قسمت 92
تو..!
آبجی!؟
چرا تو با آیونگی؟
هیس!
آجوشی؟!
اینجا با آبجی
آشنا شد
حالا چی بگم؟
هنوز برنامه نداشتم
با هم آشناشون کنم
از آشنایی دوبارهتون
خوشبختم خانوم سومی هان
لعنتی!
فاک!
با آیونگ
چیکار کردی؟
زودباش بگو
چرا پیش خواهرمی؟
منظورت چیه؟
ما با هم
قرار میذاریم
چی؟
به لطف خانوم سوهی
با هم آشنا شدیم
و از هم خوشمون اومد
ببینم
هنوزم عوض
نشدی، نه؟
انگار الان خیلی
رو اعصابت تسلط نداری
بعداً که آروم شدی
حرف میزنیم
چی!؟
مرتیکهی روانی...
آبجی!
چی شده؟
بیا بریم داخل حرف بزنیم
ببخشید...
شوکه شدی، نه؟
همه چی رو برات
توضیح میدم
ببخشید آجوشی
بعداً بهت زنگ میزنم
یه روز دیگه
میریم بیرون
باشه
جالب شد
زود برو خونه
چرا همیشه وقتی کلی آدم دور و برمونه
باید تو رو ببینم
امیدوارم دفعه بعد
با لبخند با هم روبرو شیم
سونگمین لی
از دستم عصبانی
هستی آبجی؟
میخواستم بهت بگم
ولی زمان مناسبشُ پیدا نکردم
حتی مامانم نمیدونه
آیونگ
تو و مامان
خونوادهمون
ارزشمندترین
چیزای زندگی منین
تو هم اینجوری
فکر میکنی، آره؟
آره، معلومه!
چطور جرات میکنی...
سر به سر خونوادهی
من بذاری...؟
خوبه
یه کلمهست
سختی سوال
درجهی اوله
این کلمه ریشه
در بوداییسم داره
و زمانی استفاده میشه
که کسی برای کار خوبش
جایزه میگیره
باید برای کار
بدش تنبیه میشه
و در ضمن...
جوابش
کارماست!
اوه خدا، هنوز
سوالُ کامل نخونده بودم
درست جواب دادی
کات، همگی
خسته نباشین
خسته
نباشین
مرسی
ییون! خسته نباشی
یکی دنبالت میگرده
همونیه که قبلاً اومده بود
گفت یه چیزی برات آورده
منم راهش دادم داخل
کارت عالی بود
برنامهی فان و جذابی شده
همیشه دوست داشتم
اجرای زندهتُ ببینم
واقعاً بینظیر بودی
ها..
مرسی، خوشحالم
که اینجا دیدمت
حرومزاده
دیوونه شدی؟
تو اینجا
چه غلطی میکنی؟
اومده بودم
دوستمُ ببینم
نمیدونستم
اینجا فیلمبرداریه
به هرحال همه
چیز تو رو اذیت میکنه
توی مهمونی داشتی
چه غلطی میکردی؟
میخواستی به همه
بگی کی هستی!؟
چیه؟ میترسی بقیه
از گذشتهت باخبر شن؟
نترس، واسه یه
چیز دیگه اومده بودم
چی؟
از شهرتت
استفاده کن و...
به سومی هان
ترفیع بده