خواهران ناتنی قسمت ۲۶۹ از ۲۹۷۱۰ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰
قسمت 269
آه
خواهران ناتنی
همم
هااع
عمم
عووم
هااع
چـــ...
چیکار میکنی؟
انگشتتُ نکن
توی کصم
کثیفه
هه هه
اشتباه میکنی
هر چیزیکه
از تو بیرون میاد
تمیز و زیباست
خانوم
بازم لطفاً
اونجا رو
دستمالی نکن
تا حالا همچین
چیزی رو تجربه
نکرده بودم
*مردده*
هاا...
باشه
بهتره
لباس
بپوشی
آه
قبل از اینکه بریم
داخل باید یه موضوعی
رو روشن کنم
از اتفاقی که
امروز افتاد
برداشت اشتباهی نکن
من هنوز مادر دوستتم
این عوض نشده و
هرگز عوض نمیشه
*نگاه*
تو هنوزم فقط
دوست صمیمی
پسرم هستی
نمیخوام الکی
خودتُ امیدوار کنی
اتفاق امروز
اشتباه من بود
من باید جلوتُ میگرفتم
اگه فکر میکنی
دوباره میتونی همچین
کاری کنی، بدجور
پشیمونت میکنم
این یه بار
رو نادیده میگیرم
جدی میگم
هه هه
فکرشم نمیکردم
دوباره دعوتم کنی
میا، جدی میگم
خیلی زیاده
بیخیال
تو میتونی...
شروع کنی
هه هه
ولی میا...
قسم میخورم
نمیدونم سام
کجاست
میدونم
من که نگفتم
حرفتُ باور نکردم
هه هه
فقط دلم
میخواست دوباره
با تو وقت بگذرونم
همین
چی!؟
خیلی خب
حالا
کجا بریم؟
هر جایی
دوست داری
میبرمت
جدی!؟
پس...
کارائوکه!
میخوام
برم کارائوکه
کارائوکه؟
جدی؟
باشه، منم
خیلی وقته
آهنگ نخوندم
هاهاها
لعنتی، این بچه
کسخله
همم
....
نمیدونستم
حسن اینقدر
عشق خوندنه
بدون اینکه
مشروب بخوره
زد زیر آواز!
اوه
حسن
گوشیت
زنگ میخوره
سمانه‌ست
اوه
مرسی میا
سلام سمانه
منم داشتم به تو
فکر میکردم ، از دیشب
که رفتی جواب
تماسمُ نمیدی
خوبی؟
دوست دارم
بدونم الان رابطه‌ی
حسن و سمانه
چطوره
ولی دمش گرم
فکر نمیکردم حسن
بتونه دوست دختر
پیدا کنه
چـ...
چی میگی
سمانه؟
شوخی میکنی دیگه؟
همین دیروز
اومدی خونه‌م
شب خیلی خوبی
با هم داشتیم
*میلرزه*
*میلرزه*
چرا اینکارو میکنی؟
من نمیفهمم
لطفاً سمانه
دوباره فکر کن
چرا با من
اینکارو میکنی؟
اگه ترکم کنی
من چیکار کنم؟
لطفاً
لطفاً
*میلرزه*
*میلرزه*
لطفاً بازم
فکر کن
اینکارو
باهام نکن
لطفاً
نه
قطع نکن
سمانه
چی شد؟
واقعاً
ازم جدا شد؟
چی شده حسن؟
چی گفت
شما که
رابطه‌تون
خوب بود
عاع
نه...
حالا چیکار
کنم میا؟
حسن؟
واااع
حالا چطوری
زندگی کنم؟
حسن
لطفاً آروم باش
بهم بگو
چی شده؟
میا
حالا
چیکار کنم؟
هی!
وایسا
میا
حسن!
آه
نفس بکش
آروم باش
حس‍...
حسن!
هی!
واااع
لعنتی
هی!
واو
*نگاه*
هاه
عمم
عووم
حس‍...
حسن، به
خودت بیا!
داری چه
غلطی میکنی؟
عووم
هاا
عووم
هاامم
اینجا چه خبره؟
بسه...
بسه!!
پایان

قسمت 269 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 270

این قسمت را دوست داشتی؟

۳ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی خواهران ناتنی
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت