#35
این داستان بر مبنای واقعیت است
درست یا غلط
ترجمه اختصاصی سرراست
🐺 Geralt 🐺
توی دستشویی پارک
اون وقت شب
کسی جز ما نبود
من...
مممف
وحشیانه دوست دخترمو
میکردم
اونقدری از شروع رابطمون
نمیگذشت ولی...
تا حالا دوست دخترمو
ممممف!!!
اینقدر حشری ندیده
بودم
لطفا بس کن!
خواهش میکنم ازت
حرفاش میگفتن نه
ولی...
ممممف
بدنش قطعا از این
موقعیت تمام لذت ممکن رو میبرد
با دیدنش منم به
ذوق اومدم و حسابی حشری
شدم
واسه همین یه قدم
جلوتر رفتم
بدو بلیسش
جنده
مجبورش کردم کارایی بکنه
که به ذهن خودمم نمیرسیدن
ولی واو...
عاااح
عاااح
همشونو انجام داد
عجب من حرفیه این
همینطوری جلوتر
میرفتم با کارام
اونقدر گرم کار بودیم
که اگه کسی میومد تو برامون
مهم نبود
روی کف دستشویی
غلت میزدیم و
عااااح
مشغول سکس بودیم
هع عااااویح
اییییییی
بذارین براتون از لذت انجام
یه کار این شکلی بگم
هع هع هع
اییییی
وااااییی
عاشق یه بار تجربه کردنش میشین