خواهران ناتنی قسمت ۲۹۴ از ۲۹۶۴۱ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱
قسمت 294
من،من...
ارباب... کیرت خیلی گنده‌ست
کصم داره پاره میشه!
نه...
چطور همچین
چیزی میگی؟
لطفاً
بس کنین
باشه
بفرما
خوب تماشا کن
آقای پارک
خواهران ناتنی
عیح عیح
لطفاً...
لطفاً...
تمومش کنید
آاه
چطور میتونی همچین
کاری باهام بکنی؟
من همه جوره عاشقت بودم
....
هاه
آه
تو... همیشه یه
زن مغرور و...
چطور شد که
زیرخواب این حرومی شدی؟
این پسر چیزی رو بهم
داد که هرگز نداشتم
کیرش نظیر نداره
درست نیست
اینجوری شوهرت
رو اذیت کنی...!
هه هه
سولهی،‌خیلی
بی رحم شدی
من فقط حقیقت
رو گفتم
ارباب!
حرومزاده ‌ی بی پدر ومادر
جلوی من داری با زنم
همچین کار کثیفی میکنی
هرگز نمیبخشمت
هرگز!
عع
خب که چی؟
میخوای چیکار کنی؟
عووم
عووم
میخوای دوباره
کتکت بزنم؟
تو...!
حرومزاده!
چطور جرات میکنی
با بزرگترت اینجوری
حرف بزنی؟
بیا تمومش کنیم
باشه
آره!
آاه
آاه
...
زن خوشگل
و سکسی من!
داره زیر کیر یه پسر
جوون آه وناله میکنه
آره ارباب!
بریز توم
تا آخرین قطره رو میخوام
هااه
هااع
هاااع
آااع
هااه
عووم
هااه
تمومش کن!
اگه حامله شه
چی!؟
هااه
هااع
برات مهمه؟
تو کاری از
دستت برنمیاد
...
چی میگی؟
اون هنوز زن منه!
نمیتونی آبت و
بریزی توش!
خفه شو
فوق‌العاده بود ارباب
من میرم دوش بگیرم
زیرشکمم درد میکنه
عشقم!؟
عاع
هااع
ارباب
ارباب... چون زود سر و
کله‌ش پیدا شد دیگه نقشه‌مون
جواب نمی‌ده
آه
آره
خداروشکر خودمون
همه مدارک لازم رو داشتیم
پس دیگه
بریم
....
...
دلیلی نداره اینجا بمونم
هی!
ععع
شما من رو
کیر خودتونم
حساب نمیکنین؟
دارین چی
زر زر میکنین؟
اینجا خونه‌ی منه!
نمیتونین هر جور خواستین
رفتار کنین
من دارم میرم
باشه
ولی زنت هم
با من میاد
چی؟
اونو نبر
......
تو فکر کردی کی
هستی که زن من رو ببری؟
تو فکر کردی صاحب منی؟
چی
خیلی احمقی
......
......
من هرجایی عشقم بکشه میرم
این مرتیکه خیلی کسخله
آره
هاهاها
هاهاها
اون چوب چیه
گرفته دستش؟
مسخره!
تو...
فکر کردی یه
جا میشینم وهیچ کاری
نمیکنم!؟
عاع
هرگز نمیبخشمت!
سام!
حرومز!
به چنگیز
همه چیز رو میگم!
این مثلاً تهدیده؟
هاها
فکر کردی ازش میترسم؟
اونم به زودی بگا میره
نگران نباش
چی؟
چی شد؟
عع
این اعتماد بنفس رواز کجا آورده؟
خب سولهی
حالا میخوای
چیکار کنی؟
همه چی رو
مرتب کردیم
بریم پیش پلیس؟
همم
داشتم فکر میکردم
یه چیزی هنوز کمه
...
اول باید به اون رسیدگی کنیم
چی میگی؟
همه چی رو
به دست آوردیم دیگه
...
کافی نیست!؟
نه
هنوز یه چیزی کمه
....
باید اول اون
حرومزاده رو گیر بندازیم
قاتلی که پدر و
مادرت رو کشت...
....
فکر کردن بهش
اعصابم رو بهم میریزه
همون مردی که
تا دسته کرد توم
پایان

قسمت 294 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 295

این قسمت را دوست داشتی؟

۸ پسند

برای پسندیدن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی خواهران ناتنی
از ادامه دادی
سرعت