من فقط...
هر کاری که
میخواستم...
نگران
نباش اوپا
این چیزیه که
منم میخوام
منظورم اینه که...
میشه بازم
انجامش بدیم؟
وظیفه خواهرانه
🐺Geralt🐺
هااع...
عااح...
هوووه...
هاااه...
همش رفت
من میخوام...
تکون بخورم...
هاااه
عااح
هاااه
آرهه...
اه...
هاااه...
میتونم حس کنم...
همهچیز درون او...
نه فقط حالتهای
چهره، یا نفسهایش،
اوپاا...
حتی لرزش
درون بدنش...
اوووه!
هاااه!
همینجا اوپاا...
عمیقتر...
آههه!
هاااه!
اووح!
هاااه
هاااا...
هاااه...
اوپا...
بدنم میلرزه...
بدن منم
همینطور...
هاااه...
عاااه!
خودش داره تکون
میخوره، مثل خودش...!
عاااه!
عااح!
اوپاا...
خیلی عمیق
توشه...
مگه منو
جزو خونوادهش حساب
نمیکنه؟
اوممم!
او...پا...
اون فیلمی
که قبلاً نشونم دادی،
اسمش چی بود؟
بهت میگم... الان
گریهام نمیگیره.
من الان دیگه
بزرگ شدم...
با اولین
دستمزد مدلینگم
خریدمش!
مثل همیشه،
ممنون اوپا.
تو ارتش بهت
خوب گذشت؟
مطمئنم
موفق میشی،
هاااه...
اه...
جونگ یئون...
اوپاا...
بغلم کن...
آرههه!
حالا میخوام...
اوپا...!
نههه!
ععااح!
اووه!
هعااااه!
عااح...
هاااه
هاااا
جونگ یئون...
هااا...
اوپا...
ترجمه اختصاصی
سایت سرراست