وظیفه خواهرانه قسمت ۶۱ از ۶۱۸ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸
من فقط...
هر کاری که
می‌خواستم...
نگران
نباش اوپا
این چیزیه که
منم میخوام
منظورم اینه که...
میشه بازم
انجامش بدیم؟
وظیفه خواهرانه
🐺Geralt🐺
هااع...
عااح...
هوووه...
هاااه...
همش رفت
من میخوام...
تکون بخورم...
هاااه
عااح
هاااه
آرهه...
اه...
هاااه...
میتونم حس کنم...
همه‌چیز درون او...
نه فقط حالت‌های
چهره، یا نفس‌هایش،
اوپاا...
حتی لرزش
درون بدنش...
اوووه!
هاااه!
همینجا اوپاا...
عمیقتر...
آههه!
هاااه!
اووح!
هاااه
هاااا...
هاااه...
اوپا...
بدنم میلرزه...
بدن منم
همینطور...
هاااه...
عاااه!
خودش داره تکون
می‌خوره، مثل خودش...!
عاااه!
عااح!
اوپاا...
خیلی عمیق
توشه...
مگه منو
جزو خونواده‌ش حساب
نمی‌کنه؟
اوممم!
او...پا...
اون فیلمی
که قبلاً نشونم دادی،
اسمش چی بود؟
بهت می‌گم... الان
گریه‌ام نمی‌گیره.
من الان دیگه
بزرگ شدم...
با اولین
دستمزد مدلینگم
خریدمش!
مثل همیشه،
ممنون اوپا.
تو ارتش بهت
خوب گذشت؟
مطمئنم
موفق می‌شی،
هاااه...
اه...
جونگ یئون...
اوپاا...
بغلم کن...
آرههه!
حالا میخوام...
اوپا...!
نههه!
ععااح!
اووه!
هعااااه!
عااح...
هاااه
هاااا
جونگ یئون...
هااا...
اوپا...
ترجمه اختصاصی
سایت سرراست
پایان

قسمت 61 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
به روز هستی

قسمت بعد ۲۳ ساعت بعد

فردا ۲۱:۰۰

وارد شو تا قسمت بعد را خبرت کنیم

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۳ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی وظیفه خواهرانه
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت