رسیدیم...
مطمئن نیستم
دونگوو آسیب دیده یا نه
باید باهاش حرف
بزنم!
امیدوارم سرجوخه زن
هم داخل باشه...
هااا...
عاح...
اه...
وظیفه خواهرانه
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
گرالت
عاححح...
عاااح
جونگ سو!
باهات کار دارم
بیا دنبالم
هااااه!
عاااااحح!
تازه واردا رسیدن؟
بله آوردیمشون
این یعنی دونگ وو
هم زیر دست میگیره؟
خب چی؟
یکیشون میره زیر دست
دونگ وو و باهم دوتایی
کار میکنن
نمیدونم کیه ولی
قراره بهش سخت بگذره
هممم...
منتظرم بمون
میرم سیگار بکشم
هاااا...
هاااا...
عاااح...
هااععع!
هاااه...
عاااه...
هاااه...
عاااح!
دونگ وو!
هااا...
وایسا...
یکم آروم تر
اینبار...
من انجامش میدم...
عاااح!
هاااع...
تکون میخورم...
هاااه...
هاااه!
هاااه
عاااح...
عااح..
عااحح!
اه...
عمیق تر و تنگ تر
نمیدونستم یه بین
همچین کارایی هم بلده
هاااه
عاااح!
این بیشتر
تحریکم میکنه
هاااه...
دونگ وو
چیکار باید
کنم؟
فکر کنم دارم...
اه... منم...
فکر کنم
دارم ارضا میشم...
هااااه!
عااااح!
اومددد!
عاااحح!!
عاحح...
هاااه...
انجامش دادم...
با یه بین...
حس میکنم هم
بدنم و هم ذهنم
احساس آرامش
میکنه
خوشحالم یه بین
اینجاست...
بعد اینکه رفتیم
بیرون...
فهمیدم هنوز داخل
گردانیم...
و کاری که همین
الان با یه بین کردم...
تو فقط ماهیچه هات
اسپاسم کرده
تو یهو اسپاسم
کردی و همه چیزو
انداختی
و بعدش من
اوردمت درمونگاه
فهمیدی؟
فهمیدم
خب بریم...
نمیخوای چیزایی
که ریختم زمینو تمیز
کنی؟
عه...
هنوزم باورم
نمیشه که چیکار
کردم...
اینجا رو...
یه چیزی
عجیبه