قسمت 288
چیزی پیدا کردی؟
رد پاهای زیادی
جا مونده بود
آره
همه چیز رو
بررسی کردم
حالا میتونی
جشن بگیری
هههه
همه چی رو فهمیدم
چنگیز...
خخخ
...
مجرم واقعیه!
حالا میتونیم
اثباتش کنیم!
خواهران ناتنی
چطور
ممکنه...
چطور
ممکنه همچین
اتفاقی افتاده باشه؟
*میلرزه*
*میلرزه*
اون واقعاً
کاری کرده؟
مطمئنی؟
حداقل بهم بگو
چی شده؟
....
باشه، دنبالم بیاین
همه چی رو بهتون میگم
بیا بریم عمه
تق تق
وقت کشف حقیقته
عوپ
اینجا تمام مخارجی که
آقای چنگیز در طول ساخت
کارخونه پرداخت کرده رو نشون میده
....
بیشترم هست
این دومین دفتره
دفتر اول رو مخفی نگه داشته
آقای اوه زیادی اعتماد کرده بود
و همه چیز رو به
اون سپرده بود
و متوجه نشد که این
همه وقت چنگیز در حال
بالا کشیدن پولا بود
......
تمام قراردادهای
ساخت و ساز...
هزینههای مواد اولیه
و تجهیزات بالاتر از
رقم واقعی نوشته شده
از اول همه
چیز با دقت
برنامه ریزی شده بود
و کسی که همهی
اینا رو تامین میکرد
شوهر من آقای پارک بود
از روز اول
با هم همدست بودن
حتی محل احداث کارخونه
هم فیک بود و یه زمین بی ارزش
رو بالاتر از ارزش واقعی بازار خریدن
....
....
در همین حال آقای اوه
توی بدهی به بانکها و
افراد مختلف در حال غرق شدن بود
با بالاتر رفتن هزینهها
بالاخره پروژه از هم پاشید
....
و وقتی بابای سام مُرد
حقیقتم باهاش دفن شد
هیچ خریداری پیدا نشد
و کارخونه رها شد
....
پولی که دزدیده بودن
سنگ بنای کارخونهی
جدید چنگیز شد
ساده بگم
تمام چیزی که چنگیز امروز
ازش لذت میبره با پول
آقای اوه ساخته شده
از اولش قصد داشتن
تا آخرین دلار رو از
دوست ثروتمندشون بدزدن
آااه
چطور...
چطور تونست؟
اون...
باورم نمیشه
همچین مردیه
هرگز فکرشم
نمیکردم
بعد از اون روز
فهمیده بودیم شوهرت
ممکنه چطور آدمی باشه
آه
...
ولی فکرشم نمیکردم
اینقدر منظم و بی رحم باشه
آقای پارک و
چنگیز...
نمیتونی بگی بینشون
کی بدتره
اونا پدر سام رو خشک کردن
و دوستی که بهشون اعتماد کرده
بود رو گول زدن و بعدش به خاک سپردنش
بابا
....
مامان
....
من متاسفم
میدونم کلمات چیزی
رو جبران نمیکنن
تمام زندگیمو
وقف تو میکنم تا
برات جبران کنم
چی میگی؟
...
تو چرا
عذرخواهی میکنی؟
تو زن منی
چرا زنم باید بابت کاری
که نقشی توش نداشته عذرخواهی کنه؟
ببخشید
من متاسفم سام
مشکلی نیست
اینا تقصیر تو نیست
عیح عیح
عیح عیح
جدی میگم
پس باید تمام این
مدارکهارو جمع کنیم
پس اینا برای باز کردن
مجدد پرونده کافین؟
با همینا جلو میریم
ولی قبل از همه چیز
باید تمام مدارک روثبت و ضبط کنیم
فکر کنم
همه باید آمادهی چیزی
باشن که قراره اتفاق بیفته
مخصوصاً تو محبوبه
باید آمادهی از دست
دادن همه چیز باشی
من چند وقتی هست
که آمادهام
آه
هی...
هر چیزی که بشه
من به سام اعتماد دارم
و کنارش میمونم
هی
همونی شد
که فکر میکردیم
خیلی خب
بیا اینکارو بکنیم
هاهاها
لازم نیست کسی
ناراحت باشه
باید انرژیمون رو
بالا نگه داریم!
حالا سولهی میتونه
مال من باشه
این همه مدت فقط
به همین فکر میکردی؟
هه هه
آره
منم منتظر
امروز بودم
هه هه
من تمام وابستگی احساسیم
به شوهرم رو قطع کردم
اون مجرم
میفته زندان
اوه
....
من میخوام بپرم
توی بغلت و تا ابد
توی آغوشت بمونم
واقعاً ممنون
اگه تو نبودی
هرگز انتقام پدر
و مادرم رو نمیتونستم
بگیرم
...
وقتی تمام اینا
تموم شه
میخوام کنارت بمونم
پس نمیخوای
بهم جایزه بدی
وقتی سکس شما رو دیدم
خیلی حسودیم شد
.....
سولهی!
اوه خدا
ارباب
لطفاً
منو بگــــا
....
اوه پسر
مگه میشه به
همچین چیزی نه گفت؟
پس...
لطفاً
آه
هااه
ها...
*جوون*
☺
یه لحظه ما رو
ببخش محبوبه
میکنمت
باشه
لعنتی، کصت چقدر خیسه
....
از وقتی اومدیم
اینجوری بودی؟
این لباس آدم
رو حشری میکنه
...
پوشیدنش کافیه
دلت کیر بخواد
......
......
......
عالیه
باید چندتا دیگه
از این لباسا براتون بخرم
آااه
چی شد؟
.....
دیدن سکسشون
حشریم کرد
یکم پیش...
سام آبش
رو ریخت توم
این زیادهرویه!