فصل شکار قسمت ۹۰ از ۱۲۹۱۱ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱
قسمت 90
هفالم خیلی
باهوشه و سعی کرد
از این موقعیت به
نفع خودش استفاده کنه
هرچند بهایی که پرداخت
ریختن آب من توی کص
زنش بود
این یه معامله‌ی
برد-برد برای همه بود
بلندشو
آقای هفال
مرسی
مرسی
پس یه خدمتکار میفرستم
به عمارت شما، توی عمارت
شارلوت میبینمتون
حتماً!!!
باعث افتخاره
از محبت شما
سپاسگذارم بانو وردیا
و آقای مربی
اینجا چیکار
میکنی وردیا؟
خب
این نزدیک
یه کاری داشتم
گفتم بیام بهت
یه سلامی بدم
میدونی، این دومین باریه
که یه نفر بهم دروغ میگه
جان!؟
راستشو بگو
دلت واسه کیرم
تنگ شده بود، نه؟
ارباب
داری خجالتم میدی
پس برو
یکم خسته‌ام
میخوام استراحت کنم
چی!؟
کل شب داشتم
زن هفالُ میکردم
بهتره امروز
استراحت کنم
پس میخوای قراردادمُ
با هفال کنسل کنم؟
شوخی کردم وردیا
من هیچوقت از تو
خسته نمیشم
اشتباه میگم؟
نه ارباب
آه
یه لحظه!
منم می‌خوام!
لطفاً بذارین منم
بهتون ملحق شم!
لطفاً اجازه بدین!
فیونا؟!
معذرت می‌خوام
بانو وردیا
نمیتونم جلوی
خودمو بگیرم
اول باید
منو بگاد
اینبار نه
این دوتا جنده
چشون شده؟
ممکنه بخاطر
اون باشه؟
هنوز داروی تقویت جنسی
رو دستم باقی مونده؟
آخه خیلی
استفاده کرده بودم
هردوتاتون
آروم باشین
بیاین یه کاری کنیم
هر دوتاتون رو
میگام ولی...
براساس عملکردتون...
تصمیم میگیرم کی برنده‌ست
یعنی هرکی بتونه بهتر ارضام کنه
برنده میشه ، نظرتون چیه؟
یه مسابقه ؟
قبوله!
اوه
من بهت نمیبازم!
قراره کلی
خوش بگذره!
شروع کنین!
امشب،
من... فیونا...
و برده‌ی شماره‌ی دو
وردیا بهت سرویس میدیم
عجب زندگی فوق‌العاده‌ای
یه ارباب بایدم
اینجوری بهش سرویس
داده بشه
اولین باره به یه مرد
سرویس میدی وردیا؟
آره
مشکلی داری؟
نه
یعنی قبلاً برای سرباتینو
هم اینکارو نکردی، نه؟
درسته
خیلی سوال میپرسی
من فقط برای
تو از اینکارا میکنم ارباب
چون یه
مربی هستم
باید همش یادش بندازم
که اینکارا رو فقط باید
برای من بکنه نه شوهرش
میخوام حس گناهشُ
به لذت تبدیل کنم
فیونا، این تقلبه
ببخشید
نمیتونم
خودمُ کنترل کنم
لطفاً بذار
کیرتُ بخورم
فیونا؟
اول من باید بخورمش
بوی ارباب
واااو!!!
زن و بادیگارد سرباتینو
دارن سر کیر من دعوا میکنن
اگه این صحنه رو میدید
چی میگفت
مطمئنم اینا اثر
داروی تقویت جنسیه
از همیشه
وحشی‌تر شدن
آه
آاه
من باید...
همین الان
بکنمش توی کصم
فیونا؟!
همین الان از روی
کیرش بلند شو
این یه دستوره
ببخشید بانو وردیا
نمیتونم از دستورت
اطاعت کنم
فیونا آرنته
تو زیردست منی
بهت دستور میدم
سر سوگندی که به
خاندان من یاد کردی بمونی
بانو وردیا
اگه اینجوری بگی...
همم
خیلی جالب شد
آااخ
چی شده فیونا؟
حالا از دستورات
وردیا سرپیچی میکنی؟
اگه بخاطر یه کیر
به وردیا خیانت کنی
دیگه نمیشه بهت اعتماد کرد
نه، من اینکارو نکردم
فیونا...!
بانو
ببخشید
ولی نمیتونم
به این کیر نه بگم
نمیتونم و نمیخوام
از روش بلند شم
درضمن...
این کیر گنده
برای سلامتیت یه تهدیده
باید ازت درمقابلش
محافظت کنم
فیونا...!
الان دیگه هرکسشری
به ذهنش برسه میگه
لازم نیست اینکارو بکنی
زودباش از رو کیرش بلند شو
کیر بزرگ ارباب
باید بره توی کص من!
آروم باش وردیا
بهت دستور میدم
از دستورات وردیا سرپیچی کنی
همینجوری روی
کیرم سواری کن
این کارو نکن ارباب
داری غر
میزنی وردیا؟
جان؟
الان وقتشه
فکر کنی...
چطور میتونی بیشتر
از فیونا ارضام کنی
منم نقشه دارم
عممم!!!
من این ممه‌های
شیرده رو دارم...
که تو عاشقشی
واو!
آره ارباب
وقت شیر خوردنه
اوووف... این ممه‌های
گنده و شیرده وردیا حرف نداره
مهمتر اینکه عطر تنش
مثل داروی تقویت جنسیه
خدالعنتت کنه زن
بیا اینجا
آاایی
هممم
منحرف
چرا وقتی بانو وردیا
رو بوسیدی کیرت
بزرگتر شد!؟
چون ارباب
عاشق ممه‌هامه
ولی من کسی
هستم که روی
کیرشم
نمیذارم
شکستم بدی
دارن از بالا
و پایین بهم سرویس میدن
حتی منم نمیتونم
بیشتر از این دووم بیارم
آبم داره
میاد فیونا
باشه ارباب
لطفاً بعد از فیونا
آبتُ توی کص منم بریز
آره، بریز
توی...
کصم...!!!
پایان

قسمت 90 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 91

این قسمت را دوست داشتی؟

۳ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی فصل شکار
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت