قسمت 284
دیگه شورشُ
درآوردی!
برو اونور!
ما دیگه چه خانوادهای هستیم!؟
من میکنم
هان!
من کمکت میکنم
.....
رمز عبورشو پیدا میکنم
از کی فال گوش
وایستادی؟!
دیدم تو و
مامان یواشکی
دارین میاین توی اتاق
نتونستم جلوی فوضولیم
رو بگیرم
عووم
به هرحال، هرکاری باشه
من با مامان موافقم
خواهران ناتنی
وووش
نکنه تو هم به
بابا شک داری
مایا
....
جنده کوچولو
....
چطوری میتونی همچین
فکری درباره ش بکنی وقتی
میدونی بابا چقدر دوست داره؟
یه دامنی، شلواری
بپوشی بد نمیشه
اشتباه متوجه
شدی آبجی
چون بهش اعتماد
دارم اینکارو میکنم
وقتی میتونیم
دوباره یه خونواده بشیم
که بیگناهی بابا
ثابت بشه، درسته؟
بابا عضوی
از خونوادمونه
ولی سام...
...
فقط میخوام اوضاع
مثل قبل بشه، همه دوباره
باهم خوشحال باشیم
من کمکت میکنم
چیزی که ازمون
خواستی...
اگه این راهیه که
میشه سام برگرده یه خونه
من پایهام
مرسی مایا
میدونم از پسش برمیای
......
این بخاطر
خونوادهست
آره، بهم
اعتماد کن مامان
من رمز عبور رو
پیدا میکنم
هرجوری که شده!
یه مادر و دختر
میخوان رمز عبور
پدر خونواده رو
بدزدن؟
من الان دارم
چی میبینم!؟
آه
این دیگه چطور
خونوادهایه؟
بابا، من باید
فوراً یه جا
ثبت نام کنم
اگه این ماه ثبت نام کنم
یه کوپن جایزه بهم میدن
رد شد
مربوط به چی هست؟
به منم مربوط میشه؟
نه، یه سایت
لباس زنونهست
اگه با اسم تو
ثبت نام کنم میتونم
کوپن جایزه رو بگیرم
باشه
باید چیکار کنم؟
اوه
هممم
من ثبت نام کردم
فقط رمزعبورت رو نیاز دارم
بیخیال
رمز عبورم؟
نمیتونی یه جدید بسازی؟
یکی از رمزعبورای
خودت رو بده
اوه
زودباش
دارم وقت رو
از دست میدم
باشه
پس بذارم
Qwer1018
اوهوم
Q...w...e...r
1...0...
چی!؟
10...18؟
این اعداد...
روز تولد منه
من معمولاً اینجوری
رمز عبورم رو میذارم
هه هه
تو که میدونی دختر
یکی یه دونه منی مایا
اوه
بابا
میشه یه رمزعبور
دیگه هم برام
درست کنی؟
ها؟
دیگه واسه
چی...؟
فقط بگو
نپرس
میخوام یه اکانت
دیگه با اسم تو بسازم
چند ساعت بعد
بابا، یه رمزعبور
دیگه میخوام
تق
تق
اوهوم
نمیشه تکراری
بذاری؟
زودباش...
باید کوپن کفش
ورزشی رو بگیرم
باشه، من میرم
سفر بسلامت بابا
وقتی رسیدی
زنگ بزن عشقم
....
....
بابا، رمزتو بهم میگی
چی؟!
ععع
فقط یکی دیگه
باید واسه سایت
اسنپ فود
ثبت نام کنم
قبل اینکه بری
یه رمز دیگه بگو
مایا، بابات داره
میره سفر
عووف
حتی دم رفتن هم
ازم رمزعبور میخوای؟
هه هه
خب، به زودی برمیگردی
رمزعبورت رو بگو دیگه
سفربسلامت بابا
برام سوغاتی بخر
فکر کنم موفق شدیم مامان
مطمئنم یکی از
اینا رمزعبوره
کارت عالی بود
امیدوارم همه
چی درست شه
...
....
الگوی رمزعبورای
بابا شبیه به همه
همیشه از دو تا حرف
و چند تا عدد استفاده میکنه
معمولاً اعداد تاریخ
تولد من و میا و روزی
که بابابزرگ فوت کرد هست
بلابلابلا
پس باید
کافی باشه
کارت عالی بود عشقم
به سام زنگ میزنم
....
راستی مامان
وقتی بابا نیست
سام میتونه بیاد خونه؟
به حرف من
گوش نمیده
شاید به حرف تو
گوش بده
باشه
هممم
ایدهی خوبیه
عالی شد
هاهاها
وقتمون کمه
فوراً راه میفتم
سولهی یکم دیگه میاد دنبالم
تو هم هرچه زودتر بیا
رمز در رو میدونم
برات پیامک میکنم
باشه
زودباش سام
همه چیحاضره
سولهی هم
به زودی میرسه
.....
آه
......
حاضری!؟
اووف
....
بریم؟
اوه
لباست...
هاا
هااا
از الان پوشیدیش؟
به لطف بعضیا که
مجبورم کردن واسه این
ماموریت این لباس رو بپوشم
حتی واسه اینکه مطمئن بشه
خودش این رو برام فرستاد دم درب خونه
خب
من واقعاً نمیخواستم
بپوشمش...
اوه...
خخخ
باشه
باشه
راه بیفت بریم!
....
ووممم
عهم
برو اونجا
زیر درختا
یه جای خلوت
هست
کسی متوجه
ما نمیشه
چی شده؟
شاش داری؟
...
میبینی...
خیلی حشری شدم
نمیتونم تحمل کنم
باید قبل از
ماموریت، بگامت!
وای خدا
😁
....
.....
درست قبل از
همچین ماموریت
مهمی...
....
چارهای نیست
باشه
هااا
عااع
*جوون*
.....
....
زودباش بگا
حله!
...
مرسی که اینقدر
با درک و شعوری
....
زیر نور ماه
بدنت میدرخشه
خدای من
کی کونت اینقدر بزرگ شد؟
آه
هااه
....
خودت گفتی
شورت نپوشم
هیچی بهتر از لخت
رفتن به ماموریت نیست
آره
عوع
هاع
هااع
پوشیدن شورت زیر
همچین لباسی اصلن
مناسب نیست
از کی اینقدر خیس شدی؟
سولهی
عاع
هاته
خوب شد ماشین
رو نگه داشتیم
لعنتی
خیس نشدم
عرق کردم
خاصیت این لباس
همینه دیگه
دروغگو!
هاه
هااع
....
....
من...
راستش رو میگم
هه هه
هااا