قسمت 120
تا وقتی یه ایده
به ذهنم برسه
میکنمت سیسیل
تایان❤️❤️❤️
میکنم توت
چی شد؟
داشتم سکس میکردما
کی مزاحم شده؟
کیه؟
آریلا!؟
اون ممه...
اوپس
یعنی خانوم
تایان
ارضا نشدی؟
باید برات کافی باشه
زود تمومش کن و بیا
فصل شکار
میخواد باهاش برم
اینجوری با کسی که
جونت رو نجات داد رفتار میکنی؟
پرتش میکنی بیرون!؟
اوه
جونم رو
نجات دادی!؟
.....
تو زندگیت رو
مدیون منی، درسته؟
هااه
نباید این حرف
رو میزدم
به زور اینجا موندن
من رو به جایی نمیرسونه
ولی اگه الان از
قصر برم، دیگه شانسی
گیر میارم که به آریلا نزدیک شم؟
کنار اومدن با
میلفا راحت بود
ولی نمیدونمچطور
از پس زنی مثل آریلا
بر بیام
عجب بدبختیای
گیر کردم
تایان؟
چی شده!
...
سیسیل... همیشه
با بدن سکسیش بهم
خوش آمد میگه
میو
ممههاشم خیلی
سکسی و قشنگه
سیسیل!
تایان!
شاید حسی که به
آریلا دارم متفاوت نباشه
فقط با دیدن ممهها
و صورت زیباش حشری شدم؟
همین کافی بود؟
وقتی به دستش بیارم
این حس از بین میره؟
پس بهتر نیست
خودم رو با سیسیل
ارضا کنم ؟
فقط یه نشونه
کافیه، همین!
همین لحظه
ناجی در رو زد
میو... چرا همه
مزاحم میشن؟
یااع
ناجی!؟
آقای تایان
تو کی هستی؟
سیئنا؟
اومدی که پرتم
کنی بیرون!؟
جان؟
لطفاً فوراً
آماده شین
سرورم شما
رو احضار کرده
چی؟!
قراره برم دیدن
امپراتور!؟
سیئنا باکرهست
آه!
مشکلی هست؟
عه، چیزی نیست
سرورمون ترسناکه؟
هه هه
مادرم زن مهربونیه
....
پس لبخندم میزنی
وایسا ببینم
این داستان چقدر آشناست!
پس یعنی میتونم
سیئنا رو زیرخواب
خودم بکنم؟
آره... الان
نمیتونم تسلیم شم
هنوز نه، تایان!
....
.....
....
...
ولی حس میکنم
قراره بگا برم
......
سلام!
بانو آریلا...
شما هم میاین؟
خوشحالم که با همدیگه
همسفر شدیم
مرسی سیسیل
......
درسته، من تنها نیستم
از پسش برمیام
رسیدیم
بانو آریلا
ووآع
اینجا قصر
پادشاهیه؟
اینجا اقامتگاه
خصوصی امپراتوره
سعی کن مثل
روانیها رفتار نکنی
عاع
تا وقتی ازت سوالی
پرسیده نشده، حرف نزن
حتی اگه سرورمون حرف زد
سعی نکن باهاش پسرخاله شی
فهمیدی؟
مگه امپراتور
کیه...؟
اصلن آدمه؟
از چیزی که شنیدم
یه خداست!
سرورم
بهتون ادای احترام میکنیم
هردوتاتون
بیاین نزدیکتر
......
سرورم
این تایان گوامه
از یه دروازهی
مخفی وارد دنیامون شده
وایسا ببینم
تایان
تو اهل
کره حنوبی هستی؟
عه
بله سرورم
کُره؟
میدونستم!
میدونستم یه روزی
یکی مثل تو میاد
ولی فکر نمیکردم
توی این هزاره باشه!
از آشناییت
خوشبختم تایان!
هان!
اسم امپراتور سیهیونه
این یه اسم کرهایه
.....
امکان نداره...
امپراتور هموطن منه؟
چطور ممکنه؟
مهمتر از اون...
واقعاً کردنیه
وااو
......
اولین لحظهای که من رو دیدی
با خودت گفتی باید بکنمش
مگه نه؟
تو فقط به
همین فکر میکنی؟
سکس؟
آه
ببخشید سرورم!
همین الان این
کثافت رو از جلوی
چشماتون دور میکنم!
چی!؟ میتونه
ذهنم رو بخونه؟
ای کره
ای مرز پرگهر...
ای خاکت سرچشمهی هنر...
لعنتی! نباید بذارم
فکرام رو بخونه
هاهاهاها
تو واقعاً کرهای هستی
سرود ملی رو میخونی
واو... سالها بود
نشنیده بودمش
مشکلی نیست آریلا
آااه!
برای یه مرد جوون
این چیزا طبیعیه
نظرت چیه!؟
فکر نمیکنی شوهر
خوبی برات شه؟
چی؟!