193
لعنتی...
چرا قبل همچین ماموریت مهمی
شق کردم...؟
انگار باید قبل از زدن گاو صندوق
یه بار بکنمش
اوه...
خیلی ساکته
مطمئنی...
هیچکس اینجا نیست؟
آره، فکر کنم
همهی چراغا خاموشن
معمولاً هیچکس تا
این وقت شب نمیمونه
دنبالم بیا
دفترش از
اینوره
همم....
دیگه تحمل
ندارم...!
هی...
چیکار میکنی؟
کون گنده و خوشگلت
تو این لباس تنگ بدجور
تاب تاب میکرد
نتونستم جلوی خودمو بگیرم
چی داری
میگی؟
خودت گفتی
اینو بپوشم
آره
ولی فکر نمیکردم
اینقدر حشریم کنه
هیجانش خیلی
بالاست
نه...بس کن
ما واسه...
یه کار مهمتر
اینجاییم...!!
خب
واسه همین باید
سکس کنیم، استرسمونُ
کم میکنه
راستی، چجوری
لباستُ دربیارم؟
یه زیپ...
پشتش داره
هه هه
همونه...
خیلی کشیدیش
پایین...!!
واو...
اینجوری خیلی
سکسی شدی
دیگه تحمل ندارم
ارباب...
جدی میخوای اینجا
سکس کنیم؟
آره
مگه میشه این بدن
سکسی رو ببینم و نکنمش
چرا...
شورت پات نیست؟
نمیشه زیر این لباس
شورت پوشید؟
خب میشه
ولی عرق میکنی
و راه رفتن سخت میشه
درسته
ولی خوبیش اینه
زیپشُ بکشی پایین
آماده کردنی
اوه نه...
دارم تو دفتر
شوهرم کص میدم
نگران نباش...
خودت گفتی هیچکس
این دور و برا نیست
همم...
بدجور خیس شدی
عرقه یا...؟
عرقه...!
تو این لباس
خیلی عرق کردم
خیلی وقت بود
نکرده بودمت
آه...
عالیه
ارباب
دلم واسه کیرت
تنگ شده بود
خیلی حال میده
سکس تو همچین
جایی فوقالعادهست
وایسا...
بذار اینُ
دربیارم
میخوام موقع سکس
ممههاتُ ببینم
باشه
حالا بهتر
شد...!
سینههای یه میلف
یه چیز دیگهست
موندم ممههای
کدومتون بزرگتره؟
تو یا محبوبه؟
راستی...
محبوبه چطوره؟
خب...
خوبه
اسمشُ آوردیم
یاد اون روزا افتادم
شاید بهش زنگ زدم
ببینم میتونه فردا
بیاد پیشمون؟
اوه...
چی شد..؟ چرا نصفه شب
از خواب پریدم...!؟
خیال کردم یکی
اسممُ صدا زد
ادامه دارد...