قسمت 293
این کون گنده
و بی حیا رو ببین!
هر بار که اسپنک میزنم
کصت تنگتر میشه!
محکم تر بزن
ارباب!
عزیـ...
عزیزم؟!
آه
خواهران ناتنی
هاه
چـــ
چیــــ...
چیکار میکنن!!!
آاه
هاه
هااه
هاه
بسه!
تمومش کنین!
بسه!
نــــه
هان
ععع
هاه
هاع
تو چه خری هستی؟
....
....
داری با زنم
چه گوهی میخوری؟
خخخ
بفرما داخل، آقای پارک
هههه
....
آه!
تو...!
عزیزم...
خخخ
هههه
کص زنت اینقدر
خوب بود که...
گفتم همینجا توی
اتاق خوابت بگامش!
تو...
حرومزاده!
چه گوهی خوردی؟
مادرجنده!
میکشمت!
....
عع
عاع
....
هیچی بیشتر از
اینکه بزنم لهت کنم
نمیخوام
ولی جلوی خودم
رو گرفتم، پس
تمومش کن!
عععع
تو...
مادرجندهی بی همه چیز!
بمیر بابا
باشه
پس بذار یه
نمایش کوچیک نشونت بدم
هان؟
صبرکن!
عووخخ
میخوای منو بُکشی؟
فکر کردی میتونی؟
بگیر
....
عاع
من...
ارباب
عوع
هاه
این اعتماد بنفسش
خیلی جذابش میکنه!
بهت هشدار داده بودم
سعی کردم مهربون باشم
خودت نخواستی
ترسیدم آسیب ببینی
بیخیال
ارباب
احتمالاً نمیدونستی سولهی
تا حالا کسی نتونسته
من رو کتک بزنه
شاید بنظر نیاد
ولی خیلی قوی هستم
مگه میشه ندونم...
اوه
همهی زنا میدونن
تو چقدر قوی هستی
پس بیا کاری که
شروع کردیم رو تموم کنیم
قبل اینکه
کصت سرد شه
آه
آه
هاع
عاع
......
آه
هاع
چطور همچین
اتفاقی افتاد!
....
....
....
تو چرا اینکارو میکنی؟
چرا؟
پرسیدی
چرا...!؟
برای اولین بار توی زندگیم...
یه مرد واقعی
پیدا کردم
چی؟
پس تو هم
این رو میخواستی؟
بهم میگی...
تو خودت داری بهش کص میدی؟
واو...
هاهاها
فکر کردی دارم
به زور بهش تجاوز میکنم؟
از اولین باری که سولهی
رو گاییدم، اون بردهم شد
لعنتی
پس واسه همین
ازم دوری میکردی
و بهم پا نمیدادی؟
این همه مدت
با این حرومزاده
میخوابیدی؟
آره، درسته!
خیلی وقته قبول کردم
اربابم سامه
از اون روز توی
خونهی چنگیز، وقتی برای
اولین بار من رو تا صبح گایید
بردهش شدم
همون لحظه که کیر
کلفتش رو کرد توی کصم فهمیدم
....
که دیگه با هیچ
کیری ارضا نمیشم!
لطفاً این کیر
کلفت و سحرآمیزت
رو بکن توی کص گشاد
و بیارزش من!
لطـ..
لطفا!
...
لطفاً
تمومش کنید
ما خوشبخت
بودیم...
کلی خاطرهی خوب
با هم داریم
لطفاً این کارو نکن!
حداقل نه روبروی من!
من،من...
ارباب... کیرت خیلی گندهست
کصم داره پاره میشه!
نه
چطور همچین
چیزی میگی؟
آاه
لطفاً
بس کنید
باشه
بفرما
خوب تماشا کن
آقای پارک