فصل شکار قسمت ۱۲۶ از ۱۳۱۵۳ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳
126
چشمبند اثرش
رو قوی تر کرده
آااه
تا کی باید
اینجوری بمونم؟
لطفاً تمومش کن
آاااه!!!
تایان
لطفاً...
لطفاً بذار ارضا شم
آاه
هااه
هاا...
هاا...
مگه چقدر
آفرودیسیاک
استفاده کرده؟
کل قلعه صدای
اون جنده میاد!
هااا
هااا
تایان گوام حرومزاده
داره من رو بازی میده
یکم پیش به محافظم گفتم
پادزهر رو برام بیاره
چرا اینقدر طولش داد؟
اووه
...
هاه!!
امکان نداره
اگه خودمو
تخلیه نکنم حتماً
همچین اتفاقی میفته
آاه
هااه
فصل شکار
صبح بخیر آریلا
خوب خوابیدی؟
....
چرا این
شکلی شدی؟
خودت رو نزن به خریت
خودت میدونی دلیلش چیه!
من؟ منظورت چیه؟
واقعاً میخوای طوری رفتار
کنی که انگار هیچی نمیدونی؟
واقعاً نمیدونم
دیروز اتفاقی افتاده...؟
هه
هه
همینکه برگشتم اتاقم
از هوش رفتم
تخت خوابای اینجا
خیلی راحتن، خواب
سبک و راحتی داشتم
خیله خب
بریم سر کار
انگار متوجه
دروغم نشد
انگار غریزه‌ش از بین رفته
نمی‌دونم دیشب چیکارا کرده
امروزم میخوای
همونکارو بکنی؟
همون کار!؟
یعنی چی؟
آموزش!
فکر نمیکنم
دلیلی داشته باشه
من تماشاش کنم
راستش من علاقه‌ای
به این چیزا ندارم
دور و بر اون
مواد تحریک کننده‌ای
که استفاده میکنی هم
نمیخوام باشم
نگران نباش
امروز تمومه
امروز؟ میخوای
امروز تمومش کنی...؟
هرچه زودتر، بهتر
مگه نه؟
بازم اعتمادبه‌نفس
بالایی داری
یه روز دیگه تحمل کن
درخواست زیادی نیست
مگه نه؟
خخخ
....
تایان؟
چرا اینقدر
دیر اومدی...؟
خب
انگار شب پرماجرایی
داشتی استاد
امروز کارت
تموم میشه
درسته!؟
به تو بستگی داره
استاد
بیا امروز
یه پوزیشن
جدید امتحان کنیم
واو، چقدر
خیسی
انگشتم
راحت فرو رفت
از این حرفا نزن
هنوز مقاومت میکنی؟
اینجوری کمکی بهت نمیکنه
اگه مقاومت کنی
نماد عمیق‌تر میشه
با من نجنگ
قبول کن
دارم تلاش میکنم
داری برای ارگاسم
شدن میمیری، مگه نه؟
هه هه
میتونم حسش کنم
کصت میخواد
انگشتم رو بخوره
توی یه روز اینقدر
خیس شدی... کصت
فوق‌العاده ست استاد
عووم
عووم
پیداش نکردی؟
از چیزی که
فکر میکردم
سخت تره
فکر نکنم بتونیم
امروز پیشرفت زیادی
داشته باشیم استاد
پریدوت
بیارش
خب، باید امروزم
امتحانش کنم
نه، لطفاً
اینجوری اصلن
پیشرفتی نمیکنیم
خوشحال میشم
امروز پاکش کنم ولی
دستام بسته‌ست
اگه راه دیگه‌ای بود...
متاسفانه انگشتم به
مرکز نماد نمی‌رسه
گفته بودی...
یه راه دیگه
هم هست
...
....
چیزت
بینگو!
منظورت چیه؟
اون دیگه!
کیرت!!!!
میخوای
امتحانش کنیم؟
دیدی آریلا؟
....
هممم
زودباش
فقط انجامش بده!
مطمئنی...؟
آره!
پس میشه یه
بار دیگه بگی؟
قصد داری تا کجا
تحقیرم کنی؟
این مساله‌ی
مهمیه!
فقط میخوام مطمئن شم
موافقی
هممم
من، گایون
شمشیرزن رقاص...
با ورود کیر تایان به کصم
برای حذف کردن نماد
بردگی موافقت میکنم
خیله خب
کانگسول؟
گایون! خوبی؟
الان چی شد؟
کانگسول
تایان حرومزاده
داری چه غلطی میکنی؟
خودت می‌خواستی ببینی
شوهرت اوکی هست یا نه
منم اجازه
دادم شوهرت باشه
پس موافقت هر
دوتاتون رو دارم!؟
خفه شو! امکان نداره
با همچین چیزی
موافقت کنم!
آره، باشه
پس چاره‌ای نیست
کانگسول
آروم باش و
به حرفم گوش بده
آه
این تنها راهیه
که میشه پاکش کرد
مرکز نماد بردگی
خیلی عمیق شده، با
انگشت نمیشه بهش رسید
ولی گفت با چیزش
میتونه بهش برسه
دیوونه شدی؟
چطور همچین
چیزی میگی؟
پس بذار
خودم بکنمت!
کانگسول!
دیگه همچین
چیزی نگو!
قبل از اینکه زن
و شوهر باشیم
برادر و خواهریم
شما برادر
و خواهرید؟
شما ازدواج کردید؟
این توی جهان شما
نرماله استاد؟
گایون تقصیری نداره
همش تقصیر منه
گایون، خواهرم
میتونست یه زندگی
عادی داشته باشه
من این رو
ازش گرفتم
نمیتونستم تحمل کنم
با مرد دیگه‌ای باشه
میخواستم بهش اعتراف
کنم و بعدش خودم رو بکشم
ولی اون من رو قبول کرد
و ما... وقتی داشتیم فرار میکردیم
از این جهان سر درآوردیم
شوکه شدم
باورم نمیشه استاد
همچین راز کثیفی داشته باشه
کانگسول
بهم گوش کن
ما هر تحقیری که
ممکن بود رو تحمل کردیم
این آخریشه
وقتی این نماد حذف شه
میتونیم بقیه عمرمون
رو با هم بگذرونیم
این تحقیر شدن و
بدبختی رو پشت سر میذاریم
و به جلو حرکت میکنیم
خواهر!!!
من شک کردم
شما مطمئن هستین؟
خوش ندارم
بعداً بیفتین
دنبالم برای انتقام
همچین چیزی نمیشه
قول میدم
لطفاً نماد
رو حذف کن
من حاضرم!
خواهر!
انگار تصمیمت
رو گرفتی
پس شروع میکنیم
پایان

قسمت 126 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 127

این قسمت را دوست داشتی؟

۴۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۱۳ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی فصل شکار
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت