وظیفه خواهرانه قسمت ۶۲ از ۶۲۸ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸
جونگ یئون...
هااا...
اوپا...
وظیفه
خواهرانه ترجمه
اختصاصی
سایت سرراست
🐺GERALT🐺
اون کیه...؟
...!
چه خبره...؟
خوابم برد...
اه سرم...
بیدار شدی؟
میخواستم
بیدارت کنم
حتما خیلی
مست بودی
مگه روزی هم هست
که دیر بیدار بشی؟
بیا اینجا اوپا
رامن پختم.
چیشده؟
گرسنه نیستی؟
مثل همیشه
است...
اصلا اهمیت
نمیده بهش...
به اتفاقی که
دیشب افتاد...
مزش چطوره؟
نمیدونم
چطوری باید باهاش
حرف بزنم...
اوه..
موهات
اومده به
داخل.
مراقب باش
هاااه
هااااه
ببخشید خیلی
هم گرسنم
نیست...
تو بخور من اتاقمو
درست میکنم...
باشه...
چرا سکوت
کردن...
دعوا کردن
باهم؟
برمیگردم دفتر
نگران
کار نباش و فقط
استراحت کن
مرسی یونی.
و دونگ وو...!
اوه بله...
نگران
عکسا نباش
من مسئولیتشو
قبول میکنم تو فقط
مراقب اون باش...
حتما
اصلا نمیتونم
باهاش حرف بزنم
آخه حتی نمی‌دونم
چی بگم...
سلام...؟
؟
هی وایسا!
نه یعنی...
چت شده؟!
چرا فحش
می‌دی...
؟
اون کی بود؟
کیهه!
بده من
الو
تو کی هستی؟
دوست پسر
هم داری پس...
چقدر تنوع
طلبی...
کصشر بسه
بگو کی هستی!
صبر کن...
عه...؟
تو کیم
دونگ وویی؟
؟!
نمیدونی من
کی ام...؟
منو
نمی‌شناسی؟
اوه، نمی‌دونم،
فقط جوابشو بده.
رابطت با
اون چیه؟
پایان

قسمت 62 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
به روز هستی

قسمت بعد ۲۲ ساعت بعد

فردا ۲۱:۰۰

وارد شو تا قسمت بعد را خبرت کنیم

این قسمت را دوست داشتی؟

۲ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی وظیفه خواهرانه
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت