129
گایون…
بیا از اینجا بریم
…
….
خخخ
خب، خب…
انگار گایون
تصمیمش رو گرفته
….
نه
میخوام دوباره
اون لذت رو تجربه کنم
همونطور که فکر میکردم
تو ترجیح میدی کیر گندهی یه
مرد واقعی توی کصت باشه
تا کیر کوچولوی داداشت
مگه نه؟
زودباش
با کص درجه سومت
به کیرم التماس کن
بدش بهم
کیرت رو
میخوام❤️
گـــــایــــــــون؟!
فصل شکار
آره
بیشتر
بیشتر❤️
گایون
تمومش کن
تایان حرومزاده
اینبار چه حقهای زدی؟
حقه؟
خودت با چشمات دیدی
که نماد رو حذف کردم
خخخ
حقهای در کار نیست
این انتخاب خوب گایونه
گایون فقط کیر گندهی
من رو انتخاب کرد
تو به عنوان برادر کوچیکش
هرگز نمیتونی همچین چیزی بهش بدی
واقعاً فکر کردی برادر بودن
کافیه تا صاحب این کص بشی؟
یکم طمعت زیاد نیست؟
فکر کردی با حرف زدن
از اینکه برادرشی میتونی گایون
رو مال خودت نگه داری؟
من فرق دارم!
با این کیر غولپیکر
به دنیا اومدم و همیشه برای
افزایش مهارتم تلاش کردم
با هزاران زن همبستر شدم
و همیشه سربلند بیرون اومدم
یه مرد آلفای قدرتمند مثل من
دقیقاً چیزیه که رقاص شمشیر زنی
مثل گایون بهش نیاز داره
نه یه مرد بتای مزخرف مثل تو
حرومزاده
آه
گایون، بگیرش!
….
گایون، بزن
ناکارش کن!
نماد بردگی حذف شده
حالا میتونی فرار کنی
اون حرومزاده
بسپارش به من
رقاص شمشیر زن
گایون…
این نقطهی عطف زندگیته
هااا
هااا
میخوای اون چاقو رو برداری
و ما رو بکشی؟
و زندگیت رو بخاطر برادرت
نابود کنی… به عنوان یه
قاتل توی زندان بپوسی؟
یا…
لازم نیست فکر کنم
کانگسول
من عاشقتم
آه!
ولی هنوزم نمیتونم تصور کنم
روزی با تو سکس کنم
آااع!
ببخشید ارباب
من گاردم رو پایین آوردم
مشکلی نیست پریدوت
به کانگسول اون هدیه رو بده
بله ارباب
این چــ…
این شورتیه که بانو
گایون پوشیده بود
هااه!
خوب بهش
نگاه کن گایون
این مرد بیچاره فقط با
بو کردن شورت خواهرش
شق کرد
حس عدالت خواهیش
فقط یه راهه تا وجدان
رو آروم کنه
وگرنه هیچ چیزی نیست
جز یه مرد بدبخت که زندگیش
رو با حشری شدن روی خواهرش نابود کرد
تصمیم بگیر گایون
واقعاً فکر میکنی یه کیر
به اندازهی انگشت میتونه
ارضات کنه؟
آه
نه
انگشت؟ نه،
کافی نیست
فقط این کیر
میتونه ارضام کنه
دیگه راه
فراری ندارم
میخوام تسلیم شم
تسلیم این لذت
تسلیم این کیر
آفرین گایون
رقاص شمیرزن
عاشق من شد
حتی همچین جنگجوی ماهری
هرگز توی تخت نجنگیده بود
شاید استاد مهارتهای رزمی باشه
ولی توی سکس، من
استاد واقعی هستم
مگه نه؟
آره، درسته!
لذتی که توی مغزم
جریان پیدا کرده
متوقف نمیشه
نمیدونم چطور در مقابل
همچین حملهای مقاومت کنم
من باختم
بدم باختم
اگه میخوای بازم بهت
تلمبه بزنم، بپذیر که کصت
یه کص درجهی سومه
کص من درجه سومه
بلندتر
کص من…
درجه سومه!
…
هااه
حس تعلق بینظیره
مگه نه؟
بیخیال غرور و باری که
رقاص شمشیرزن روی دوشت
گذاشته شو
آزادی یه زن چیزی جز
حس لذت بین پاهاش نیست
مگه نه؟
این مرد…
چطور ممکنه…
مثل من همه
چی رو ببینه؟
خوشحالی که با مرد قدرتمندی
مثا من آشنا شدی، مگه نه؟
آره
سم کاری این مرد
خیلی شیرینه
سکس…
هرگز نمیدونستم…
اینقدر لذت بخشه
گایون، کص تو
چیزی جز یه کص
درجه سوم نیست!
ولی به جرات میگم
یکی از بهترین کصاییه
که کردم
تو یه زن معمولی نیستی
اینجوری زاییده شدی
تا حالا هیچ مردی که
بتونه پتانسیلت رو آزاد
کنه ملاقات نکرده بودی
از حالا، زیر نظر من
کص تو به یه کص درجه یک
تبدیل میشه، خوبه؟
اگه هر کاری که این مرد
میگه رو انجام بدم…
منم همین
حس لذت رو
تجربه میکنم
انجامش میدم
میخوام کصم درجه یک شه
میخوام کصم نابترین
کص دنیا شه!
باید به استادت ادای
احترام کنی
با کصت، وفاداریت رو
به من ثابت کن
آره، من خودم رو
بهت پیشکش میکنم استاد
لطفاً تا وقتی که کصم
درجه یک شه بهم
آموزش بده
پس برای یه پایان زیبا
آبم رو میریزم توت
آااه
رحِم خودت رو برای
پذیرش اسپرمهام آماده کن
آب من قراره بره توی کصت
نه آب برادر کوچیکت
قبولش میکنم
آااه
دارم آبم رو میریزم
توی کص رقاص شمشیرزن
ازم حامله شو
آه…
هاع
هااه
هااه
خب، دیدی دیگه؟
مگه نه آریلا؟
شرط رو بردم
مگه نه؟
ادامه دارد…