این داستان بر مبنای واقعیت است
درست یا غلط
ترجمه اختصاصی سرراست
🐺 Geralt 🐺
نفهمیدم چرا همسایم
اومده جلوی در
ها؟
یکی دیگه سیگار
کشیده جلوی خونش
احتمالا با اتفاق
صبح دوباره فکر کرده
که من دارم سیگار میکشم
یکم نامردی بود که
سریع اومد سراغم
میخواستم تلاش کنم که
بهش بفهمونم
ای جان
ببخشید
نه جدی میگم
اوکیه
موقع جق
یکم ناهار درست کردم
میخوام ببینم اگه مایلین
باهم بخوریم
برای معذرت خواهی...
و بهم پیشنهاد
ناهار داد
هی سعی میکرد
منو راضی کنه
توی خونش
ببخشید
میشه یه جای دیگه
سیگار بکشید؟ یه بار دیگه
ازتون پرسیدم
و اینطوری
اخ ببخشید
واقعا معذرت میخوام
ظاهرا...
نمیدونستم دودش
تا اونجا میاد
همسایه بغلیم اومد و نجاتم
داد
نه اوکیه
منم همچین فکری میکردم
اگه جاتون بودم
قضیه اوکی شد
واقعا خیلیی ببخشید
اخه بیرون داشتم
سیگار میکشیدم
دشمن شدن با یه همچین
شاه کصی به دردنمیخوره
سه روز بعد
یه بار دیگه
عاااح
ای بابا
این دفعه دیگه کیه
دوباره زنگ خونم زده شد
و باز هم
سلام هیهی
همون همسایم بود
میخواستم بازم عذرخواهی
کنم بابت اون سری
نه بابا این
چه حرفیه
واقعا حالش
گرفته و ناراحت بود انگاری
تا به خودم اومد...
امیدوارم کیمچی دوست
داشته باشی
اره عاشقشم
داشتم میرفتم
بالا برای ناهار