قسمت 299
هه هه هه
فیلم و صدایی که غیرقانونی
به دست بیاد توی دادگاه قابل
ارائه نیست
مطمئنم پلیسا این
رو خوب میدونن
درسته
تو بدنم رو بازرسی کردی
ولی یه چیزی رو فراموش کردی
جدیدا عینک
گوگل خریدم
نمیدونی این روزا
حتی یه عینک ساده هم
چه چیزایی ازش برمیاد
چی!!
وقتی یکی از آدمایی که
به پرونده مربوطه
مدرک رو شخصاً به دست بیاره
میتونه توی دادگاه
ارائهش کنه، درسته؟
خواهران ناتنی
هاا...
نه
باورم نمیشه
اینجوری بگا رفتم
تموم شد
بالاخره تاوان کارای
کثیفت رو پس میدی
بریم مرکز
باشه
وایستین
به چه جرمی
دستگیرم میکنید؟
نمیتونین...
نمیتونین بدون
دلیل بازداشتم کنید!
تو به جرم تجاوز بازداشتی
وقتی رفتیم مرکز
میتونی توضیحات لازم
رو ارائه بدی
نمیتونی انکار کنی
داشتی من رو میمالیدی
اونم به بهانهی بازرسی بدنی
ببرینش
جنده!
فکر کردی تموم شد؟
همینکه آزاد شم
میام سراغت
مطمئنم براتون
سخت بوده
بیاین با هم
بریم به مرکز
شب طولانیای بود
برو خونه و
استراحت کن
همه چی درست
میشه، نه؟
امیدوارم چیزی رو
جا ننداخته باشیم
بقیهش
با من
راستش کارت
عالی بود
مشکلی پیش نمیاد
نگران نباش
دستگیریها رو
شروع میکنیم
همینکه مدارک
قتل به دستمون برسه
مرسی
لطفاً بهم اطلاع بدین
لعنتی...
....
...
عجب زنیه
...
پروندهای به این
پیچیدگی رو به راحتی
حل کرد...
برو، برو!
هه هه
اینجوری بازی میکنن
من مکس ورشتپن
کرهای هستم
لاشی، اینقدر
نزن به من!
ها؟
سولهی بهت
زنگ میزنه
کیه؟
حسن
این زن کسی نیست
که به اسم صداش
کنی، فهمیدی؟
من میرم
بیرون، جواب
میدم
...
اوه
اسم خوشگلی
داشت...
سولهی
سام کی همچین
دوست دختری گرفت؟
بله
بله
کارت عالی بود
ببخشید که
نشد کنارت باشم
پس اینجوری شد
مشکلی نیست
خودم از پسش براومدم
میخواستم خودم اون
حرومزاده رو گیر بندازم
فقط مشکل اینه که
تنها چیزی که دارم حرفه
باید مدرک ارائه بدیم
الان دارن میرن
بقیه رو دستگیر کنن
پس همه چی تمومه
جدی؟
پس امروز
روز...
مرسی
من دیگه باید برم
وقتی همه چیز
تموم شد زنگ
میزنم
فشار
واقعاً...
تموم شد
سام...
سولهی کیه؟
کی همچین
دوستی گرفتی
و به من چیزی نگفتی؟
حسن، من
فوراً باید
برم جایی
بعداً برات
توضیح میدم
سام
چی شده؟
میخوای باهات بیام؟
نه
منصفانه نیست
میخواد بره دیدن یه دختر
و من رو اینجا تنها میذاره
این سولهی جنده کیه؟
چرا من نمیشناسمش؟
من اومدم خونه!
ها؟
سام؟
اینجا چیکار میکنی؟
چنگیز خونهست!
نگران نباش
من دیگه جایی نمیرم
کیه
ععع
...
آه
....
خیلی وقته
ندیدمت
سفرت چطور بود؟
تو...
حرومزاده!
چطور جرات میکنی
برگردی به این خونه!؟
بعد از اینهمه
سال که برات زحمت کشیدم
و بزرگت کردم، اینجوری
گذاشتی توی کاسهام
چطور جرات میکنی؟
جرات میکنی
روبروم ظاهر شی؟
اوه
بزرگم کردی، ها؟
پس از دید
تو این شکلیه
حرومزادهی
بی شرم وحیا
فکر کردی
میبخشمت؟
بهتر نیست بپرسی...
که من میبخشمت یا نه؟
چی؟؟
دیوونه
شدی!؟
فکر کردی
کی هستی؟
چرا تو باید من
رو ببخشی؟
اشتباه میکنی
من هرگز نمیبخشمت
کثافت نمک به حروم
همین حالا ازم
عذرخواهی کن
اگه یه ذره انسانیت
توی وجودته، بخاطر کشتن
پدر و مادرم ازم عذرخواهی کن!
ها؟
هنوز داری اون
کسشرات رو میگی؟
آاخ
چه مدرکی
برای حرفات داری!؟
سام...
چیکار
میکنی؟
میلرزه
بابا...
پلیس توی راهه
این آخرین شانسته
پلیس!؟
چی!؟
امروز دستگیر میشی
و توی زندان میپوسی
جدی میگی؟
چه مدرکی داری
که پای پلیس به
اینجا باز شده!؟
همهی مدارک لازم
رو جمع کردم
تمام مدارک مربوط
به کارخونهی ان آر دست منه
کارخونهی ان آر!؟
این از کجا
راجبش میدونه؟