من فقط با تو
عکس میگیرم
به کسی
نشون ندیا
باشه؟
درود به مافوق!
یادداشت مترجم:
راستش، سربازهای کرهای همیشه
با «충성! (Chunseong!)» سلام میدن که
معنی تحتاللفظیش «وفاداری!» هست..
برای من عجیبه و گیج شدم که چطور
اینو ترجمه کنم. فکر میکنم تو
فصلهای قبلی دربارهی نحوهی سلام دادن
سربازها به هم اشتباه کردم..
پس ببخشید!
مرسی بابت اینکه
آخر هفته هم سخت کار
میکنید
اوه بله...
یو جینهو!
وظیفه خواهرانه
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
🐺Geralt🐺
یو جینهو...
دوباره ملاقات
داری؟
اره...
معلومه کلی
دوست و رفیق
داری درسته؟
یهبین راز یو
جینهو رو نمیدونه...
خوش بگذره
آخر هفته
خوبی داشته
باشین خانوم!
خوب شد چیزی
نشد
فکر کردم میخواد
اذیت کنه
همم...
باورم نمیشه اون
جنده رو با اون بی خاصیت
دیدم...
دونگ وو هیچی
نمیدونه...
اگه میدونست قراره
کیو ببینم...
عین احمقا
واینمیستاد...
هممم
انتظار نداشتم
برگردی...
مگه نه خانوم
کیم جونگ یئون
اشتباه برداشت
نکن
اومدم این قضیه رو
تمومش کنم
واقعا خوب
بلدی حرف بزنی
خب، راهی پیدا
کردی که منو بندازی
زندان؟
دوباره رکوردر
خودتو آوردی؟
تو دزدیدیش!
چی میگی
منظورت چیه؟
هرچی بیشتر
حرف میزنم...
میفهمم اون علاقه ای
به حرف زدن نداره.
از اینکار لذت
میبره...
واقعا یه مرد بده.
ولی اگه همینطور
بمونه...
مثل دفعه قبل
تموم میشه
ازش متنفرم
حتی نمیتونم
بهچهرش نگاه کنم
هنوز خواهر جیون
هم هست...
اگه بخوام از کسی
محافظت کنم باید
عزم خودمو نشون بدم
بیا بریم سر
اصل مطلب...
میتونم انجامش
بدم؟ چطوری؟
باید گاردشو
بیارم پایین.
نباید بذارم به
کاراش ادامه بده...
بهم تاریخ بده
میدونی که خیلی
وقت ندارم...
چی...
انقد راحت؟
خانوم جونگ یئون
مدل معروف انقد راحته
یعنی
چی...؟
مسخره نیست به
نظرت؟
یا شاید...
نگو که بازم
میخوای یه فریب
دیگه بدی منو...؟
خب مهم
نیست...
میتونم امتحانش
کنم
شمارتو بنویس!
شماره شخصی
خودتو
چرا باید شمارمو
بدم؟
چرا الان فقط
یه تاریخ نمیگی
بهم؟
خیلی مشکوکی...
فقط یه شماره
موبایله...
میتونی بعدا اون
سیمکارتتو بندازی
دور، غیر اینه؟
پس...
فقط اینو بگم...
بهتره شماره کصشر
ننویسی...
واقعا فکر کردی
همچین کاری میکنم؟
من پای حرفم
هستم
من مثل سرجوخه
اینجا نیستم...
هه هه
نمیخوای تا آخرش
بازنده باشی نه؟
اره، ادامه بده
میتونی همینکارو
بکنی
خسته شدم از
جنده هایی که فقط
به فکر خودشونن
این روزا دخترایی
مثل تو خیلی اشتهاآور تر
هستن میدونستی؟
دلم میخواد بدونم
طعم یه سلبریتی جذاب
چطوریه
میخوام حسش کنم
مراقب خودت
باش
قراره خوش
بگذره...
هرچی لازم
بود رو گفتم
برو و منتظر یه
تماس باش.
وایسا !
بذار برم داخل
محوطه.
میخوام ببینم
برادرم حالش
خوبه.
پوف
خیلی شیبش
زیاد نیست؟
اره، به خاطر
یه نفر که میخواست
چایی بخوره ماشینو
از دست دادیم
همونقد که دیر
کردی مجبورت میکنم
کار بکنی!
آه خواهر!
یکم استراحت
کنیم
چی...
اون کی بود؟
حفظ همچین
اندامی واقعا
سخته
همش عمله
بابا
جدی؟ پس
کلی خرج کرده
اون بچه داشت
گریه میکرد...
میشناسیش؟
چی گفتی؟
از مائه؟
زندگیش
چطوره؟
نه اشتباه کردم...
بیاین بریم
رسیدیم
رییس...؟
خواهر؟!
اوکیه نگران
نباش
چیز خاصی
نیست
همونجا بمونید
آروم باش
میتونی؟!
اون یارو چش
بود؟
خواهر گفت
چیزی نیست...
چیشده؟
این هفته بهت
سخت گذشته؟
خیلی عصبانی
هستی ولی این
پایینی اینطوریه...
چرا انقد عصبانی
هستی رییس؟
چقد حرف میزنی...
فقط زود لباستو
در بیار
چرا انقد
عجله...؟
من هنوزم دختر
شماره یکم فروشگاهم
ولی الان تو
داری منو هل
میدی؟
ولی...
دوسش دارم...
اینکه خشن میشی
خیلی وقته
قیافتو اینطوری
ندیدم رییس...
الان میتونی
راحت بذاری توش