هیهی
با هر تلمبه بدنت
میلرزه
صاف نگهش دار
هنوز کار دارم باهات
وظیفه خواهرانه
ترجمه اختصاصی سرراست
🐺 Geralt 🐺
هاه
هیهی
خسته شدی
فکر کردم دووم میاری
ولی هیچی
اگه جونگیون بود
بهتر بود نه؟
میدونستم اینطوری
میشه باید فقط میرفتم
یه امتحانش کن
جونگیون چاره ای
جز پیش من اومدن نداره
فاک
اعصاب خرد کن بود
همه چی بهم ریخته
باید محرمانه تر
اینکارو جمع میکردم
ولی اینطوری نباید
تموم بشه
خواهر و برادر
جفتشون باید
از بین برن
اوکی میشه نه؟
اره نفس میکشه
تو تلویزیون دیدمش
قطعا داره اجرا میکنه
دقیقا سر وقت
زدیش
هوامو داشتی؟
کی اومدی بیرون؟
داشتم میرفتم
دستشویی ولی نگهبانا
نبودن
مشکوک شدم
شما دوتا رو اینجا
دیدم
کل موقعیت رو دیدم
تا جانگ
این...
نگران نباش
من هوای تورو دارم
منتظر این اتفاق بودم
مگه همیشه اذیتت
نمیکرد؟
این فقط
تو ذهنم بود
ولی وقتی فهمیدم
که خانوادت هم اذیت کرده
باید میزدمش
ببخشید که همیشه
اینو تحمل کردی
یکمی سرحال شدم
بازم عواقب داره
اوکیی جدا؟
اوکیه چون کسی
نمیدونه
زدن همدیگه تو پادگان های
کره عواقب سنگینی داره
کسیم منو لو نمیده
ولی بازم
فکر نکنم کاری
از دستش بربیاد
بیا بریم تو دفتر
میذارمش اونجا
که کسی متوجه نشه
تا جونگ
مرسی که کمکم کردی
بعد از این همه
اتفاقات
واقعا کمک لازم
بودم
یه چیزی رو
باید الان چک کنم
امیدوارم اتفاقی نیفتاده
باشه
اگه عصبانی بشه
که بیدارش کردم مشکلی نیست
جونگ یون
این شماره
الو؟
جونگ یون؟
هنوز نخوابیدی؟
اره
کجایی؟
عه...
خوبی؟
صدات چرا اینطوریه؟
اره اره
خوبم
صدام یکم بخاطر...
باز به خودت
فشار اوردی نه؟
اوکیه
فردا رو مرخصی گرفتم
چی شده این ساعت
زنگ زدی؟
چیزه...
نگرانت بودم یهویی
نگرانت شدم چون
ازت دورم
ببخشید که
پیشت نیستم
جونگ یون
خب...
میخواستم بدونم
از جوخه ما
کسی بهت
زنگ زده؟
چیزی شده؟
چرا همچین
چیزی میپرسی؟
از جوخه خودت؟
نه نه
اینجا اوکیه همه چی
کسی نمیدونه
من و تو خواهر و برادریم
جدا؟ لازم نبود...
نمیخوام اذیت
بشی
ولی من اوکیم
چیزی نشده
ببخشید داداش
باید دوباره
برم فیلمبرداری
پس
شبت بخیر
نمیتونم بهش بگم
توهم همینطور
باشه
مراقبت کن
کسی اینجا نیست
تمومی؟
مرسی تاجونگ
که موقعیت رو بهم گفتی
بیدار میشه
نه؟
چند باری بیدار شد
دوباره خوابش کردم
اوکیه
فک کنم اگه
درازش کنی اوکیه
بیا اروم بریم
اول دفتر
باشه
نتونستم درست
ازش بپرسم
گفت اوکیه
ولی عجیبه
اگه شخصا نبینمش
چیکار میکنه؟
تظاهر کرد اوکیه
کل وقتی که زنگ
زد
به صورتش فکر کردم
خانم
خواهر
راحت باش
خواهر من...
نگفتم بهت
که قایمش کردم
خواهر؟؟