خواهران ناتنی قسمت ۲۳۸ از ۲۹۷۱۸ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸
قسمت 238
سام...
اونجا
چیکار
میکردی؟
اوه...
خُب...
خواهران ناتنی
عمم
خُب...
نمیدونم چطوری
توضیح بدم
هر وقت یه جای
جدید میخوابم، همش
دستشوییم میگیره
فکر کنم از استرسه
اوه
جدی؟
آره
دنبال دستشویی بودم
تو تاریکی گم شدم
پووف
امشب اولین شبیه
که اینجایی، درکت میکنم
دیگه برو بخواب
اوه
باشه
من میخوام یکم
اینجا بشینم و هوا بخورم
باشه
شب‌بخیر
همم
واقعاً مادر حناست
مو نمیزنن
ولی عطری که این زن داره
فقط مخصوص میلفای حشریه!
من چم
شده؟
اون مادر بهترین دوستمه
چی
شده؟
سام
دیشب
نیومد
خونه!
گوشیشم
خاموشه
هیچی هم
بهمون نگفت
به پلیس خبر
بدیم؟
بابا
میشنوی
چی میگم؟
سام دیشب
برنگشته خونه
گوشیشم خاموشه
سام دیگه
برنمیگرده
فراموشش کنین
هان؟!
چی
میگی؟
چرا برنمیگرده؟
خودتون میدونین
تا حالا چه غلطایی کرده
بهش گفتم گمشه
و دیگه برنگرده
امکان نداره...
تو میدونی که
من باهاش تو رابطه
بودم بابا... چطور
تونستی همچین
کاری کنی؟
تو حق نداشتی از
خونه بیرونش کنی
کافیه!!
تو چه
مرگته دختر؟
رابطه با سام؟
چطور میتونی همچین
چیزی بگی؟
تو میدونی
اون چجور
آدمیه؟
دیگه نمیخوام
اسم اون حرومزاده
رو توی این خونه
بشنوم، فهمیدی؟
عمم
فقط بگو
چی شده؟
مامان! چی شده؟
چی رو ازمون مخفی میکنین؟
تو میدونی
مگه نه؟
ببخشید
من چیزی نمیدونم
من فقط چیزی
رو که پدرتون بگه
انجام میدم
پس لطفاً حرفی نزنین
سوپُ بده
به من مایا
واقعاً
قراره
اینجوری
باشه؟
...
چی؟
میخوای
باهات بیام؟
آره
میخوای همش
خونه بمونی؟
فکر نمیکنی یکم
عجیب باشه مهمون
تو خونه تنها بمونه؟
هممم
مگه نمیری پیش
سوهیون؟ من نمیخوام
مزاحم بشم
برو حالشُ ببر
نگران نباش
تو و سوهیون
که همدیگه رو
خوب میشناسین
زودباش
منتظرمونه
وایسا حسن...
سام!
خیلی
وقت بود
ندیده بودمت
هاها...
لباسش
چه کوتاهه
آره
از قبل خیلی
خوشگلتر شدی
اوه...
تمومش کن
حسنم همش
همینُ میگه
خجالتم ندین
هه هه
باشه
بیاین بریم!
فیلم داره
شروع میشه
عویی
وااو
عالیه
فیلم ترسناک
تو سینما بیشتر
حال میده
خیلی باحاله
ترسناکه
الانه که
خودمُ خیس کنم
هه هه...
چیزی واسه
ترسیدن نیست
دوتا مرد کنارتن
هاا!
هه هه...
سوهیون
خیلی ترسیدی، نه؟
مشکلی نیست
از این بدترشم
دیدم
آره
حسن
عاشق فیلم
ترسناکه
هه هه
یعنی فقط داره
به من خوش میگذره؟
این چیزا
منُ نمیترسونه
هااع
عوه
آه!
عوه
فکر کنم
زیادی نوشابه
خوردم
قسمت خوبش
تموم شده، میرم
دستشویی زود میام
ببخشید
زود برمیگردم
حسن...
خیلی گذشته
مگه نه، سوهیون؟
تا حالا تو سینما
سکس کردی؟
هاااع
من دیگه
دوست‌دختر
حسنم
نباید اینکارا
رو بکنیم سام
درسته ولی...
من اولین مردی
هستم که تو رو
گایید
عمم!
هااع
عوم
عم
ادامه دارد...
پایان

قسمت 238 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 239

این قسمت را دوست داشتی؟

۳ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۲ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی خواهران ناتنی
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت