این اثر شامل داستانهایی از
تجربههای «واقعی» آشناهای نویسنده،
خوانندههای ناشناس و غیره است.
درست یا غلط؟
ترجمه اختصاصی
سایت سرراست
🐺Geralt🐺
هی!
من ۲۲ سالمه…
…و یه مدلم که
تو نونهیون-دونگ،
سئول زندگی میکنم.
دارم اینو مینویسم
چون اخیراً یه چیز
جالبی برام پیش اومد.
حدوداً یه ماه
پیش بود.
یه روز کاملاً معمولی
و همیشگی بود.
از اون روزایی بود که
فقط تو خونه ولو میشی،
میپوسی و تا خرخره تو
گوشی اسکرول میکنی.
هوم؟
خب، اون روز یهو از یه
اکانتی که نمیشناختم
دایرکت گرفتم.
چون مدلم…
…من تو شبکههای
اجتماعیم چندتا عکس…
نسبتاً باز و لختی میذارم.
خب، از یه عالمه آدم عوضی و مریض
دایرکت میگیرم. فکر کردم اینم یکی
از هموناست، بیخیال بازش کردم.
ها؟
معلوم شد دایرکت از یه عوضی
نبود، از یه کافه بار تازهبازشده
نزدیک ایستگاه گانگنام بود.
یه… کافه؟
روی لینکی که فرستاده بودن
کلیک کردم و یه نگاهی
به سایتشون انداختم.
و اصلاً مشکوک
به نظر نمیرسید.
واو، اینجا
خیلی شیکه!
آبجو و غذا نامحدود؟!
دعوتم کردن بیام یه سری به
جا بزنم، مهمون خودشون، و گفتن
میتونم یه نفر رو هم با خودم بیارم.
ببین، من تو شبکههای اجتماعی یه
فالوور نسبتاً خوبی دارم، و چون مدلم
هم هستم، همیشه از این پیشنهادهای
همکاری و دعوتهای تبلیغاتی برام میاد.
بیشترشونو رد میکنم، ولی چون
اینجا واقعاً شیک به نظر میرسید
و کار دیگهای هم نداشتم…
…تصمیم گرفتم با
دوستم برم یه سر بزنیم.
واو… اینجا
فوقالعادهست!
و چقدر خوشحال بودم
که تصمیم گرفتم بیام.
وای خدای من، اینجا
چقدر اینستاگرامیه!
دکوراسیونش خیلی
شیک و پرزرقوبرق بود…
وای خدای من! این
خیلی خوشمزهست!
مگه نه؟! معمولاً
تو بارها غذا به این خوبی
گیرت نمیاد! حتی اگه
کافه لانژ باشن.
تازه!
…و غذا واقعاً
حرف نداشت.
وای خدای من! اون پسره از
«سینگلز پارادایس» نیست؟!
دِ دروغ نگو، راست
میگی!!! واو، از نزدیک حتی
خوشتیپتر به نظر میرسه!
حتی کلی آدم معروف
هم اونجا وول میخوردن!
مشتریهاش ده از ده
بودن، همینو بگم!
و بهترین بخشش؟ اینکه
همهش مجانی بود!
داشتم کیف میکردم!
خلاصه، من و دوستم
داشتیم یه دوری میزدیم…
هی، هی…
همین الان شنیدم
میگفتن اون بطری
مشروب اونطرفی هفت
میلیون وونه!
چی؟! دیدی کی
سفارشش داد؟
نکنه یه آدم
معروفه.
…مثل دوتا دهاتی، هاها…
…که یهو یه پسر خیلی
خوشتیپ اومد طرفمون…
سلام، شما دو تا
خانوم با هم اومدید؟
…و شروع کرد
با ما حرف زدن.
ببخشید؟
در کمال تعجب…
من با دو تا از دوستام
اینجام، پس سه نفریم…
…ولی یه اتاق تو
طبقه دوم داریم، اگه شما
دو تا هم دوست داشتید
بیاید پیش ما؟
…با ما لاس زد!
بعد یه دوری به اطراف
انداختم و دیدم همه
دارن همین کارو میکنن!
همون موقع بود که بهم
ثابت شد… اینجا عملاً یه پاتوق
درجهیک واسه پیدا کردن پارتنره!
خلاصه، چون اونجا بودیم،
گفتم تو روم باش، مثل
رومیها رفتار کن دیگه، نه؟
از اون گذشته، پسره
خوشتیپ هم بود…
رسیدیم. بفرمایید تو.
…و اگه قبول میکردیم بریم
پیش خودش و دوستاش،
چیزی از دست نمیدادیم.
خب، وقتی
رسیدیم به اتاق…
وای خدای من! این
همون پسره که تو یه
کانال یوتوبه نیست؟!
سلام!
از آشناییتون
خوشحالم.
…یه یوتیوبر فوقستاره،
درجهیک و خیلی معروف،
همینجا نشسته بود!