قسمت 96
لعنتی، فکر کردم با
کص کنی میتونم به آریلا برسم
ولی این فقط به درد
ملاقات با میلفای هول کیر میخوره
نمیتونم اینجوری
آریلا رو به دست بیارم
ریلا با انتقام زندهست
انتقام از خارجیایی که
شوهرش رو کشتن
امیدوارم این
گفت و گو به دردت
خورده باشه
پس باید یه نابودگر
گیر بندازم و باهاش
معامله کنم
خوبه، از ضعیفا
شروع کن، بعدش که
چند تا نابودگر قوی
گیر انداختی...
نه، مستقیم میرم
به خیابون شیطان
اصلن به حرفام گوش میدی؟
تو بهم اعتماد بنفس دادی
مهم نیست چندتا
نابودگر ضعیف گیر بندازم
آریلا هیچ توجهی بهم نمیکنه
آره، منطقیه ولی...
مطمئنی از پس
نابودگران قوی برمیای؟
اگه این به معنی از دست
دادن تمام چیزایی که داری باشه چی؟
آریلا همین الان داره
با نابودگران میجنگه
اگه اینطوری بشه
نابودگر به جای کشتنش
بهش تجاوز میکنه!
ممکنه الان پیروز بشه
ولی میتونه توسط یه نابودگر
قوی شکست بخوره دقیقاً مثل شوهرش
مطمئنم دیوونهش میشه!
آریلا زیباترین زن این دنیاست
نمیتونم اجازه بدم
همچین اتفاقی بیفته
من باید بهش تجاوز کنم
باید برم
خیابون شیطان
فصل شکار
مطمئنی؟ ممکنه همه
چیزتُ از دست بدی
تو یه مرد واقعی هستی
خایههات اندازهی هندونهست
ولی با قدم گذاشتن به
عنوان یه خارجی توی خیابون شیطان
خودکشی میکنی
بهتره قبلش از چهار خاندان
اجازه نامه بگیری
یعنی چی؟
گرفتن اجازهنامه حتی
اگه پولدار و قدرتمند هم
باشی خیلی سخته ولی...
فکر نکنم واسهی
تو مشکلی باشه
وردیا
بهم اجازه میدی دیگه؟
ارباب
نمیتونم بهت
نه بگم
باشه!
اگه بری اونجا
میمیری
بانو آریلا هیچوقت با
خارجیا رفتار متمدنانهای نداشته
در ضمن ، دشمن
خونی تو هم هست
قرار نیست جوریکه
من باهات رفتار کردم رفتار کنه
چی میگی فیونا؟
بیا اینجا
میدونم حسودیت شده
وایسا، نه!
آاه!
برخلاف تصویری که
همه از آریلا دارن اون
اینقدر هم سرد و سنگدل نیست
اگه با صداقت نزدیکش شی
درهای قلبش رو به روت باز میکنه
پس باید آخرین
گرمای انسانی ای که
تو وجودش هست رو
هدف بگیرم
یعنی میشه؟
میشه قبل از رفتن
هفال رو ببینی؟
چرا؟
بهم گفته هدیهای که
برات سفارش داده بودم آمادهست
توی ماموریتت
به دردت میخوره
لازم نیست
من آوردمش
بلیتا!
واقعاً داری
میری، نه؟
به این میگن
هلال ماه
هلال ماه؟
اسمش یه جوریه
ولی واقعاً شبیه
هلال ماهه
این خنجر برای
آویزون کردن روی دیوار نیست
واسه
جنگه
توی این خیابونا
نیازی بهش نداری
ولی توی خیابون شیطان
صددرصد نیازت میشه
یه خنجر حرفهایه
ولی امیدوارم نیازی به
استفاده ازش پیدا نکنم
مرسی وردیا
واقعاً داری میری ارباب؟
ما رو تنها میذاری؟
لازم نیست
اینکارو بکنی
همینجا بمون
حداقل قبل از رفتنت
یه شب با ما باش
نه
میخواین جلوی راه
موفقیت مردتون
رو بگیرین؟
جشن خداحافظی
بهم این حس رو میده
که قراره بمیرم
وقتی برگشتم
جشن میگیریم
وقتی برگشتم
شب و روز
میگامتون
درنبود من
مقدمات جشن
رو فراهم کنین
این یه دستوره
باشه ارباب
تایان
مطمئنی؟
لطفاً وقتی من نیستم
نذار اینجا از بین بره
آره، من و
سیسیل کافی هستیم
فهمیدم
وگرنه پاهام سست
میشه و دیگه نمیرم
من اینجا رو به
دستای پرتوان تو مسپارم
لازم نیست نگران چیزی باشم
باید زودتر راه بیفتم
من یه عمارت
ثروت و دو تا میلف
نجیب زاده دارم
میتونم تمام عمرم اینجا بمونم
و نیازی به هیچ چیز
دیگهای نداشته باشم
ولی این
ارضام نمیکنه
هرچی نباشه من
شکارچی میلفم
اگه اهل قناعت بودم
به اینجا نمیرسیدم
میتونستم با همون
شوگر مامی اولی
سر کنم
ولی برام کافی نبود
واسه همین به راهم ادامه دادم
و اینجوری بود که
به این نقطه رسیدم
باید دوباره آریلا رو ببینم
و با کیرم شکستش بدم
این هدف نهایی منه!
چیزی که براش زاده شدم!
حتی با اینکه ممکنه
جونم به خطر بیفته!
واسه همین
دارم میرم
وسایلت
زیاد نیست سیسیل!؟
پریدوت
آمادهشون کرده
برات سخت نیست؟
نه بابا
من خیلی قویام
فکر نکنم بمیرم
مخصوصاً وقتی
سیسیل بادیگاردمه
خیله خب، بزن بریم
وووهو!
اتمسفر اینجا
خیلی فرق داره
نمیدونستم همچین
جایی وجود داره
بهتر بود با
کالسکه میومدیم
هیچ کالسکهای حاضر
نیست بیاد به این خیابون
هی، شماها
همونجا وایستین
توی اردوی مدرسهتون
راه گم کردین
اینجا جای بچهها نیست
برگردین به جایی که
ازش اومدین
آروم باشین
من از طرف خاندان
شارلوت اجازه دارم
لطفاً اجازه بدین
رد شیم
اجازه داری؟
از طرف خاندان شارلوت؟
هاا...
جوک نگو
و گمشو
بهتره خفه شی
و اجازه نامه رو ببینی
اینجا رییس کیه؟
میخوام باهاش صحبت کنم؟
این سر و صداها چیه؟
کاپیتان! این دوتا بچه
میخوان با اجازهنامهای که
از خاندان شارلوت گرفتن
وارد خیابون شیطان شن
اجازهنامه از طرف
خاندان شارلوت؟
لعنتی، چه
گوهی خوردی؟
برام هیچ
ارزشی نداره!
خود شارلوت هم
بیاد چیزی عوض نمیشه
بزن به چاک
نه رییس
اون حرومزاده بهت
بی احترامی کرد
انگار عقلتُ
از دست دادی پیری
وقتی هنوز عصبانی نشدم
بزن به چاک
وگرنه جنازهت
از اینجا میره
سیسیل؟
انگار باید به
زور متوسل شیم
باشه
جرات میکنی
به من حمله کنی؟
میکشمت حرومزاده!