قسمت 257
لعنتی...
از دیشب دوبار
ارضا شده
...
...
هنوز انرژی داره
سکس کنه؟
باید جلوشونُ
بگیرم
هاع
نمیتونم بذارم
اینکارو بکنن
آه
من عمرمُ گذاشتم
تا این دخترو
بزرگ کنم
....
نمیتونم بذارم
باهاش مثل یه
وسیله رفتار کنه
...
این پسر...
مثل یه قطاره
که ترمز بریده
آاه
هاع
هاع
خواهران
ناتنی
...
هاع
هاع
حنا...
هاع
داره میاد
هاه
هاع
هاه
باشه
بریز توم
هاع
آاه
آاه
آی خدا
...
هاع
چطور میتونه
همچین چیزی بگه؟
داره میاد حنا
*میلرزه*
آه
هاع
چقدر آبت
غلیظه
هاه
....
کمرت پر بودا
هاا
هاا
هاع
این دختر...
واقعاً
دختر منه؟
...
باورم نمیشه
عالی بود حنا
....
حالا میتونم
تخت بگیرم بخوابم
باید جلوشُ بگیرم
عووم
عووم
این اتفاق نباید تکرار شه
نه توی این خونه
نه با خونوادهم
هرجور که شده
باید جداشون کنم
اگه این ماجرا ادامه پیدا کنه...
قبل اینکه تابستون تموم شه
حنا تبدیل میشه به
توالت فرنگی شخصی سام
میا، یه کاری کن
بنظر میاد من
نقشهای دارم؟
شمارهی اون پسره
رو نداری؟ چی بود اسمش؟
حسن
....
شاید اون بدونه
سام کجاست
حتی اگه بدونه
به ما چیزی نمیگه
....
اون پسر تا پای
مرگ به سام
وفاداره
بازم باید
ازش بپرسیم
شاید یه چیز
فهمیدیم
همم
حق داری
من بهتر از همه
رگ خواب حسن دستمه
باشه میا
میبینمت
آره، زود
میرسم اونجا
سام، میا میخواد
منُ ببینه
هه هه
گفت برام یه
چیز خوشمزه میخره
نباید راجب من
چیزی بهش بگی
باشه؟
میدونی که
نمیگم
تو دوست
عزیزمی سام
من کاری نمیکنم
که بهت آسیبی برسه
دوستا به همدیگه
خیانت نمیکنن، مگه نه؟
درسته؟
...
اوه
آره
دوستا هیچوقت
به همدیگه خیانت
نمیکنن!
هاه
بیپ
بیپ
...
....
خانوم خان!؟
*برگشت
حسن رفت!؟
آره
گفت بیرون
کار داره
چیزی نیاز
دارین!؟
...
سام، ازت میخوام
دیگه به حنا دست نزنی
نمیتونم بذارم
با هم رابطه
داشته باشین
خانوم هان؟
ببخشید، ولی این
به شما ربطی نداره
مراقب حرف
زدنت باش
...
حنا دختر منه
میخوام ازش
دور بمونی
چی؟!
ما با رضایت
دوطرفه
سکس میکنیم
...
ما دیگه بزرگ شدیم
نیازی به اجازه گرفتن
از شما نداریم
بیخیال
میخوای بگی
به حرفم گوش نمیدی؟
اگه به این کارت
ادامه بدی مجبور میشم
بیرونت کنم
خب...
پس منم مجبورم
به شوهرت بگم توی
سفر چه اتفاقی افتاد!
...
شمارهش
این بود؟
من حاضر نیستم
زیر بار زور برم
فکر میکردم
یه پسر معصوم
و پاکی
حالا داری
تهدیدم میکنی؟
ببخشید
ولی میل جنسی
من از همه چیز
قویتره
اگه چند بار در
روز خودمُ تخلیه نکنم
دیوونه میشم
درضمن، من
حنا رو مجبور به
کاری نکردم
پس مشکلی نمیبینم
خب...
چرا جق نمیزنی!؟
چرا از دخترم
استفاده میکنی؟
من...
نمیتونم
جق زدن
اصلن جواب
نمیده
گزینهی دیگه هم
اینه که توی خواب
شرتمُ کثیف کنم
آاه
این دیگه
چه بهونهی
مزخرفیه
واقعاً نمیخوای
به حرفم گوش
بدی!؟
اگه کمکم کنی...
....
منم قول میدم
دیگه به حنا
دست نزنم
چی!؟
منظورت
چیه!؟
یعنی...
اگه فقط یه
بار با دهنت
برام ساک بزنی...
آروم میشم
و دیگه نزدیک
حنا نمیشم
آه
یه بار!؟
...
...
سام
....
آه
...
سر قولت
بمون، باشه؟
باشه
من همیشه
سر قولم
میمونم
...
...
نگران نباش
هاا
هااع
هااه
*کشید
به این زودی شق کردی
....
...
آره
...
ممنونم که
بهم کمک
میکنی
...
...
عووم
آاه
چه زبون
نرمی داری
آع
هاه
هاع
عووم
عووم
عووم
هاه
عووم
عوم
هاه
عووم
عووم
عووم
عوم
عووم
هاا
هااا
عووم
هاا
هااع