.
لرزیدن
کل بدنم اینقدر
میلرزید که زور میزدم
خودمو نگه دارم.
این که من، یه مدیرعامل
جوون و آبرودار…
…دارم اینطوری توسط یه بارتندر
معمولی خوار و خفیف میشم…
درست بکن!
دستاتو بالاتر بگیر!
هوف!
ه-همینه خوبه،
ا-ارباب؟! هوف!
…که از خودم کوچیکتر هم
بود، حس میکردم کاملاً
خوار شدم و به گا رفتم.
هوووف!
ولی برای کسی که مثل من
فتیش خوار شدن داره، هیچ
لذتی بالاتر از این حس نیست.
هوف! ممنون که این
کس بیمصرف و کثیف
منو پر کردی، ارباب! هوف!
یه لذت
خالص بود.
اون شب…
کییییاااا!!!
م-مرسی از این
نعمت، ارباب!
…همهجا رو
من آب ریخت…
دارم دوباره ارضا
میشم، ای جنده!
ای جندهی کثافت!
اووووف!
خ-خواهش میکنم
کسم رو با آب
کیرت پر کن، ارباب!
کییییاااا!!!
هووووف!
…از بالا و پایین.
تازه وقتی تموم شد که کاملاً
با آب کیرش پر شدم، مثل
یه دونات کوچیک پر خامه.
بعد از اون شب شدید،
رسماً زوج هم شدیم.
و هنوزم داریم
قوی ادامه میدیم!
ولی یه چیز شوکهکننده
بود که تازه بعد از شروع
رابطهمون فهمیدم.
و راستش هنوز نمیخواستم
بگم واقعاً چند سالمه، پس
یه جوری ازش رد شدم.
از طرز حرف زدن پختهش تا رفتار و
حرکاتش، فکر میکردم شاید شش
هفت سال از من کوچیکتره.
ولی بعد از اینکه رابطهمون شروع
شد و واقعاً راجع بهش حرف
زدیم، معلوم شد اون بیشتر
از ده سال از من کوچیکتره!
ولی خب، مهم
نیست، نه؟
تا وقتی هر دومون بزرگسال و
راضیایم، مشکلی نمیبینم.
مممف! ممم! (ارباب،
خواهش میکنم!
ر-رحم کن!)
خلاصه، به هر حال…
…هرچی بیشتر با هم
بودیم، احساساتم
بهش بیشتر شده.
من دارم زندگیمو عشق میکنم، با
خوشحالی زیر سلطهی دوستپسر
خوشتیپ و کوچیکترمم.
قصد نداشتم این پست بشه
پز دادن درباره دوستپسر
خوشگلم، ولی خب! هاها!
به هر حال، اگه یه کار باحالی
کردیم باز برمیگردم. بایییی!
-و این پایان داستان دفعهایه
که مدیرعامل یه شرکت پنجاه
میلیارد وونی زیر سلطه رفت.-
این داستان…دروغ بود!