قسمت 264
آره
حس میکردم
کثیف شدم
خدای من
کی این وقت شب
دوش میگیره؟
عشقم!
خواهران
ناتنی
هاه
فکر کردم خوابیدی
ولی وقتی بیدار شدم
دیدم کنارم نیستی
فکرشم نمیکردم اینجا باشی
اوه نه!
حالا چیکار کنم؟
آه
امروز بارونی بود
و یکم سرد شده هوا
انگار تابستون داره
تموم میشه
تو روحت!
آره
امروز خیلی
سرد بود
هووع
غغغغ
غغغ
هاع
میشه درُ ببندی
و بری بیرون؟
میخوام
دوش بگیرم
هاه
مشکلی هست
من باشم و دوش
بگیری؟
از من که
خجالت نمیکشی
چرا، خجالت میکشم
زودباش
برو بیرون
تو چت شده؟
امروز عجیب
رفتار میکنی؟
شاید یکم پیر شده باشم
ولی فراموش نکردم که
تو چقدر زیبایی
آه
غغغ
غغغغ
هاع
نه
عشقم
تو باید همین
الان بری بیرون
وای خدا
ولی...
عشقم
امروز خیلی سکسی شدی
مخصوصاً که الان
قرمز شدی
میدونی الان
چه حسی دارم؟
*گرفتش*
عووم
عووم
ممم
باشه
از این حرفا نزن
فقط برو بیرون
این چه قیافهایه؟
آه
چی شده؟
چرا ناله میکنی؟
آب خیلی
داغه
هووف
*میلرزه*
هاه
یه چند دقیقه
بهم وقت بده
میام بیرون
دیگه نمیتونم
نفسمُ نگه دارم
من...
گفتم
برو بیرون!
آه
باشه
باشه
لازم نیست
عصبانی شی
خدایا
.........
.........
خار مود
منُ گایید
خیلی نزدیک بود!
شوهرت...
هاه
هاه
هووف
رفت؟