فصل شکار قسمت ۱۱۲ از ۱۲۸۲۶ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶
قسمت 112
بریم داخل
به سلامت
رسیدیم
ببخشید، میشه
چند لحظه بیرون
منتظر بمونید؟
چیزی هست که
ما باشیم نمیتونی بگی؟
میخوام خصوصی با
زنم حرف بزنم
ببخشید، یکم
بیرون منتظر باشین
استاد تنهامون
گذاشت؟
شاید
بهتره کوچه رو بررسی کنی
سیسیل، همینجا
منتظرم باش
اگه راوی میگه برو
پس حتماً باید برم
قطب‌نمای سرنوشت
داره هدایتم میکنه!!
تو..؟!
...
بد نبود
عشقم!
فصل شکار
دلتنگت بودم
...
هه‌هه
عشقم
آیی؟
کی گفت که
میتونی عشقم
صدا کنی؟
نباید لباس یه زنُ
اینجوری جر بدی!!
بیخیال
هاع!؟
یه زن!؟
تو دنبالم اومدی چون
هوس کیر کرده بودی
عاااع❤️
ولی واقعاً دلتنگت
بودم عشقم
هااع
آاه
تو از من قوی تری
ولی چون یکم ممه‌هات رو
فشار دادم آه و ناله میکنی؟
خجالت نمیکشی؟
آره ولی...
میدونم چقدر
کیر کلفتی❤️
آه
هاااه
آه
لعنتی، چقدر نرمه
حال میده
انگار داری ژله
رو میمالی
عاایی
آبت زد بیرون
ببخشید... لمس کردنت
باعث شد یاد اون روز بیفتم
بدنم ناخودآگاه
واکنش نشون داد
از زنی که خودش
رو بهم میچسبونه
خوشم میاد
خیله خب
اجازه داری عشقم
صدام کنی
هاا
هاا
آه❤️
اسمت چی بود؟
ریلکه
عووم
ریلکه از شهر آب؟
فهمیدم
عشقم، باهام بیا
ها؟
واسه کسی مثل تو
این بیرون موندن خطرناکه
با من به شهر
آب بیا
مثل یه پادشاه
زندگی میکنی
اونجا ازدواج میکنیم
کلی بچه‌ی قد و نیم قد
میاریم
هنوز نمیتونم
از اینجا برم
...
در ضمن، تو
باید با من بیای...
نه من!
اوه❤️
واقعاً واسه چی این
همه راه اومدی تا پیدام کنی؟
خب...
چی شد؟
یهویی ماناش قوی شد؟
یه چیزی بهت
میگم عشقم
...
کلاغ همه چیز رو
زیر نظر داره
عع
نگو که آریلا از
همه چیز باخبر شده؟
درسته
فقط کافیه دستور بده
تا کل این منطقه نابود بشه
اگه بخوای همراه اونا بمونی
تو هم نابود میشی
آریلا رحم
و مروت نداره
میدونم
نمیتونی انتظار دل رحمی
ازش داشته باشی
از راه سختش یاد گرفتم
پس چرا الکی
مقاومت میکنی؟
با قدرتی که من دارم..
نمیتونم توی این
دنیا زنده بمونم
ریلکه، بذار شفاف بگم
من پشت کسی نیستم
اگه قرار بود سمت
کسی باشم، اون سمت
آریلا بود
پس...
هیس
یه ایده‌ای دارم
که تا حالا به کسی نگفتم
ولی به تو میگم
نباید به کسی بگی
باشه عشقم
حتی به آریلا
ولی اگه از
آریلا چیزی مخفی کنم
شهر آب به
خطر میفته
اگه کمکم کنی
همه چی درست میشه
اوه❤️‍🔥
باید از این
جون سالم به در ببرم
حله!
وقتی همه‌ی اینا تموم شد
شب تا صبح و صبح تا شب میگامت
و این کیر
مال تو میشه
حداقل سه شبانه روز
بدون استراحت میگامت
اونقدر که دیگه کصت
تبدیل به غار شه
سه شبانه روز!؟
....
....
پس چاره‌ای نیست
عشقم
رهبر شهر آب
یه زنه، حتماً درکم میکنه
مرسی ریلکه
آه
بازم کیر زدن
جواب داد
تایان!
کارت تموم شد؟
تو با بدن زن
من چیکار کردی؟
استاد بهت گفت
ازم همچین سوالی بپرسی!
ععع
استاد؟
توی دنیای ما هیچ شاگردی
همچین بی حرمتی‌ای به استادش نمیکنه!
این مشکل
من نیست!
مگه بهت
نگفته بودم؟
من اهداف خودم رو دارم
فقط قدرتش رو قرض گرفتم
نه، مساله اون نیست
اینکه یه مرد غریبه
نماد بردگی روی بدنش حک کنه
حتی برای تو هم بیش از اندازه‌ست
میدونستم اینجوری میشه
بهت که گفتم
من چیزیم نشده
و بدون این نماد
نمیتونستیم به جاییکه
هستیم برسیم
مشکل این نیست
شوهری که میدونه
نمادی که روی بدن زنش
حک شده چه معنی‌ای داره
و زنی که نمیدونه
این به چه معنیه
یه حس خوبی دارم
حس دزدیدن
زن یه نفر دیگه!
راستش، دوست دارم
همین الان بزنمش زمین
و واکنش شوهره رو ببینم
آروم باشین
این منطقی ترین کاری
بود که اونموقع میتونستم بکنم
میتونیم بعداً پاکش
کنیم، مگه نه؟
وقتی همه‌ی اینا تموم شد
هرکسی راه خودش رو میره
الان وقتش نیست
که با همدیگه دشمن شیم
من باید به مردی که
نمادش رو، روی بدن یه
زن متاهل حک کرده اعتماد کنم
اشتباه نمیگه
حرفام به این معنی
نبود کارت درست بوده
تایان گوآم
ببخشید
اون فقط میخواست
بدونه تو قابل اعتماد هستی
یا نه
مشخصه که نیستی
ولی چاره‌ی دیگه‌ای نداریم
یه مسأله‌ی مهم هست
که باید راجبش حرف بزنیم
بیا داخل
مهمه؟
آره، خیلی!
چیزی که میتونه
نظم دنیا رو عوض کنه
پایان

قسمت 112 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 113

این قسمت را دوست داشتی؟

۵ پسند

برای پسندیدن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی فصل شکار
از ادامه دادی
سرعت