خواهران ناتنی قسمت ۲۵۲ از ۲۹۷۱۱ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱
قسمت 252
عالیه...
دیگه نمیتونم
تحمل کنم
...
...
چیکار کنم حالا!؟
دو تا تلمبه
به کسی آسیب
نمیرسونه
*کشید
...
نمیتونم جلوی
خودمُ بگیرم
...
کرد
توش
...
همینجوری
میکنمش توت
خواهران ناتنی
...
آه
آه
...
عاع
هااع
بذار ببینم
همه خوابن
دیگه!
حسن که مُرده
....
آقا و خانوم هانم
انقدرخسته بودن
بیهوش شدن
...
حتی اگه حنا
بیدار شه میتونم
براش توضیح
بدم
...
...
آره
آه
هاه
اگه مراقب باشم
اتفاق بدی نمیفته
خیله‌خب
هه هه
دیگه نمیتونم
تحمل کنم
میکنمش توش
آه
آع
هاع
آهسته
آرومتر
هاع
هممم
هاع
کردم تو کص حنا
حتی یه تکونم نخورد
هاااه
اوه
کصش چقدر
تنگ شده
....
...
...
تو حرف
نداری حنا
هاع
هاااه
همینه
خخخ
بازم یه دختر دیگه رو تو خواب گاییدم
هه هه
آروم تلمبه میزنم
تا بیدار نشه
هاع
هاع
هاع
آه
هااه
ووآع
کصش محکم
دور کیرمُ
چسبیده
همیشه کصش
اینقدر خوب بود؟
هاع
عااع
هااع
شاید واسه
اینه که خوابه؟
هااا
هه هه
ممه‌هاشُ نباید
یادم بره
آع
هه هه
هاع
اگه آروم
بمالمش چیزی
نمیشه
...
...
آه
آه
هووع
ولی یه
چیزی درست
نیست
هاه
هااه
هااه
آه
ممه‌های حنا
کی اینقدر
بزرگ شدن؟
هاع
خیلی فرق کرده
هه
هااه
شنیده بودم
اندازه‌ی ممه‌ی زنا
بخاطر شرایط هرمونی
تغییر میکنه
عاه
هاه
هااع
راست میگفتن
هااه
هاع
هاع
هاع
هااه
عممم
آه
هاه
آه
عاع
هاع
هاع
....
چی؟!
اوه
عممم
ممم
هه هه
حنا
منم سام
هاع
عمم
تکون نخور
صدایی هم ازت
در نیاد، باشه!؟
عممم
چی؟!
سام و حنا...؟
...
آه
...
یعنی...
همه خوابن حنا
هاه
هاه
هاه
اگه صدایی ازت
درنیاد، گیر نمیفتیم
هاع
هاع
حالا تلمبه
میزنم
هاع
خدا...
هاع
رفت
توش
هاع
اگه جیغ بزنم...
هاع
هاع
شوهرم و بچه‌هام
بیدار میشن
هاع
و منُ اینجوری میبینن
هااا
هاا
هاع
هاع
هاااه
نمیتونم بذارم همچین
اتفاقی بیفته، هرگز!
هاا
یکم دیگه تمومه
میفهمی چی
میگم؟
آه
باید منتظر بمونم کارش تموم شه
جوری رفتار میکنم که انگار چیزی نشده
پوپ
اگه نفهمه من
بودم مشکلی
پیش نمیاد
هاع
هاه
آاه
*کشید
....
حنا
ممه‌هات خیلی
بزرگتر و نرم تر شده
شاید فقط
تصورات منه
آع
آه
هووه
هووه
هاع
چه اتفاقی افتاده؟
هاع
هاه
نوک‌ممه‌هاتم
گنده تر شده
بخاطر هورموناته؟
آع
آاه
هاع
هاع
هاع
هاع
حنا
آروم باش
نه، ناله کردم
هااا
هاا
آع
حالا...
بیا تو یه پوزیشن
دیگه ادامه بدیم
عاع
به زودی آبم میاد
آه
هاه
...
...
آه
آه
بد نیست، نه؟
یکم دیگه
آبم میاد
عویی
هاه
عاه
هاع
هاع
آاه
هاع
هااه
آع
هاع
این...این...
آه
هاع
هااه
آع
آه
اگه سریعتر
تلمبه بزنم
زودتر آبم میاد
هاع
هاع
هاع
هااه
من تو چه دردسری افتادم؟
هاه
هاه
هاع
تو همچین وضعیتی
داره بهم تلمبه میزنه
هاع
اونم کنار بچه‌هام
و من دارم ارگاسم میشم؟
هاع
هاع
هاع
هااه
هاع
آاع
حنا
میریزم
توت
هاع
هااه
گفت میریزه توم؟
هاع
نه!
نکن!
هاع
نه، نمیشه!
داره میاد!
هاه
هاه
نریز توم!
هاع
آاه
هاع
پایان

قسمت 252 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 253

این قسمت را دوست داشتی؟

۶ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۱ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی خواهران ناتنی
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت