فصل شکار قسمت ۹۲ از ۱۲۹۱۰ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰
قسمت 92
اونقدر حال داده
که از حرف زدن افتادی؟
تو چطور فیونا؟
میتونم داخل
سوراخ بانو رو حس کنم
کاملاً حسش میکنم
تو قرار بود بادیگاردش باشی
ولی از پشت بهش کیر زدی
اینجوری نگو
خیله خب
بیا لذت واقعی رو
به وردیا نشون بدیم
دوباره یه موفقیت
فوق‌العاده کسب کردم
این نوع سکس
ترسناک‌ترین نوع سکسه
حالا با یه راز بزرگ
به هم غل و زنجیر شدن
تا حالا فقط رابطه‌ی مقدس
ارباب و بادیگارد داشتن
بعد از این تریسام
چطور قراره مثل
گذشته باشن؟
ممکن نیست
رابطه‌شون دوباره بازنویسی شده
حالا میدونن چیزی نیستن
جز برده‌های من
سر کیر من
رقابت میکنن
و مشخصه که کیر
من برتر از هردوتاشونه
هر بار که همدیگه رو
ببینن به کیر من فکر میکنن
آه
آاه
هااه
آااه
و چون هر روز و هر ساعت
با همدیگه‌ان تبدیل میشن
به دوتا جنده‌ی حشری
تمرین دادن
بهترین کار دنیاست!
اینکه مشخصه ولی...
من به دنیا اومدم
که یه مربی باشم!
فصل شکار
اووف
برگردیم خونه فیونا؟
باشه
شب خوش بانو شارلوت
شب بخیر پریدوت
ببخشید ارباب
بیا داخل
این چیه؟
یه معجون ویژه‌ست
کمک میکنه انرژیت برگرده
گفتم بهش نیاز داری
مرسی
پریدوت
بخاطر این وضعیت
عذر میخوام
کار من نظافته
ارباب
لعنتی
این معجون
بینظیره پریدوت
خوشحالم
خوشتون اومد
آه...
میخواین برای
سرویس به شما
حاضر شم؟
نه
همینجوری خوبه
باشه
پریدوت همه جوره
ازم اطاعت میکنه
واسه همین
اذیت کردنش
بیشتر حال میده
یکم پاهاتُ
به همدیگه فشار بده
اینجوری خوبه؟
آره، عالیه
گاهی اوقات فکر میکنم
فتیشای خاصی داری
این تعریف
بود...!؟
شیر نداری؟
اگه بخواین یه راهی هست
که شیر تولید کنم
شوخی کردم
هرچند ایده‌ی بدی نیست
ولی اگه بخوام ازت شیر بگیرم
حامله‌ت میکنم
این یه روش
طبیعیه
حال میده ازت
شیر بدوشم
مرسی ارباب
شیر پریدوت
خوردن داره
خیلی خوبی
احساس
واقعیتُ بگو
تو راجبه من
چه فکری میکنی؟
ازت متنفر نیستم
واو
تو کسی هستی که
باید ازش مراقبت کنم
مامان
پریدوت!
تو یه مرد بالغی
ولی جلوی ممه‌هام مثل
بچه‌ها میشی
چون ممه‌هات
مثل ممه‌های یه مامانه
امروز برای بیزینس
اینجا رو باز کنیم؟
آره
این چند شب خیلی کار کردی
بهتر نیست استراحت کنی؟
به لطف معجونی که
بهم دادی،توپ توپم!
میتونم بدون استراحت
کص بکنم یعنی تمرین بدم
به مشتری بعدی زنگ بزن
باشه ارباب
پس دلیلش اینه
دوست دارم نظر
حرفه‌ای شما رو بشنوم
فردا نتایج رو
در اختیارتون میذارم
آقا، آقا!
دارم ارضا میشم!
نــــه!
موفق نشد
جان!؟
این مشتری بعدیه
سلام، شما مربی
تایان گوام هستین؟
وقتشه تو
رو امتحان کنم
حالا برو روی تخت
ببینم کصت چطوره
باشه آقا
موفق نشد
چی!؟
داره میاد
اومد
پشت سر هم
میریزم توی کصت
آاه
موفق نشد
چی؟
موفق نشد
ها!؟
موفق
نشد!
چرا!؟
ارباب
اگه به همه بگی
موفق نشدن...
چی میشه؟
استانداردای من
خیلی بالاست
درضمن، تمام اون زنا
ارگاسم شده بودن
شایعات به سرعت
پخش شدن و شوهرای
کمی هستن که بخوان
بیان اینجا
فکر میکنن
کلاهبرداریم
این مشکل بزرگیه
ولی...
آقای مربی
اون زنا همیشه
برای کیر من برمیگردن
تا یه مدت میتونیم
اینجوری بیزینسمون رو
اداره کنیم
آره
جریان نقدینگی مون
از قبل بهتر شده
یه مشتری تازه
هم امروز داریم
کی هست؟
بانو برینویلد
دیشب اینجا بود
بانو اشمیت هم
احتمالاً پول نداشته باشه
ها؟
خیلی وقته ندیدمت
من رو یادته؟
کالیسی!؟
پایان

قسمت 92 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 93

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی فصل شکار
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت