فصل شکار قسمت ۱۰۴ از ۱۲۹۱۱ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱
قسمت 104
اوه
خودشه
اونور!
اعدامُ شروع کنین!
اعدام!
اعدام؟
استاد؟
کی رو دارن
اعدام میکنن؟
ممکنه اون...؟
اعدامش کنید
بکشیدش!
تنبیه‌ش کنید!
همه حاضرن؟
خیله خب
پس...
وقتشه اعدام رو شروع کنیم!
اگه اون شوهرم باشه...
آروم باشین استاد!
اگه شمشیر بکشی
همه‌مون میمیریم
ولی اگه...
اون نبود
خداروشکر
مرگ بر خارجی!
این خارجیا رو بفرستین
تا کلاغا بخورنشون!
ولی...
ازم میخوای این کارهای
شیطانی رو ببینم و دست روی
دست بذارم؟
میخوای تمام کسانی که
اینجا هستن رو بکشی؟
ایده‌ی خوبی نیست
باهاش بجنگی
تو کی هستی؟
هنوزم خیلی کله‌ت
داغه گایون
ببخشید، نمی‌خواستم
بترسونمت
کانگسئول!
تو شوهر استادی؟
آره
میدونستم زنده‌ای
کی شاگرد گرفتی؟
اتفاقیه که افتاده
چرا تنهایی؟
هشت تای بقیه
چی شدن!؟
هشتا چیه؟
یه گروه ویژه که
باهامون به این دنیا اومدن
همشون مردن
همشون؟
ولی تو هنوز زنده‌ای
کاری نمیشد کرد
همه چیز توی کسری از
ثانیه اتفاق افتاد
منم توی شلوغی تونستم
خودم رو به زور نجات بدم
اون خیلی سریع
بی رحم و کشنده بود
هرگز نباید نزدیکش
بشی گایون
و تو...
من شاگردشم
تایان گوام
منم برده و دستیار تایانم
سیسیلیا
داستانش طولانیه
ولی اونا جونم رو نجات دادن
فهمیدم، مرسی تایان
کانگسئول، من به این
مرد قولی دادم که باید
بهش عمل کنم... بعدش...
باشه، وقتی کارت تموم شد
توی خیابون اصلی میبینمت
من توی بار پنهون میشم
میتونی همراهمون بیای
خب...
لطفاً درک کنین
من مشکلی با تایان ندارم
ولی شما دوتا...
نمیتونه بهمون
اعتماد کنه؟
باید چیکار کنیم
که بتونیم وارد شیم؟
محافظا ازتون
مدرک میخوان
اونقدر سخت نیست
میشه به ورودی رسید
ولی...
ولی؟
الان شکار خارجیا
در جریانه
باید مراقب
باشی گایون
تو نگران
خودت باش
مطمئنی مشکلی
برات پیش نمیاد؟
من با چندتا
آدم خوب آشنا شدم
باید برم
خیلی وقت هدر دادم
مردم وقتی یه گروه
از خارجیا رو میبینن
خیلی مشکوک میشن
میدونی که کجا
باید همدیگه رو ببینیم؟
ببخشید ولی دیگه
باید جدا شیم
میبینمت
مراقب باش
حتماً میام
هی تو
باید ازتون چندتا
سوال بپرسیم
یه نفر دیگه
پیش‌شما نبود؟
نه، ما فقط همین
سه نفریم، من و
دوتا برده‌م
شما دوتا خوشگله
با ما چیکار دارین؟
خوشگله؟ ما
پلیس هستیم
این اطراف
ندیده بودمت
هیچ مدرکی
همراهت هست؟
بفرما
من شکارچی میلف
تایان گوام هستم
مربی، ها؟
اینا هم برده‌هاتن؟
آره، من سیسیلیام!
انگار یه شمشیر همراهشه
برده نباید شمشیر داشته باشه
مشکوک میزنین
بیخیال، تا حالا یه
برده‌ی محافظ ندیدی؟
گایون! نمادت
رو نشونشون بده
داری زیاده‌روی میکنی استاد
آاه
هممم
خارجی هستین
مگه نه؟
ما خارجیای بی آزاری هستیم
که برای بودن توی خیابون شیاطین
مجوز داریم
واسه چی
اومدین اینجا؟
واسه چی؟
قصر پرکلاغی رو ببینیم
هی عزیزم
عشقم،چرا؟
گفتم که ما بیگناهیم
سلول شماره‌ی هشت
سلول نگهداری موقته
توی این وقت شب خارجیا
اجازه ندارن وارد خیابون اصلی شن
تا وقتی هویت شما
بررسی بشه اینجا میمونین
چقدر طول میکشه؟
ببخشید عزیزم؟
عشقم؟ بانو؟
خانوم خوشگله!
ولمون کن بریم!
نباید به یه احمق
اعتماد میکردم
حالا چیکار کنیم؟
هممم
شما خارجیایی هستین
که زندانی شدن؟
چرا زندانی
شدین؟
تو بهمون میگی
عزیزم و عشقم؟
سعی داری
مخمون رو بزنی؟
میدونی این حرفات
چقدر واسه یه ساکر تحریک کننده‌ست
ساکر؟ تو ساکری؟
آره، نگو که اولین
باره یه ساکر میبینی
سعی میکنم خودم رو
کنترل کنم، هیچ کار اشتباهی نکن
ساکر... اونا شیاطین
سکس و شهوتن، مگه نه؟
ببخشید بانوی زیبا
مشخصه که خیلی
حشری هستی،‌نه؟
پایان

قسمت 104 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 105

این قسمت را دوست داشتی؟

۳ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی فصل شکار
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت