فصل شکار قسمت ۱۰۰ از ۱۲۹۱۱ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱
قسمت 100
این حجم از اسپرم
از توان من خارجه
نمیتونم
آره، داره ضعیف میشه!
حالا آرومتر آبم رو میدوشه!
تسلیم میشم
شکمم باد کرده!
باید آبم از
کصت بزنه بیرون
توی سکس
تسلیم وجود نداره
نمیتونم!
نه!
دیگه نمیتونم کنترلش کنم
الان آبش از
کصم سرریز میشه!
داره میاد!
هاااه
آاه
نمیتونم کنترلش کنم
نه!!!!!❤️
آاه
آاه
نزدیک بود بمیرم!
ارباب شمشیر زن
مال من شد!
نظرت چیه پریدوت؟
بخاطر استفاده زیاد
از انرژیش از هوش رفت
معجونای جالبی همراهشه
شمشیرشم با استفاده از یک
تکنیک ویژه ساخته شده
این تکنیک توی
این دنیا وجود نداره
پس اونم یه
بیگانه‌ست؟
فکر کنم، احتمالش
زیاده که یه نابودگر باشه
مطمئن نیستم کی به هوش میاد
فکر میکنی این زنجیرا
برای نکه داشتنش کافیه؟
نمیشه مطمئن بود
مخصوصاً اگه
نابودگر باشه
وقتی بیدار شه
ممکنه سعی کنه
همه‌مون رو بکشه؟
اینم ممکنه
میخوام این زن رو
تقدیم آریلا کنم
نمیتونم بهش آسیب بزنم
باید ازش مطمئن شم
یعنی...
اون یه نابودگره
ممکنه قدرتش جلوی
خالکوبی من رو بگیره
ارباب...
خیلی آشغالی
ازت ناامید شدم
چرا؟
این غیرقانونیه که
بدون اجازه برندت رو
روی بدن کسی تتو کنی
ولی من برده‌تم
پس نمیتونم خلاف
خواسته‌ت کاری کنم
ولی این یه مورد
استثناست!
استثناست!؟
بر اساس قوانین
امپراتوری
بیگانگان هیچ
حقوقی ندارن
هان!
چی شده؟
ولی نمیتونم قول بدم
موفقیت‌آمیز باشه
همونطور که دستور دادی
برندت رو خالکوبی میکنم
ثبت برند رابطه‌ی
مستقیمی با قدرت
ارباب داره
به هرحال یه تاثیراتی
داره دیگه؟
راستش نمیدونم
یه برده‌ی معمولی
مشکلی نداره ولی...
اون یه نابودگره
همونطور که گفتم ممکنه
تتو رو پس بزنه
بذار لباسش
رو دربیاریم
واااو!
چه بدن
زیبایی!!
این همون زن
ممه گنده‌ایه که میخوای؟
نه، اون نیست
این ممه‌ها کمک میکنه
که‌ ممه‌های مورد نظرت رو
به دست بیاری!؟
آره
عمیق بود
ولی کار درستیه
برخلاف خواست کسی
برندت رو حک کنی روش؟
درست نیست
ولی ضروریه
نمیخوام وقتی
به هوش اومد ما
رو بکشه
همم
ها! فکر کنم
داره به هوش میاد!
هان!
رفت!
آروم باش! درها قفلن!
حتماً همین اطرافه!
اگه تله‌پورت کنه چی؟
چی؟!!
مگه ممکنه!؟
تو کی هستی؟
آروم باش!
وقتی بیهوش بودی پیدات
کردیم و نجاتت دادیم
بوآاععع!!
از سینم میکشه بیرون
انگار داره قلبمو
اگه میخواستی نجاتم بدی
چرا لختم کردی؟
تو چطور
پیدام کردی؟
قبل اینکه بیهوش شم
یه هاله‌ی محافظتی داشتم
که باعث میشد کسی پیدام نکنه
نمیدونم چی داری میگی؟
روی زمین پیدات کردم
منم مثل تو
یه بیگانه هستم
بیگانه؟ یعنی
توی این شهر زندگی نمیکنی؟
درسته
همه‌مون همینطوریم
به جز پریدوت
هاا...
ولم کرد!
لطفاً آروم باشین
ارباب شمشیرزن
هرچیزی که میدونمُ برات تعریف میکنم
از کجا فهمیدی
من کی هستم؟
بهت گوش میدم
چیزایی که گفتم
رو فهمیدی؟
پس دنیاهای
متنوعی وجود داره
و تمام کسانی که وارد
این دنیا شدن بیگانه نامیده میشن
اگه راستش رو بگی
خیلی چیزا واضح میشه
ولی چرا فقط این
مدل لباس داری؟
اینجا برای اون
کارا ساخته شده
کدوم کارا؟
میدونستم تو یه
حیوون غیرقابل اعتمادی
آروم باش!
توی این دنیا این
شغل یه شغل محترمانه‌ست!
درضمن با اینکه منم یه
بیگانه هستم ولی قدرتای
تو رو ندارم
فقط تونستم با این
شغل زندگیم رو نجات بدم
میفهمی؟
اسم من
تایان گوآمه
اسم تو چیه؟
گایون
گایون!؟
کره‌ای هستی؟
کره‌ای؟
امکان نداره
ولی از اسمت
خوشم اومد
فوراً عاشق
اسمم نشو
من شوهر دارم
شوهرت...
اینجاست؟
وقتی اون هیولاها
بدون هیچ دلیلی بهمون
حمله ور شدن از هم جدا شدیم
باید پیداش کنم
مشخصه که همچین
فرشته‌ای شوهر داره!
ولی راوی گفت
که باکره‌ست!
نمیتونم ازش بپرسم
که واقعاً باکره‌ست یا نه؟
فکر کنم بتونیم
به همدیگه کمک کنیم
فکر کردی احمقم؟
نمیتونم بهت اعتماد کنم
میدونم نقش آدمای
خوب رو بازی میکنی
و یه نقشه‌ای توی سرته
به من اعتماد نکن
به جاه‌طلبیم اعتماد کن
من یه هدف بزرگ دارم
و برای به دست آوردنش
باید به خیابان شیطان برم
به یه آدم قدرتمند مثل
تو نیاز دارم که کنارم باشه
تو هم برای پیدا کردن
شوهرت باید برگردی اونجا
ولی تنهایی نمیتونی موفق شی
دقیقاً مثل دفعه‌ی قبل
این دنیا قوانین
خودش رو داره
اون تتو حتی توی
خیابون شیطان هم اثر گذاره
و کسی بهت تعرض نمیکنه
چون نشون میده تو
متعلق به منی
تو مالک من نیستی
میدونم ولی نباید
کسی این موضوع رو بفهمه
اگه از من
محافظت کنی
منم کمکت میکنم
شوهرت رو پیدا کنی
این بهترین
گزینه ست، درسته؟
انگار نقشه کش
قهاری هستی
پس موافقی!؟
باشه، بیا بریم
چی؟
هردوتامون نیاز
داریم استراحت کنیم
بهتر نیست
از قبل آماده بشیم؟
هه
اگه امکان داره
میتونی بهمون آموزش بدی؟
چی رو بهت آموزش بدم؟
شمشیرزنی؟
نمیتونی توی چند
روز یاد بگیری
ولی حداقل اونقدر
ماهر میشم که از
خودم دفاع کنم
میفهمی چی میگم؟
حالا بگو ببینم
لباس درست و
حسابی نداری؟
باشه، ازت
انتظار زیادی ندارم
شاید طبقه‌ی
بالا باشه
بزن بریم
اووف این
یکی هم به
خیر گذشت
خیلی زبون بازم
مطمئنم روحشم
خبر نداره...
یه میلف باکره با
همچین بدن سکسی و جذابی...
بهترین هدف
تمرینیه
قراره برده‌م شه
و ازش نهایت لذت رو ببرم!
پایان

قسمت 100 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 101

این قسمت را دوست داشتی؟

۳ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی فصل شکار
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت