فصل شکار قسمت ۱۱۸ از ۱۲۸۲۳ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳
قسمت 118
اگه رقاص شمشیرزن
رو بهت بدم...
توی قلعه‌ی کلاغ‌ها
مهمونم میکنی؟
اگه واقعاً گیرش بندازی
حتی پادشاه هم بهت
احترام میذاره
ولی تو؟
چطور؟
من همین الانش
نماد بردگی روش گذاشتم
پس چرا زودتر نگفتی؟
اینهمه منتظر موندن
عجیبه!
اگه میگفتم
چی تغییر می‌کرد؟
چی؟
آره... داشتم سبک
و سنگین میکردم
کدوم طرف قوی‌تره
کصکشی هستم
من!
ولی آخرش
تو رو انتخاب کردم
تایان!
حالا... تو دست
پایین رو داری
بانو آریلا
یکم دیگه معطل کنی
گردنت رو میزنه
جوابت
چیه؟
تایان؟ داری باهاش
چه حرفی میزنی؟
چه پیشنهادی
بهش دادی؟
فصل شکار
شانس دیگه‌ای
نیست بانو آریلا
پیشنهادم رو
قبول میکنی؟
داری سر چی
باهاش مذاکره میکنی تایان؟
باشه
پیشنهادت رو
قبول میکنم
ببخشید
استاد
ولی این تنها راه
نجات همه‌ی ماست
تکنیک
ارگاسم
دستور میدم کص رقاص
شمشیرزن ارگاسم شه!
آاه
همم؟
چی شد
گایون!؟
حالا، ریلکه!
گیرت انداختم❤️
.....
اووه!
هااه
داری چه
غلطی میکنی!؟
هاهاها❤️
میخوام شیرت رو بدوشم
تمام آبت رو
میکشم بیرون
بس کن!
داری چه غلطی میکنی!؟
....
آااخ!
......
عااع
گا...یون!
کانگسئول
آااه❤️
حالا تمام آبی که
ازت کشیدم بیرون
رو برمیگردونم سر جاش
هه هه
آاع
هااه
همم!؟
وایسا...
نمیخواین
بکشینش که؟
فقط بیهوشش میکنم
عزیزم❤️
نباید یه اسباب بازی جذاب
رو به این راحتی خراب کنی
باید قبلش خوب
ازش استفاده کنی
عووم
عااع
هااع
*میلرزه*
اینم از این!
پس، حالا قراره
به عنوان یه مهمون
ازم پذیرایی مفصل بشه
بانو آریلا؟
....
مراقب حرف
زدنت باش!
معامله
معامله‌ست!
باشه
بالاخره... ممه‌های آریلا در دسترسمه!
همین الان بگیرمشون!؟
این حداقل جایزمه، نه؟
....
....
سیئنا
اینم بکشم؟
نه
به عنوان یه مهمان
ازش پذیرایی شه
سرورم!؟
.....
ببخشید
باید چی صدات کنم؟
بهم بگو سی‌ئنا
بدون هیچ
پس و پیشی؟
آره، سی‌ئنا
کافیه
این دختر یه اشراف زاده‌ست
چرا در خدمت یکی
از چهار خاندانه؟
چه مشکلی هست؟
چه بلایی سر
رقاص شمشیرزن و
شوهرش میاد!؟
......
بعد از گزارش به
امپراتور تکلیفشون
مشخص میشه
همکاری تو هم
گزارش داده میشه
فعلاً استراحت کن
....
.....
منظورم اون نبود
میخواستم بدونم چه
بلایی سرش میاد
نگران سلامتیش
هستی...؟
....
آع
هممم
برند من روی
بدن گایونه
پس...
میشه اینم به
امپراتور بگین!؟
هنوز نگاییدمش
من بهش خیانت کردم
ولی نمیخوام بمیره
*میلرزه*
*میلرزه*
شوهرش که
مهم نیست
فهمیدم
ما بردیم
مگه نه؟
تایان
آره
دستامون به بهترین
ممه‌های دنیا رسید؟
هنوز نه...هنوز
به دست نیاوردیمش سیسیل
صدات رو بیار پایین
خیلی بهش
نزدیک شدم
از حالا باید
مراقب
حرکاتم باشم
اون ممه‌ها
مال من میشه!
ولی به زودی...
نوش جان
....
....
از مهمون نوازیتون
سپاسگذارم بانو آریلا
........
.......
.......
محض اطلاع
نمیتونی به طبقه‌ی اول
و دوم ورود کنی
اگه وارد بشیم چی؟
میمیری
شوخی تندی بود
شوخی نکردم
میمیری
هیچ رحمی
در کار نیست
.....
راحت باش
آره، خیلی راحتم
میدونستم زن سردیه
ولی نه تا این حد
چطور برم
توی تختش؟
تایان
....
خیلی وقته
سکس نداشتیم
هه هه
میخوای یکم
تنها باشیم!؟
پایان

قسمت 118 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 119

این قسمت را دوست داشتی؟

۳ پسند

برای پسندیدن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی فصل شکار
از ادامه دادی
سرعت