وظیفه خواهرانه قسمت ۵ از ۸۳۱۱ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱
جونگ یئون...
تا وقتی کارش
خوب باشه
فکر میکنم
موقعیت رو درک
میکنی مدیر چوی
مدیر بودن بهت
میاد
جونگ یئون...
لطفا مراقبش باش...
وظیفه خواهرانه
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
🐺Geralt🐺
یکم دیگه باید
برم تو اتاق جلسه.
باید به کارگردان
توضیح بدم
من مسئولیت
عملکردتو به عهده
میگیرم
خیلی خوب میشه
اگه کارگردان بفهمه که
تو کارت واقعا خوبه
نگران نباش
اوکی؟
دوباره میخوام
گریه کنم.
باید قوی باشم
گوشی خواهر
جی یون...
حتما یادش رفته...
گوشی داره زنگ میخوره
حتما ضروریه
برم گوشیو بدم
بهش؟
هه هه...
چه بدن قشنگی
شاید چون
خیلی وقته گذشته،
مدیر چوی.
چرا جواب نمیدی؟
تازگی سکس
نداشتی نه؟
هی...
تو واقعا...
هنوزم خسته
کننده ای...
تو اصلا به
فکر ضبط نیستی؟
تمومش
کنیم؟
میخوای ضبطو
جمع کنم؟
خوب بهش
فکر کردی
مدیر چوی؟
اوه؟
خوبه خوبه
بالاخره یه تکونی
خوردی
آره
خودشه!
هنوزم کارت خوبه
مدیر چوی ...نه
چوی جیون!
حالا...
بگیر که اومد!
آهه!
عااحح
کارگردان ...نیم...
آرومتر...
منظورت از
آرومتر چیه؟
عااح...!
اگه اینطوری نکنم
که حال نمیده!
کسی امروز نمیاد
بلند تر ناله
کن!!
عااحح!
این چیه؟
کسی تو اتاق کارگردان نیست
فقط اتاق جلسه مونده...
همینه...؟
اتاق جلسه
عه؟
صدای چیه؟
عااه!
هاااع!
عااح!
این...
چه خبره داخل؟
عااح!
آهههه
نگو که...
ههه...
داره تنگ تر
میشه!
خب تمومش
کنیم نه؟
عاح، داخل نه!
کارگردان!!
نههه!!!
اوووق
آخخ!
عاااح
هه هه...
فکر کردی واقعا
میریزم تو کصت؟
نگران نباش...
با اینکه دوست دارم
اینکارو ولی حواسم بهت
هست!
چی...؟
وای...
ریختم بیرون
باشه؟
هقق...هقق...
باید از مدلت تشکر
کنم
به لطف اون
بعد مدت ها تو
رو کردم هه هه...
خب من میرم برسم
به ضبط.
اول خودتو
تمیز کن بعد برو
بیرون.
جونگ یئون هم
باید بیشتر روی
میمیک صورتش
کار کنه.
عه؟
چه خبره اینجا!!
چطور تونستی...
تو اصلا انسانی؟
کی بهت اجازه
داد بیای داخل؟
هنوز نرفتی؟
عه...
خواهر...
صبر کن، فوری
گزارشش میکنم!
لعنتی...
شوخی میکنی
باهام؟!
چون با یکی از
همکارانم سکس داشتم
باهام مثل مجرما برخورد
میکنی؟!
اگه خیلی کنجکاوی
میتونی از مدیر چوی
بپرسی.
من مجبورت
کردم؟ بگو بهش!
بگو مدیر چوی
من تجاوز
کردم بهت؟
خواهر!
کارگردان نیم...
من عذرمیخوام...
بیشتر حواسم
به جونگ یئون هست...
خوب ازش
مراقبت کن!
داره همش مشکل
به بار میاره!
مسخرست!
من قشنگ شنیدم
حرفاتونو!
چیکار کنم؟
کارت که خوب
نیست! میتونی ناراحت
باشی!
قبل اینکه
فضولی کنی سعی
کن کارتو درست انجام
بدی!
لعنتی ریدی
تو حالم...
چرا اینکارو
کردی؟
باید منتظرم
میموندی
کارگردان نیم
اون آدم بزرگیه
نمیتونیم در برابرش
کاری بکنیم
گفت حواسش به
ضبط هست...
از مشکل امروز
عبور کنیم دیگه
نگران چیزی
نیستیم...
چه فایده ؟!
وقتی میبینم
اینطوری خودتو داغون
کردی...
چجوری همینطور
وایسم نگاه کنم؟
خواهر...
منو ببخش...
همش تقصیر
منه...
مهم نیست چی باشه
من همه تلاشمو میکنم
جونگ یئون...
هقق‌...
الان فهمیدم تو کره
صدای گریه و ناله یکیه...*
امم...آه...
ببخشید خواهر...
من همش به فکر
خودمم...
حداقل...
فهمیدم تا چه
حد خودتو قربانی
میکنی.
اوپا...
برادرم که از
همه بیشتر باهام
مثل خانواده رفتار
میکنه...
اوپا تا الان
مراقبم بود
حالا عوض
شده وضعیت...
من مراقب
همه ام...!
پایان

قسمت 5 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 6

این قسمت را دوست داشتی؟

۱۶ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۶ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی وظیفه خواهرانه
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت