خواهران ناتنی قسمت ۲۹۸ از ۲۹۸۱۹ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹
قسمت 298
اوه؟
اتاق رزرو کردی؟
آره
فقط میخواستم
یه جای خلوت
باهات تنها باشم
پس لازم نیست
به چیزی شک
کنی، درسته؟
هاها
معلومه
چرا باید
نگران شم؟
من خیلی باهوشم
هرگز از خودم ردی به جا نمیذارم
باشه
اگه باهات
وارد هتل
اتاق شم...
دیگه چیزی واسه
از دست دادن ندارم
پس بریم
میخوام همین
الان باهات باشم
خیلی منتظر این روز بودم
خواهران ناتنی
هممم
عجب هتلی
اشکال نداره
اول اتاق رو بررسی کنم؟
....
طبیعت کارم
همینه، باید
مراقب باشم
اوه
هرجور راحتی
....
هم ممم
....
کسی اینجا نیست
ولی ممکنه دوربین
مخفی کرده باشی
....
یا شاید من
حساس شدم
هممم
یه چیز دیگه
باید بازرسی
بدنیت کنم
واقعاً لازمه؟
آه
من یه مرد
محتاطم
وگرنه اینهمه وقت
توی این شغل دووم نمیاوردم
....
ولی خجالت میکشم
حالا
دستات رو
ببر بالا
یه بازرسی
سریع و
ساده‌ست
زندگیم در خطر
میفته اگه کوچک‌ترین
تهدیدی باشه
نگو که...
چیزی توی
این ممه‌های
گنده قایم کردی
اینجوری لباس
پوشیدی، داری
خودت رو به
نمایش میذاری
من...
لطفاً
تمومش کن!
هه هه
هااه
دلتنگ این
دستا بودی، نه؟
جواب بده
آه
بذار ببینم
یه جایی هست
که ممکنه توش
چیزی قایم
کرده باشی
بذار از نزدیک نگاه کنم
اوه
عجب کص خوشگلی
چقدر نرمه
آه
اگه اینقدر دلتنگم بودی
اوه
میتونستی اول
یه بوس گنده بهم بدی
معلومه
حالا که
بازرسی بدنی
تموم شد
چطوره اول
یه شات بزنیم
بعدش بریم توی تخت؟
هممم
نوش جون
بیا
هیچی مثل ویسکی
مود سکس رو بهتر
نمیکنه، نه؟
خیلی هم عالی
تو واقعاً کارت
رو بلدی
نمیدونی چقدر منتظر
همچین شبی بودم
هاهاها
من همیشه
میدونستم کیر
بزرگ و دخترکشی دارم
آره
ولی انتظار نداشتم با
یه شب اینقدر هول کیرم شی
راستش منم از
فکرت نمیتونستم
بیرون بیام
حالا که یه شانس
دیگه نصیبمون شده
میخوام یه شب فراموش
نشدنی برات بسازم
...
میخواستم ازت
یه لطفی بخوام
عووم
چیه؟
که یه زن و شوهر
رو برای شوهرم کشتی...
اون موقع...
....
اونا یه بچه داشتن، نه؟
ها؟
چرا اون موضوع
رو کشیدی وسط؟
....
شنیدم با خونواده‌ی
یکی از همدستای
شوهرم زندگی میکنه
نه، فقط
اینکه اون
بچه...
برام سوال شده بود
ممکنه من اون بچه رو بشناسم
من دوستای آقای پارک
رو نمیشناسم
کی میدونه
من فقط یه کار براش
انجام دادم، همین!
فقط دلم واسه
اون بچه میسوزه
اگه بفهمم اون
بچه کیه، ممکنه یه
روز بتونم بهش کمک کنم
میتونی بفهمی اون
بچه الان کجاست؟
میخوای به آقای پارک
زنگ بزنم و ازش بپرسم؟
حتماً
شوخی
میکنی
مطمئنم شوخی میکنه
بهتر نیست خودت ازش بپرسی؟
من چطور میتونم
همچین چیزی رو
از شوهرم بپرسم؟
بهش چی بگم؟
دستور دادی یکی رو بکشن؟
چی؟
هنوز میخوای با مردی
که قاتل اجیر میکنه
زندگی کنی؟
بهتر نیست ولش کنی
و بیای با من زندگی کنی؟
آره
داره جواب میده
پس...
آره، حرفای بیهوده بسه
بریم سراغ کار اصلیمون
باشه
دیگه تحمل ندارم
میخوام بکنمت
بیا اینجا
آه
کل شب میگامت
نمیتونی از
دستم خلاص شی
وقتی تا صبح گاییدمت
برده‌ی من میشی
آه
عزیزم
من همین الانشم
برده‌ی یه مرد دیگه‌ام
چی؟!
ها؟
چه کسشری گفتی؟
چی؟
...
اینجا
چه خبره!؟
پلیس؟
ما یه گزارش گرفتیم
و فوراً اومدیم
از اون خانوم دور شو
نقشه‌ت
چی بود؟
جنده!
کارت تمومه
آقای قاتل بزرگ
بالاخره تاوان
گناهانت رو میدی
با چه مدرکی
میخواین دستگیرم کنین...؟
نگو که توی این اتاق
دستگاه شنود داشتین؟
فیلم و صدایی که غیرقانونی
به دست بیاد توی دادگاه قابل
ارائه نیست
هه هه
مطمئنم پلیسا این
رو خوب میدونن
درسته
تو بدنم رو بازرسی کردی
ولی یه چیزی رو فراموش کردی
جدیدا عینک
گوگل خریدم
نمیدونی این روزا
حتی یه عینک ساده هم
چه چیزایی ازش برمیاد
چی!؟
وقتی یکی از آدمایی که
به پرونده مربوطه
مدرک رو شخصاً به دست بیاره
میتونه توی دادگاه
ارائه‌ش کنه، درسته؟
آه
پایان

قسمت 298 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
به روز هستی

قسمت بعد ۷ روز دیگر

۴ آبان ۱۳:۰۰

وارد شو تا قسمت بعد را خبرت کنیم

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی خواهران ناتنی
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت