اومم...
هومم...
هااه...
هاا...
هااه...
هاا...
یهبین...
وظیفه خواهرانه
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
🐺Geralt🐺
اومم
اوممم
گردان در تایم کاری...
نمیدونم اگه لو
بریم چیکار باید کنیم
هااه...
ولی واقعا نمیتونم
بس کنم...!
این چه لباس
زیریه؟
در نمیاد؟
میخوای ببینی...؟
اه...
این یه سوتین
ورزشی خیلی سفته...
باید محکمتر بکشی...
آه...
همیشه به خاطر
بزرگ بودنشون همه
به سینه من خیره میشن.
زشته؟
برای همین از
این لباس زیر استفاده
میکنم
نه اصلا!
خیلی خوشگله
هاااه...
همیشه فکر میکردم
بزرگ باشه...
باورم نمیشه
چقد بزرگه!!
گرم و نرمه!
بوی عطرش بی نظیره...
دارم عقلمو از دست
میدم...!
هاااه...
عاه...
اونجا...
اگه اینطوری
لمسش کنی...
عملا خیسه...
هااه...
هاااه
عااح...
عاااه...
عاح...
هاااعع
وایسا...!
شلوارم..
نمیتونم درش بیارم
تو درش بیار...
عااه..لعنتی
چرا اینکارو میکنم؟
تو چیکار میکنی؟
سرجوخه هو!
دستور فرماندست...
این چیه؟
نمیدونم
فقط خیلی عصبانی
بود گفت اینجا رو
جمع و جور کنم
شنیدم یکی
افتاده آسیب دیده
و اینا رو ریخته
از بخش ارتباطات
نیست؟
از بخش ارتباطات؟
چرا من باید
اینجا رو جمع
کنم...
بخش ارتباطات...
دونگ وو امروز
داوطلب نبود؟
شاید اونه که افتاده
ای حرومزاده
فعلا تمیز کن
اینجا رو
هرجا میره فقط
دردسر درست میکنه...
هی جائه هیوک
بله قربان؟
وقتی کارت تموم
شد برگرد همینجا...
تو گفتی اون پسره
آسیب دیده
تو با من نمیای؟
میرم وضعیتشو
چک کنم
بله قربان!
اگه آسیب دیده
باشه ممکنه دردسرساز
بشه...
آه...
چرا هی دست میزنی
بهش؟ خجالت میکشم
چرا؟
خیلی قشنگه که
عاااح...
خجالت میکشم
آه...
دونگ وو...
فکر که میکنم...
چند وقته خیلی
اذیتش نکردم
هنوزم که به گذشته
فکر میکنم ناراحت میشم...
سرجوخه یو هم
عجیب شده
یهو باهاش مهربون
شد
نمیدونم چی تو
فکرش میگذره
میترسم ازم ناامید
بشه...
رسیدم...
درمانگاه
مطمئن نیستم
واقعا آسیب دیده یا نه
ما داریم کثیف کاریش
رو جمع میکنیم، باید
یکم باهاش حرف بزنم!
خوب میشه اگه
یه گروهبان زن هم
داخل باشه...
هااه...
عاح...
آه...